از راهروهای مجلس تا میدان نبرد؛ سیاست داخلی ایران چگونه روی ماشه قرار گرفت؟

خروج از NPT، نه یک مانور دیپلماتیک، که بیانیه پایانی عصر صبر هزینه‌ساز است. ایران با عبور از نظارت‌های بین‌المللی، به جهان فهماند که میان امضای بازرسان و بقای ملی، دومی را با ماشه انتخاب کرده است؛ بازدارندگی از مسیر ابهام.

گروه سیاسی ایسکانیوز، در حالی که تقویم رسمی ایران نخستین روزهای فروردین ۱۴۰۵ را نشان می‌دهد، مختصات سیاسی تهران با سرعتی باورنکردنی در حال تغییر است. حوادث اسفند ۱۴۰۴ از تهاجم مستقیم به زیرساخت‌ها تا شهادت عالی‌ترین مقام کشور عملاً دفتر دیپلماسی التماسی را بست.

امروز طرح سه‌فوریتی مجلس برای خروج از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT)، نه یک واکنش احساسی، بلکه قطعه‌ نهایی از پازل جدیدی است که دکترین بازدارندگی مطلق نام دارد. ایران دیگر نمی‌خواهد با قواعدی بازی کند که داور و رقیبش، هر دو در یک جبهه‌اند.

کالبدشکافی یک سقوط؛ چرا صبر راهبردی دفن شد؟

برای سال‌ها، سیاست داخلی ایران بر پاشنه صبر راهبردی می‌چرخید؛ ایده‌ای که معتقد بود با حفظ ظاهر تعهدات بین‌المللی، می‌توان سایه جنگ را دور کرد. اما تجربه تلخ اسفند گذشته ثابت کرد که خویشتن‌داری در ادبیات غرب، صرفاً به معنای فرصت برای ضربه دقیق‌تر تعبیر می‌شود. فکت‌های میدانی نشان می‌دهد که بازرسی‌های گسترده آژانس در سال‌های ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴، عملاً به بانک اطلاعاتی دشمن برای شناسایی نقاط کور پدافندی و هسته‌ای تبدیل شده بود.

حالا در فضای پسا بحران، حاکمیت به این جمع‌بندی رسیده که امنیت ملی با امضای بیگانگان تامین نمی‌شود. تغییر رهبری و روی کار آمدن آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای در میانه بحران، صراحت لهجه سیاسی را به کانون تصمیم‌گیری بازگرداند. امروز در تهران، دیگر کسی از منافع لغو تحریم حرف نمی‌زند؛ بحث اصلی بر سر قابلیت ضربه متقابل است.

خروج از NPT و معمای آستانه هسته‌ای

خروج از NPT که در ماده ۱۰ این پیمان به صراحت به عنوان حق اعضا ذکر شده، برای ایران یک ضرورت بقاست. مجلس با طرح سه‌فوریتی خود، در واقع به این بن‌بست پایان داد که چرا باید در خانه‌ای بمانیم که درهایش را برای دزد باز گذاشته‌اند؟

داده‌های فنی و گزارش‌های نظارتی تأیید می‌کنند که ایران عملاً به نقطه آستانه (Threshold) رسیده است؛ جایی که فاصله میان غنی‌سازی ۶۰ درصد فعلی تا مرز ۹۰ درصد تسلیحاتی، دیگر یک چالش فنی نیست، بلکه تنها یک تصمیم سیاسی است.

با این حال، تهران همواره بر یک مرز سرخ اخلاقی تأیید داشته است: حرمت شرعی سلاح کشتار جمعی. فتوا و نگاه فقهی نظام، همچنان بزرگترین مانع برای عبور از مرز ۹۰ درصد است، اما خروج از NPT و قطع دسترسی بازرسان، این پیام را به جهان مخابره می‌کند که اگر موجودیت و امنیت ملی ایران تهدید شود، حکم ثانویه برای حفظ بقای کشور می‌تواند فضای بازی را کاملاً تغییر دهد. در واقع، بازدارندگی جدید ایران بر پایه این ابهام شکل گرفته است: توانمندی در مشت، و فتوا در آستین؛ پیامی ساده به غرب که بدانند تهران میان تعهد شرعی و تحمیل جنگ، دومی را بی‌پاسخ نخواهد گذاشت.

انسجام داخلی؛ فراتر از مرزبندی‌های جناحی

نوروز ۱۴۰۵ شاهد یک پدیده نادر در سیاست داخلی است: وفاق اجباری. اگر تا دیروز طیف‌های میانه‌رو از تبعات اقتصادی خروج از معاهدات می‌ترسیدند، امروز تهاجم مستقیم نظامی، نان و امنیت را در یک کفه قرار داده است. انسجام بیوت مراجع، نهادهای نظامی و دولت بر سر حمایت از تصمیمات خبرگان و رهبری جدید، نشان‌دهنده این است که ایران به سمت اقتصاد جنگی و سیاست تهاجمی تغییر جهت داده است. تحرکات مجلس در تصویب بودجه‌های نظامی فوق‌العاده در ایام عید، نشان می‌دهد که فضای داخلی از لابی‌گری‌های حزبی به سمت اتاق جنگ ملی حرکت کرده است.

دکترین جدید؛ بازدارندگی از مسیر پیش‌دستی

دکترین جدید تهران، دیگر بر پایه پاسخ در زمان مناسب.نیست. این دکترین بر اساس ضربه اول طراحی شده است. خروج از NPT ابزار لازم برای این دکترین را فراهم می‌کند: ابهام راهبردی. تا زمانی که بازرسان آژانس در سایت‌ها حضور داشتند، دشمن از سقف توانایی ایران آگاه بود.

اما با خروج از پیمان، این ابهام به بزرگترین سلاح ایران تبدیل می‌شود. رژیم صهیونیستی و آمریکا اکنون با ایرانی روبرو هستند که نه تنها تعهدی به عدم اشاعه ندارد، بلکه به طور رسمی اعلام کرده که اگر بقای ملی در خطر باشد، تمام محدودیت‌های خودخواسته را بازنگری خواهد کرد.

گذر از پیچ تاریخی

ایران در ۱۲ فروردین ۱۴۰۵، در آستانه تصمیمی است که وزن ژئوپلیتیک آن را برای دهه‌های آینده تعیین می‌کند. خروج از NPT، تنها یک کنش فنی هسته‌ای نیست؛ بلکه اعلام استقلال سیاسی از نظمی است که در اسفند ۱۴۰۴، جنازه‌اش روی زمین ماند. تهران با عبور از ترس انزوای بین‌المللی، به سمت اقتدار درون‌زا کوچ کرده است. حالا سوال اصلی این نیست که غرب چه واکنشی نشان می‌دهد؛ سوال این است که ایران در دنیای پسا-NPT، توازن قدرت را چگونه به نفع خود تعریف خواهد کرد. عصر صبر تمام شده و فصل تحمیل اراده آغاز گشته است.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1301063

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha