گروه سیاسی ایسکانیوز، تا همین چند وقت پیش، وقتی حرف از جنگ و موشکباران میشد، چشم همه ناخودآگاه میرفت سمت جنوب؛ سمت نخلهای سوختهی اروند و آبهای نیلگون خلیجفارس. انگار یک قرارداد نانوشته داشتیم که شمال جای آرامش است و دریای خزر هم آن حیاطخلوت امنی که هیچکس جرئت نمیکند پایش را کج بگذارد آنجا. اما حالا ورق برگشته؛ رژیم صهیونیستی و آمریکا با حماقت اخیرشان در بندر انزلی، دست روی خط قرمزی گذاشتند که نه فقط برای تهران، که برای کل منطقه حکم بمب ساعتی را دارد.
چرا انزلی؟ شاهرگی که باید زده میشد
شاید بپرسید چرا انزلی؟ جوابش ساده است: کریدور شمال-جنوب. دشمن خوب میداند که با بسته شدن مسیرهای جنوبی، ایران تمام وزنش را روی تجارت با روسیه و اروپا از طریق خزر انداخته است. انزلی فقط یک بندر نیست؛ ریهی تنفسی اقتصاد ما در روزهای سخت تحریم است. آنها با این حمله میخواستند به خیال خودشان راه نفس ایران را ببندند و به پوتین هم پیام بدهند که امنیت شریک استراتژیکت در حیاطخلوت خودت هم تضمین شده نیست! این یعنی تلاش برای قطع کردن رگ حیاتی تجارت اوراسیا که در آن، انزلی نقش گمرک مرکزی را بازی میکند.
خزر، خلیجفارس نیست!
اینجا یک فرق اساسی با جنوب دارد. خزر طبق معاهدات بینالمللی، «دریای بسته» است؛ یعنی حضور هر غریبهای در آن ممنوع است. حالا سوال اینجاست: این موشکها از کدام سوراخ وارد حریم هوایی شمال شدهاند؟ عراقچی در تماس تلفنیاش با همتای قزاقستانی، خیلی شیک و دیپلماتیک، اما تند و تیز، دست گذاشت روی همین نکته. حرف حسابش این بود: «رفقا! اگر امروز بگذارید از آسمان یا زمین شما برای زدن انزلی استفاده کنند، فردا نوبت خودتان است.»
واقعیت این است که دشمن دارد بازی خطرناکی را شروع میکند؛ آنها میخواهند خزر را که همیشه نماد تجارت و آرامش بوده، تبدیل کنند به جبهه دوم نبرد. انگار یادشان رفته که امنیت این دریا مثل یک تسبیح است؛ یکی از دانههایش (یعنی ایران) که آسیب ببیند، کل رشته از هم میپاشد.
لرزه بر اندام همسایگان
این اتفاق، چرت امنیتی کل کشورهای ساحلی خزر را پراند. روسیه اصلاً از این وضعیت راضی نیست؛ برای کرملین، خزر یک دریاچه نظامی اختصاصی است و حضور سایهی موشکهای غربی در این منطقه، یعنی به چالش کشیدن هژمونی مسکو. شنیدهها حاکی از این است که مسکو این حرکت را یک خطای محاسباتی نابخشودنی قلمداد کرده که میتواند کل معادلات توافقنامههای رژیم حقوقی خزر را زیر و رو کند.
کشورهای ساحلی مثل قزاقستان و آذربایجان هم حالا در وضعیت آچمز قرار گرفتهاند؛ آنها به خوبی میدانند که اگر شعلهی ناامنی در خزر زبانه بکشد، میلیاردها دلار سرمایهگذاری در حوزههای نفتی «کاشاگان» و «آذری-چراغ-گونشلی» به خطر میافتد. حرف حساب تهران به همسایگان هم روشن بود: اگر امروز سکوت کنید، فردا نوبت سکوهای نفتی شماست.
طلای سیاه زیر آبهای نقرهای
از طرفی، نباید از نفت و گاز خزر ساده گذشت. اینجا یکی از بزرگترین ذخایر بکر انرژی جهان را دارد. ناامن کردن شمال، یعنی بالا رفتن ریسک سرمایهگذاری و بازی با قیمت جهانی انرژی در آستانه تحولات بزرگ. دشمن دارد یک شطرنج روی آب راه میاندازد؛ آنها فکر کردهاند با یک حرکت «اسب» در شمال، میتوانند در مرکز کیش بدهند، اما یادشان رفته که خزر شطرنج نیست؛ اینجا بیشتر شبیه «تختهنرد» است که تاس آن دست بچههای پدافند و نیروی دریایی شمال است.
