کودکی زیر سایه الگوریتمها؛ هویتی که پیش از آگاهی ساخته میشود
کودکی در جهان امروز دیگر صرفاً در کوچهها، مدارس و جمعهای خانوادگی شکل نمیگیرد؛ بخش قابل توجهی از تجربه زیسته کودکان در بستر پلتفرمهای دیجیتال، شبکههای اجتماعی و سامانههای هوشمند رقم میخورد. در این زیستبوم جدید، الگوریتمها نهتنها محتوایی را که کودک میبیند تعیین میکنند، بلکه ردپای دیجیتال او را ثبت، تحلیل و ذخیره میکنند. این تحول، فرصتهایی برای آموزش، خلاقیت و ارتباط فراهم کرده است، اما همزمان پرسشهای جدی درباره حق کودک بر حریم خصوصی، امنیت داده و کرامت انسانی او مطرح میکند. کودک امروز، پیش از آنکه توانایی درک پیامدهای حضور دیجیتال را داشته باشد، به سوژهای دادهمحور در اقتصاد توجه و الگوریتم تبدیل میشود.
کودک بهمثابه محتوا؛ از اشتراک محبتآمیز تا بهرهبرداری اقتصادی
یکی از جلوههای بارز این وضعیت، پدیده «کودکان اینستاگرامی» و حضور پررنگ کودکان در صفحات اجتماعی والدین است. انتشار تصاویر، ویدئوها و لحظات خصوصی زندگی کودک در شبکههای اجتماعی اغلب با نیت اشتراک شادی یا ثبت خاطره انجام میشود؛ با این حال، این اقدام میتواند پیامدهای بلندمدت و پیشبینیناپذیری برای حریم خصوصی و امنیت کودک داشته باشد. تصویر کودک، اطلاعات مربوط به محل زندگی، مدرسه، علایق و الگوهای رفتاری او، همگی دادههایی هستند که در فضای دیجیتال ماندگار میشوند و خارج از کنترل خانواده بازنشر میگردند. کودک در این فرایند، پیش از آنکه به سن تصمیمگیری برسد، هویت دیجیتال دائمی پیدا میکند؛ هویتی که ممکن است در آینده بر روابط اجتماعی، فرصتهای شغلی یا امنیت شخصی او تأثیر بگذارد. در مواردی، حضور کودک در شبکههای اجتماعی از سطح اشتراک خانوادگی فراتر میرود و به فعالیتی نیمهحرفهای یا تجاری تبدیل میشود. صفحات پرمخاطب، همکاریهای تبلیغاتی و تولید محتوای درآمدزا، کودکان را به بخشی از اقتصاد دیجیتال بدل میکند. در این میان، مرز میان مشارکت خلاقانه کودک و بهرهبرداری اقتصادی از تصویر و زندگی او مبهم میشود. کودک ممکن است ساعتهای طولانی در فرایند تولید محتوا مشارکت کند، بدون آنکه حق انتخاب واقعی یا درکی از پیامدهای این فعالیت داشته باشد. چنین وضعیتی پرسشهای مهمی درباره حق کودک بر استراحت، بازی، رشد متناسب با سن و مالکیت بر تصویر و هویت خود مطرح میکند. الگوریتمهای شبکههای اجتماعی نیز نقش تعیینکنندهای در تشدید این روند دارند. این الگوریتمها بر اساس جذب توجه، محتوای پرتعامل را تقویت میکنند و در نتیجه، محتوای مرتبط با کودکان ــ که اغلب واکنشهای عاطفی بیشتری برمیانگیزد ــ بیشتر دیده میشود. این چرخه میتواند والدین را ناخواسته به سمت انتشار بیشتر تصاویر و لحظات خصوصی فرزندان سوق دهد.
منافع عالیه کودک در عصر پلتفرمها
در چنین ساختاری، کودک به «محتوا» تبدیل میشود و ارزش او در میزان تعامل مخاطبان سنجیده میشود؛ روندی که با اصول کرامت انسانی و حقوق کودک در تعارض قرار میگیرد. از منظر حقوقی، حق کودک بر حریم خصوصی یکی از حقوق بنیادین شناختهشده در حقوق بینالملل است. کنوانسیون حقوق کودک بر لزوم حمایت از زندگی خصوصی، حیثیت و هویت کودک تأکید دارد و منافع عالیه کودک را در تمامی تصمیمات مرتبط با او اصل اساسی میداند. این اصل اقتضا میکند که انتشار اطلاعات و تصاویر کودک، با در نظر گرفتن منافع بلندمدت او انجام شود. در بسیاری از کشورها، قوانین مشخصی برای حفاظت از دادههای کودکان، محدودیت در استفاده تجاری از تصویر آنان و الزام به رضایت آگاهانه والدین و در مواردی خود کودک وضع شده است. برخی نظامهای حقوقی حتی «حق فراموش شدن» را برای افراد، از جمله کودکان، به رسمیت شناختهاند تا بتوانند آثار حضور دیجیتال ناخواسته خود را در آینده حذف کنند.
