به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز به نقل از فارین پالیسی؛ میتوان با اطمینان گفت که رئیسجمهور دونالد ترامپ حمایت مردم آمریکا را از جنگ ایران از دست داده است؛ البته اگر اصلاً زمانی آن را داشته باشد. تا اواسط آوریل، کمتر از یک چهارم پاسخدهندگان در نظرسنجیها گفتهاند که این جنگ ارزشش را داشته است؛ عددی که با افزایش هزینههای اقتصادی جنگ در سطح جهانی احتمالاً کمتر هم خواهد شد.
با این حال، ترامپ به عنوان رئیسجمهور در پایان دوره خود تا حد زیادی از فشارهایی که معمولاً یک رهبر بسیار نامحبوب با آن روبهرو میشود، مصون است. جنگ و تورم ناشی از آن احتمالاً باعث از دست رفتن کرسیهای بیشتری برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای خواهد شد، اما رئیسجمهور با شورش فوری در کنگره مواجه نیست. او برای فردی که یکی از نامحبوبترین جنگهای تاریخ آمریکا را آغاز کرده، بهطور قابل توجهی محدود نشده است.
اما بحث جالبتر این است که آیا او در حال از دست دادن پایگاه حمایتی خود است یا نه. چهرههایی مانند تاکر کارلسون و مارجوری تیلور گرین او را متهم کردهاند که از حامیانش فاصله گرفته است؛ در مقابل، جمهوریخواهان جنگطلب نظرسنجیهایی را نشان میدهند که طبق آنها «جمهوریخواهان MAGA» (شعار کمپین انتخاباتی ترامپ با عنوان آمریکا را دوباره عظمت ببخش) همچنان از جنگ حمایت میکنند.
اما تمرکز بر اختلاف ماگا و غیر ماگا واقعیت مهمتری را پنهان میکند: تصمیم ترامپ برای جنگ با ایران، ائتلاف گستردهای را که او را به قدرت رساند دچار آسیب جدی کرده است. برخلاف حامیان هستهای او که در هر شرایطی پشت او میمانند، بسیاری از اعضای ائتلاف گستردهتر، این جنگ را نقض یک وعده سیاسی میدانند. این گروه همچنان در آینده بر سیاست خارجی آمریکا اثرگذار خواهد بود.
۲۵ سال «جنگهای بیپایان» در خاورمیانه باعث شده افکار عمومی آمریکا نسبت به هر جنگی که خوب پیش نرود، بیحوصله شود. و برخلاف بسیاری از روسای جمهور پیشین، دولت ترامپ پیش از آغاز جنگ هیچ تلاشی برای توجیه آن برای مردم نکرد. حتی اکنون، ۲ ماه پس از آغاز جنگ، دولت هنوز بهروشنی توضیح نداده چرا این جنگ ضروری بوده است.
آمارها نیز ثابت هستند: ۶۶ درصد آمریکاییها با تصمیم جنگ مخالفاند، ۶۸ درصد مخالف اعزام نیروی زمینی هستند، ۶۹ درصد نگران اثرات اقتصادی جنگ بهویژه قیمت سوخت هستند و ۶۴ درصد به توان ترامپ برای مدیریت بحران اعتماد ندارند. در مجموع حدود دو سوم آمریکاییها میگویند این جنگ را نمیخواهند.
با این حال، شکاف حزبی وجود دارد: حدود یک سوم باقیمانده عمدتاً جمهوریخواه هستند و ۷۷ درصد آنها از جنگ حمایت میکنند. در میان چمهوریخواهان ماگا این حمایت به حدود ۹۰ درصد میرسد. هرچند بسیاری از آنها این جنگ را انتخاب اول خود نمیدانستند، اما در عمل پشت رئیسجمهور ایستادهاند.
بخش زیادی از بحث درباره وفاداری پایگاه ترامپ ناشی از درگیریهای رسانهای و چهرههای راستگراست. پادکسترها و چهرههایی مانند مارک لوین و لورا لومر تلاش کردهاند مخالفان جنگ را از حلقه ترامپ حذف کنند. حتی بحثهایی درباره این مطرح شده که چارلی کرک در صورت زنده بودن چه موضعی میگرفت.
خود ترامپ نیز وارد درگیری لفظی با تاکر کارلسون شد؛ کارلسون گفت «احساس خیانت کرده» و این جنگ را محکوم کرد. ترامپ در پاسخ گفت او و دیگر منتقدان مگا نیستند، بازندههایی هستند که میخواهند به ماگا بچسبند.
با توجه به نظرسنجیها، ممکن است ترامپ در مورد وفاداری ماگا تا حدی حق داشته باشد. اما ماگا لزوماً همان «اول آمریکا» نیست؛ اصلی سیاست خارجی که بسیاری از منتقدان جنگ به آن پایبندند. برای مثال، جو کنت که در اعتراض به جنگ استعفا داد، در نامه خود به نفوذ اسرائیل اشاره کرد نه اصل «اول آمریکا». همچنین کریس کالدول معتقد است این جنگ میتواند پایان پروژه «ترامپیسم» باشد.
در نهایت، جمهوریخواهان ماگا فقط بخشی از ائتلاف انتخاباتی ترامپ در ۲۰۲۴ هستند. برخی پژوهشها نشان میدهد این ائتلاف بسیار متنوع است. نظرسنجی YouGov نشان میدهد اختلافهای جدی میان ماگا و غیر ماگا در سیاست خارجی وجود دارد.
در مجموع، نویسنده فارین پالیسی نتیجه میگیرد که اگرچه هسته اصلی ماگا هنوز پشت ترامپ مانده، اما بخش بزرگی از ائتلافی که او را به قدرت رساند، در نتیجه جنگ ایران دچار فاصله و ریزش شده است؛ و این موضوع پیامدهای مهمی برای آینده سیاست خارجی آمریکا خواهد داشت.
انتهای پیام/
نظر شما