درس تاریخ: از «نورد استریم» تا انزلی
این حرکت دشمن، آدم را یاد انفجار خط لوله «نورد استریم» در دریای بالتیک میاندازد؛ همانجا هم با ناامن کردن یک پهنه آبی استراتژیک، سعی کردند شاهرگ انرژی و اتحاد میان قدرتهای منطقهای را قطع کنند تا اروپا را وابسته نگه دارند. حالا همان سناریوی ایجاد منطقه خاکستری را آوردهاند دم گوش ما در خزر تا با ایجاد رعب، مسیرهای امن جایگزین را از اعتبار بیندازند. اما تفاوت اینجاست که بالتیک حیاطخلوت ناتو بود، اما خزر، قلعهی نفوذناپذیر شرق است.
پشت پردهی اسلایدهای فانتزی
واقعیت این است که طراحان این حمله در اتاقهای فکر واشنگتن، بیشتر از آنکه مرد میدان باشند، «پاورپوینتبازهایی» هستند که جهان را از پشت مانیتور میبینند. آنها فکر کردند با یک عملیات ایذایی میتوانند تمرکز دفاعی ایران را به هم بزنند، اما این حرکت نه تنها ایران را عقب ننشاند، بلکه باعث شد تا تهران و مسکو به فکر راهاندازی یک فرماندهی مشترک حفاظتی در خزر بیفتند. این یعنی دشمن با دست خودش، میخ حضور نظامی مشترک ایران و روسیه را در این پهنه آبی محکمتر کوبید.
اتحاد در سایه تهدید
نتیجه سیاسی این ماجرا برخلاف تصور طراحانش، یک «گل به خودی استراتژیک» برای جبهه غرب بود. حمله به انزلی، برخلاف محاسبات روی کاغذ، باعث عقبنشینی تهران نشد؛ بلکه باعث شد ایران و روسیه برای بستن کامل فضای خزر به روی هرگونه نفوذ بیگانه، به یک اتحاد نظامی بیسابقه برسند. از این پس، خزر دیگر صرفا یک پهنه برای تجارت نخواهد بود، بلکه به دژی تبدیل میشود که کوچکترین تحرک مشکوکی در آن، با واکنشی سخت و جمعی روبرو خواهد شد.
بومرنگی که برمیگردد
شاید توی اتاقهای فکر صهیونیستی، زدن بندری مثل انزلی یک موفقیت استراتژیک به نظر بیاید، اما قدیمیها درست گفتهاند که «آسیاب به نوبت». علیاکبر ولایتی هم همین را گفت: «این جنگ یک بومرنگ است.» یمنیها هم از آن طرف دنیا چراغ سبز نشان دادهاند که اگر لازم باشد، دریای سرخ را برای کشتیهای دشمن تبدیل به جهنم میکنند تا فشار از روی شمال ایران برداشته شود.
پزشکیان هم در گفتگوی نوروزیاش با رئیسجمهور عراق، آب پاکی را روی دست همه ریخت. او از مقاومت شگفتانگیز مردم حرف زد؛ مردمی که شاید از گرانی و مشکلات بنالند، اما وقتی پای وجببهوجب خاکشان وسط باشد، شوخی ندارند؛ چه خرمشهر باشد، چه بندر انزلی.
خزر، حوض نقاشی نیست!
حالا صیادهای انزلی، لنجهایشان را با احتیاط بیشتری به دریا میاندازند، اما چشمان پدافند بیدارتر از همیشه است. دشمن باید بفهمد که خزر، حوض نقاشی آنها نیست که هر وقت دلشان خواست تویش سنگی بیندازند و بروند. اینجا دریای غیرت است و هر کنشی، واکنشی دارد که شاید اصلاً در پاورپوینتهای آقایان پیشبینی نشده باشد! نقشههایی که در اتاقهای تهویه شدهی واشنگتن کشیده شده بود، در شرجی بندر و تلاطم موجهای خزر، از هم پاشید.
انتهای پیام/
نظر شما