در ایران، اگرچه اصول کلی حمایت از حریم خصوصی و منع سوءاستفاده از دادهها در قوانین مختلف قابل استنباط است، اما چارچوب جامع و اختصاصی برای حفاظت از دادههای کودکان در فضای دیجیتال وجود ندارد. قوانین موجود بهطور مشخص به اقتصاد داده، الگوریتمها و بهرهبرداری تجاری از تصویر کودک نمیپردازند. همچنین نظارت مؤثر بر فعالیت پلتفرمها و شیوه جمعآوری و پردازش دادههای کاربران خردسال محدود است. این خلأ قانونی در شرایطی رخ میدهد که استفاده از شبکههای اجتماعی به بخشی از زندگی روزمره خانوادهها تبدیل شده و حضور کودکان در این فضا رو به افزایش است. فراتر از چارچوبهای حقوقی، مسئله حریم خصوصی کودک در عصر الگوریتمها بُعدی فرهنگی و اخلاقی نیز دارد. در بسیاری از فرهنگها، کودک بهعنوان امتداد هویت خانوادگی دیده میشود و اشتراک تصاویر او امری طبیعی تلقی میگردد. با این حال، زیست دیجیتال ماهیتی متفاوت دارد: دادهها پایدار، قابل تکثیر و خارج از کنترل اولیه منتشرکنندهاند. بازاندیشی فرهنگی در مورد مرز میان اشتراکگذاری محبتآمیز و نقض حریم خصوصی، ضرورتی است که با افزایش سواد دیجیتال خانوادهها تحقق مییابد.
برای والدین، مواجهه با این چالش نیازمند آگاهی و تصمیمگیری آگاهانه است. پیش از انتشار تصاویر یا اطلاعات کودک، باید پرسید: آیا این محتوا در آینده ممکن است برای کودک شرمآور یا آسیبزا باشد؟ آیا اطلاعات مکانی یا هویتی حساس را آشکار میکند؟ آیا کودک، در صورت داشتن سن و بلوغ کافی، با انتشار آن موافق است؟ تنظیم حریم خصوصی حسابها، محدود کردن دسترسی عمومی، پرهیز از انتشار اطلاعات حساس و احترام به خواست کودک از جمله اقدامات ساده اما مؤثر در حفاظت از هویت دیجیتال اوست. در سطح سیاستگذاری، ضرورت تدوین مقررات مشخص برای حفاظت از دادههای کودکان، شفافسازی مسئولیت پلتفرمها، و تعیین حدود استفاده تجاری از تصویر کودک بیش از پیش احساس میشود. نهادهای آموزشی و رسانهها نیز میتوانند با آموزش سواد رسانهای و حقوق دیجیتال، خانوادهها را برای مواجهه مسئولانه با فناوری توانمند سازند. حمایت از حقوق کودک در فضای دیجیتال تنها وظیفه والدین نیست؛ مسئولیتی جمعی است که دولت، نهادهای مدنی، متخصصان و شرکتهای فناوری در آن سهم دارند.
خلأ قانون در برابر سیلاب داده؛ مسئولیت خانواده، دولت و پلتفرمها
کودکی در عصر الگوریتمها فرصتی بیسابقه برای یادگیری و خلاقیت فراهم کرده است، اما بدون حفاظت از حریم خصوصی و کرامت انسانی کودک، این فرصت میتواند به تهدیدی پایدار بدل شود. کودک امروز، شهروند دیجیتال فرداست؛ و نحوه مواجهه ما با دادهها، تصویر و هویت او، کیفیت آزادی، امنیت و کرامت او را در آینده شکل خواهد داد. دفاع از حریم خصوصی کودک، در نهایت دفاع از حق او برای انتخاب هویت خویش در آینده است؛ حقی که اگر امروز نادیده گرفته شود، فردا بازپسگیری آن ممکن است دشوار یا ناممکن باشد.
* حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان
نظر شما