گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز- در میان انبوه آثاری که در سالهای اخیر دربارهی مهدویت نوشته شده، کتاب «فرزند خورشید» اثری متفاوت و درعینحال ریشهدار است. اثری که نه در قالب پژوهش کلاسیک یا کتاب حدیثی صرف، بلکه با قلمی روایی، شاعرانه و چندلایه کوشیده است ولادت حضرت حجت بنالحسن(عج) را بازگو کند؛ نقاط تاریک و روشن عصر عسکری را روشنتر ببیند و از دل روایتهای تاریخی، چیزی از جنس حس و درک عمیق انسانی بیرون بکشد.
نویسندهی این کتاب، نوید ظریفکریمی، پیشتر نیز در آثار دیگری نشان داده بود که نگاه او به تاریخ دین، نگاهی «داستانی – انسانی» است. او مورخ نیست، اما از منابع تاریخی بهره میگیرد. او قصهگوست، اما در دام خیالپردازیِ بیپایه هم نمیافتد. همین مرز میان تخیل و واقعگرایی است که به «فرزند خورشید» جذابیتی دوگانه داده است: از یکسو حسّ خواندن یک اثر ادبی و از دیگر سو آرامش مواجهه با مستندات معتبر دینی.
کتاب برخلاف بسیاری از روایتنگاریهای کلاسیک، از یک خط داستانی پیوسته پیروی نمیکند. بلکه از خردهروایتهایی تشکیل شده که هر یک به گوشهای از زندگی امام حسن عسکری(ع)، مادر حضرت مهدی(س)، و فضای اجتماعی سامرا در قرن سوم هجری میپردازد.
این خردهروایتها گاه در قالب تکگفتارهایی از زبان شخصیتها روایت میشود، گاه در توصیفهای سومشخصِ شاعرانه، و گاه بهصورت یادداشتهای کوتاه و مناجاتگونه. اما در مجموع ساختار کتاب منسجم است و لایهی درونیِ واحدی دارد.
خواننده در هر بخش با زاویهی دید تازهای روبهرو میشود. یکبار نرجس خاتون است که از رؤیای خود پیش از ازدواج سخن میگوید؛ بار دیگر یکی از خدمتکاران خانهی امام عسکری(ع) است که از بیم و امید روزهای پنهانی بارداری نرجس میگوید. در بخش دیگر، راوی بینامی از کوچههای سامرا، از اضطراب شیعیان در روزهای آخر زندگی امام حَسَن عسکری(ع) مینویسد. بدین ترتیب هر روایت، مانند تکهای از آینه، بخشی از چهرهی نورانی ماجرا را بازتاب میدهد تا در پایان، تصویر کاملتری از طلوع خورشید پنهان شکل گیرد.
در بخشی از کتاب، نویسنده تولد حضرت را نه صرفاً به عنوان یک رویداد تاریخی بلکه چون رخدادی کیهانی توصیف میکند؛ رخدادی که در آن نهفقط انسانها، که ستارگان، باران و زمین، همه در تپش انتظار سهیماند. همین نثر شاعرانه باعث شده تا کتاب در میان آثار مذهبی معاصر، واجد روحی تازه باشد؛ روحی که هم مخاطب مؤمن و سنتی را جذب میکند، هم مخاطب جوانی را که به زبان ادبیات معاصر خو گرفته است.
در پس این روایتهای شاعرانه، پژوهشی دقیق قرار دارد. نویسنده با دقت به منابع کهن همچون شیخ صدوق، شیخ طوسی، الکافی و روایتهای متعدد از کتب تاریخی و حدیثی رجوع کرده است، اما نتیجهی این مراجعه را نه به شکل نقل قول مستقیم، بلکه در قالب داستان بازآفرینی کرده است. او خود گفته است که «هدفم بازگو کردن تاریخ نبود، بلکه میخواستم به کمک تاریخ، حس حضور را زنده کنم.»
در نقدهای منتشرشده دربارهی کتاب، منتقدانِ مذهبیتر بر دقت منبعنگاری او تأکید کردهاند، و منتقدان ادبی، نثر روان و تصویرسازی شاعرانهاش را ستودهاند. همین امتزاج میان علم و احساس، میان روایت و مستند، از «فرزند خورشید» اثری ساخته که هم در کتابفروشیهای مذهبی جای خود را پیدا کرده، هم در ویترین ادبیات معاصر.
از ویژگیهای فنی اثر، پرداخت جزئیات محیطی و انسانی است. ظریفکریمی از آن نویسندگانی است که با چند جملهی کوتاه، میتواند هوای یک شهر، بوی دیوار گِلی یا صدای پای کسی در پلههای خانهی امام را در ذهن خواننده زنده کند.
او با دقتی سینمایی از حرکت پردهها، سکوتهای اجباری، و حتی ترسِ زنان خانه از مأموران خلافت عباسی مینویسد. در نتیجه، فضای تاریخی کتاب به شکلی ملموس در برابر مخاطب جان میگیرد.
این جزئیات هستند که «داستانِ ولادت» را از حالت افسانهای و دور از ذهن خارج کرده و به واقعیتی ملموس بدل میسازند. نویسنده نشان میدهد که پشت هر معجزهای، مجموعهای از انسانهای نگران و امیدوار ایستادهاند؛ آدمهایی واقعی، با تردید، اشک و لبخند.
امروز ادبیات مهدوی در ایران بیشتر در دو شاخه حرکت میکند: یکی شاخهی پژوهشی ـ حدیثی، و دیگری شاخهی داستانی و هنری. «فرزند خورشید» در نقطهی تلاقی این دو جریان قرار دارد. از یکسو دقت علمی دارد، از سوی دیگر دغدغهی ادبی.
آنچه «فرزند خورشید» را از بسیاری آثار مشابه جدا میکند، پیوندی است که نویسنده میان گذشته و اکنون برقرار کرده است. گرچه روایت در قرن سوم هجری میگذرد، اما لابهلای واژهها، سایهی انسانی پیداست که هنوز در انتظار فرج است، هنوز از ظلم رنج میبرد، و هنوز به طلوع امید نیاز دارد.
در نهایت، میتوان گفت «فرزند خورشید» ترکیبی است از تاریخ، شعر و ایمان. کتابی که بهجای بیان گزارهها، حس میآفریند؛ بهجای تبلیغ، تجربه میدهد. برای خوانندهی مذهبی، بازخوانی لطیفی از یکی از عمیقترین لحظات تاریخ تشیع است؛ و برای خوانندهی ادبیات، نمونهای تازه از روایت مذهبی در قالب ادبی مدرن.
کیانوش رضایی- خبرنگار*
انتهای پیام/
نظر شما