به گزارش خبرنگار سیاسی ایسکانیوز، برخی منابع خبری از احتمال برگزاری دور سوم مذاکرات میان ایران و امریکا خبر میدهد، مذاکراتی که قرار است بار دیگر دو کشور را در یک رویارویی غیر مستقیم و البته حساس قرار دهد.
این دور در حالی در حالی قرار است برگزار شود که همزمان با رفتوآمدهای دیپلماتیک، سرعت اعزام نیروهای آمریکایی به منطقه افزایش یافته و سایه نگرانی از آغاز یک جنگ نظامی همچنان سنگینی میکند؛ بهویژه پس از ادعای استیو ویتکاف مبنی بر فاصله یکهفتهای ایران تا ساخت بمب هستهای.
در میان این فضای پرابهام، ایده «غنیسازی محدود و نمادین» بهعنوان یکی از مسیرهای احتمالی توافق مطرح شده؛ پیشنهادی که بیشتر از سوی آمریکا شنیده میشود. با این حال، عراقچی، رئیس دستگاه دیپلماسی، تأکید کرده ایران از مواضع اصولی خود عقب نخواهد نشست. همزمان، برخی پیشنهاد همکاری نفتی میان دو کشور را بهعنوان یک اهرم اعتمادساز مطرح کردهاند و وزیر نفت ایران نیز در این خصوص گفت: «همه چیز محتمل است.»
در سوی دیگر، بسته پیشنهادی ایران بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. آنطور که رویترز در گزارش خود نوشت: تهران سناریویی را بررسی میکند که شامل انتقال بخشی از ذخایر اورانیوم به خارج، رقیقسازی باقیمانده و مشارکت در کنسرسیوم غنیسازی منطقهای است؛ اقداماتی که گفته میشود در برابر به رسمیت شناخته شدن حق غنیسازی صلحآمیز ایران و لغو تحریمها دنبال خواهد شد.
غنیسازی نمادین هیچ سودی ندارد
محمد صادق کوشکی، فعال و کارشناس سیاسی اصولگرا، در گفتگو با خبرنگار سیاسی ایسکانیوز درباره احتمال پذیرش «غنیسازی محدود» توسط ایران گفت: تجربههای گذشته به ما نشان داده است که برخی جریانها چنین طرحهایی را میپذیرند، اما نتیجهای واقعی برای کشور نداشت. در برجام شاهد بودیم که حدود شش هزار سانتریفیوژ IR-1 با بازدهی کمتر از یکدهم درصد در نطنز کار میکرد، اما عملاً هیچ سودی برای ما نداشت. با این حال، کسانی که برجام را طراحی کردند، مدعی شدند که آمریکا حق غنیسازی ایران را محترم شمرده و پذیرفته است.
او افزود: آنچه در برجام رخ داد، بیشتر شبیه یک غنیسازی نمادین بود؛ برخی در داخل کشور هم میگفتند این غنیسازی واقعی در جریان است. حالا تیم مذاکرهکننده فعلی، که بخشهایی از آن همان تیم سابق برجام است، شاید باز هم چنین نمونهای را بپذیرد.
کوشکی با تأکید بر خط قرمز اعلام شده از سوی ایران گفت: رهبر انقلاب، با نظر کارشناسان متخصص و متدین، عدد ۲۰۰ هزار سو را مشخص کردهاند؛ این مقدار نه تنها سوخت نیروگاه بوشهر را تأمین میکند، بلکه تمامی نیازهای کشور در حوزه پزشکی و رادیودارو را پاسخ میدهد. اما غنیسازیای که در برجام انجام شد، حتی نزدیک این حد هم نبود و آمریکاییها حتی همین سطح محدود را هم قبول نمیکردند. بنابراین آنچه در برجام به عنوان غنیسازی نمادین انجام شد، عملاً هیچ فایدهای برای ایران نداشت.
کوشکی با اشاره به تجربیات جهوری اسلامی در برجام گفت: تجربه برجام نشان میدهد وقتی چیزی نمادین باشد، حتی اگر روی کاغذ پذیرفته شود، در عمل هیچ سودی ندارد؛ این نکتهای است که تیم مذاکرهکننده باید همیشه به یاد داشته باشد.
کسانی که از همکاری نفتی ایران و آمریکا سخن میگویند، عملاً شوخی میکنند
این کارشناس سیاسی اصولگرا در پاسخ به پرسشی درباره احتمال همکاری نفتی میان ایران و آمریکا، با نگاهی انتقادی گفت: نکته مهم اینجاست که چنین همکاریهایی هیچگاه از سوی ایران ممنوع نبوده است. ما در دولت آقای حسن روحانی بارها شاهد خرید و فروش میان ایران و ایالات متحده آمریکا بودیم، اما این طرف آمریکایی بود که همکاری با مجموعههای اقتصادی ایران را ممنوع کرد.
او با انتقاد از پیشنهاد برخی چهرهها مبنی بر از سر گیری روابط اقتصادی میان تهران و واشنگتن گفت: کسانی که امروز از همکاری نفتی میان ایران و آمریکا سخن میگویند، ظاهراً بیشتر قصد طرح یک شوخی سیاسی را دارند؛ چراکه جمهوری اسلامی هیچگاه آغازگر قطع همکاری نبوده است. این آمریکاییها بودند که مسیر محدودسازی را شروع کردند و حتی امروز نیز هر مجموعهای که بخواهد با ایران همکاری نفتی داشته باشد، با تهدید تحریم و مجازات مواجه میشود.
این تحلیلگر در ادامه تأکید کرد: منظور پنهان برخی از این پیشنهادها این است که آمریکا تحریمها را بردارد. اگر واشنگتن واقعاً ارادهای برای رفع تحریمها داشت، در سالهای گذشته فرصت آن را داشته است. بنابراین طرح همکاری نفتی بدون تغییر در سیاست تحریمی آمریکا، بیشتر شبیه یک تحلیل طنزآمیز است تا یک راهکار عملی.
کوشکی در واکنش به اخبار منتشر شده درخصوص بسته پیشنهادی ایران گفت: من از جزئیات این بسته که گفته میشود ایران قصد دارد بخشی از اورانیوم خود را از کشور خارج و بخش دیگری را رقیق کند، اطلاعی ندارم. رسانههایی مانند رویترز بارها اخبار نادرست به مسئولان ارشد جمهوری اسلامی نسبت دادهاند و نمیتوان آنها را به عنوان منبع معتبر قلمداد کرد. به هر حال، تیم مذاکرهکننده و شورای عالی امنیت ملی مسئول این پرونده هستند و بیشترین اطلاع را از جزئیات دارند.
تضمین معتبری به ایران در مذاکرات داده نمیشود
کوشکی همچنین درباره میزان احتمال دستیابی به توافق با توجه به مسیر پرپیچوخم مذاکرات و افزایش تحرکات نظامی آمریکا در منطقه، با نگاهی تردیدآمیز گفت: آنچه امروز میان ایران و ایالات متحده آمریکا جریان دارد، مذاکره برای توافق نیست. مذاکره واقعی زمانی معنا پیدا میکند که طرفین از یکدیگر تضمین بگیرند، در حالی که اکنون هیچ تضمین معتبری به ایران داده نمیشود.
وی با اشاره رویکرد آمریکا در مقابل جمهوری اسلامی افزود: آمریکا در مذاکرات به دنبال دیکته کردن خواستههای خود به جمهوری اسلامی است؛ یعنی میگوید این اقدامات را باید انجام دهید و حتماً بپذیرید، اما در مقابل، تضمینی برای رفع تحریمها ارائه نمیکند. با چنین مختصاتی، دشوار است این روند را مذاکره بنامیم؛ این بیشتر تلاشی برای تحمیل مطالبات آمریکا به ایران است.
این کارشناس اصولگرا در بخش دیگری از سخنانش به فضای امنیتی منطقه پرداخت و با اشاره به بزرگنماییها درباره حضور نظامی آمریکا گفت: حجم ناوگان آمریکا در غرب آسیا امروز حدود یکسوم سالهای ۱۹۸۷ تا ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ است. در آن سالها تعداد شناورهای آمریکا در خلیج فارس حتی به حدود ۹۰ فروند میرسید، در حالی که اکنون این عدد به زیر ۴۰ فروند کاهش یافته است؛ بنابراین از نظر کمی، وضعیت قابل مقایسه با دورههای قبل نیست و بخشی از فضای موجود، جنگ روانی محسوب میشود.
او در عین حال تصریح کرد: من نمیخواهم بگویم آمریکا قصد حمله دارد یا ندارد، اما باید واقعبین بود. آمریکاییها نزدیک به سه دهه است که در خلیج فارس حضور نظامی دارند و در بسیاری از مقاطع، دستکم دو ناو هواپیمابر در منطقه مستقر بوده است، در حالی که در حال حاضر هیچ ناو هواپیمابری در خلیج فارس مستقر نیست.
کوشکی با اشاره به آرایش فعلی نیروهای دریایی آمریکا در خلیج فارس گفت: ناو هواپیمابر USS Abraham Lincoln در دریای عرب قرار دارد و ناو USS Gerald R. Ford نیز در مسیر اعزام به منطقه است؛ موضوعی که نشان میدهد باید تحرکات را دقیق و بهدور از فضاسازیهای اغراقآمیز تحلیل کرد.
ضعف موضع ایران، آمریکا را به ادامهدار کردن مذاکرات تشویق میکند
این کارشناس سیاسی اصولگرا در پاسخ به این پرسش که مذاکرات هستهای تا چه زمانی میان ایران و ایالات متحده آمریکا ادامه خواهد داشت، گفت: با مختصات فعلی، این روند بیش از آنکه مذاکره برای توافق باشد، تلاشی برای تحمیل خواستههای آمریکا است. طبیعی است هر میزان که ما در میدان دیپلماسی ضعیفتر ظاهر شویم یا نشانهای از عقبنشینی بروز دهیم، طرف آمریکایی انگیزه بیشتری برای ادامهدار کردن این مذکرات پیدا خواهد کرد.
وی در پایان تأکید کرد: مسئولان کشور اگر با موضعی مقتدرانه وارد میدان شوند، طرف آمریکایی نمیتواند مذاکرات را فرسایشی و تحمیلی پیش ببرد. شاخص این موضع قدرت نیز رهنمودهای رهبر انقلاب است؛ هرچه دستگاه اجرایی و تیم مذاکرهکننده به همان میزان از قاطعیت پایبند باشند، امکان طولانی شدن مذاکرات از سوی آمریکا کاهش خواهد یافت.
انتهایپیام/
نظر شما