گروه سیاسی ایسکانیوز، این جمله شاید برای سالها در دل تاریخ سیاست این مملکت حک شود: ما محرمتر از مردم نداریم؛ اگر مشکلی هست باید صادقانه با مردم در میان گذاشت، چون همین مردم هستند که در سختیها پای کار انقلاب میایستند.
این جمله را مردی گفت که حالا هرجای سپهر سیاست این کشور نگاه میکنی، یک صدا و یک تصویر در ذهنها تداعی میشود: «حاجآقا هارداسان؟»
بغضی که آن مرد آذری در میانههای مه و صخره فریاد زد، تنها یک جستجوی میدانی برای یافتن پیکر یک رئیسجمهور نبود؛ آن فریاد، استعارهای از پایان عصری بود که در آن، فاصله میان پاستور و دورترین روستاهای مرزی، نه با نامه و کارتابل، که با گامهای خستگیناپذیر یک مرد پر شده بود.
رئیسی با همین نگاه، استاندارد ریاست را از پشتمیزنشینی به مدیریت در صحنه تغییر داد و ثابت کرد که برای لمس رنج مردم، باید با کفشهای خاکی در کنارشان ایستاد. همانطور که رهبر انقلاب در توصیفی عمیق، او را رئیسی عزیز نامیدند و بر خستگیناپذیری و سعهصدر او مهر تایید زدند؛ تعابیری که نشان داد او نه فقط یک مدیر اجرایی، که یک مجاهد فیسبیلالله در لباس خدمت بود.
سیاست داخلی؛ پایان عصر مدیریت دورادور
رئیسی در حوزه سیاست داخلی، یک شیفت پارادایم بزرگ ایجاد کرد. اگر در دهههای گذشته، مدل حکمرانی بر پایه تکنوکراسی متمرکز و مدیریت از طریق ویدئوکنفرانس شکل گرفته بود، رئیسی حاکمیت میدانی را جایگزین کرد.
مقایسه عملکرد او با دوران قبل نشان میدهد که او دولت را از یک نهاد صادرکننده ابلاغیه به یک قرارگاه عملیاتی تبدیل کرد. علی بهادریجهرمی در روایت خود از روزهای آغازین دولت به ایسکانیوز گفت: ما دولت را با خزانهای تحویل گرفتیم که برای پرداخت حقوق مردادماه هم با چالش روبرو بود. اما رئیسی به جای فرافکنی، ریل را عوض کرد. در حالی که پیش از او، حل مشکلات کشور به اراده خارجی گره خورده بود، او با تکیه بر ظرفیتهای داخلی، بیش از ۹ هزار واحد تولیدی راکد را احیا کرد. او ثابت کرد که تفاوت میان تعطیلی کارخانه و چرخش چرخ تولید، نه در لغو تحریمها، که در ارادهی رئیسجمهوری است که میان کارگران هپکو و آذرآب مینشست تا گرههای کوری که سالها به دست بوروکراسی باز نشده بود، با سرانگشت تدبیر باز کند.
بنبستشکنی در سلامت و معیشت؛ فراتر از کلیشهها
یکی از نقاط عطفِ مقایسهای دولت رئیسی، ماجرای واکسیناسیون کشوری بود. در حالی که جریان رقیب، جان مردم را به «FATF» و توافقات سیاسی گره زده بود و آمار فوتیها به بیش از ۷۰۰ نفر در روز رسیده بود، رئیسی با دیپلماسی سلامت فعال و بسیج امکانات داخلی، این بنبست را شکست. بهادریجهرمی به درستی اشاره میکند که رئیسی معتقد بود نباید حیا کرد و از مردم بابت قصورها عذرخواهی نکرد. او مدیریت بحران را از حالت واکنشی به پیشکنشی تغییر داد. در حوزه اقتصادی نیز، برخلاف رویههای قبلی که تورم را صرفاً یک پدیده پولی میدیدند و با استقراض از بانک مرکزی به دنبال حل کوتاهمدت بودند، رئیسی با انضباط مالی شدید و نظارت بر خلق پول بانکها، سعی کرد موتورهای تولید تورم را خاموش کند. او رئیسجمهوری بود که سفره مردم را به لبخند غرب گره نزد و همین استقلال عملیاتی، بزرگترین وجه تمایز او با اسلافش بود.
سیاست خارجی؛ از مرکزگرایی غربی تا توازن راهبردی
در حوزه سیاست خارجی، تفاوت عصر رئیسی با دوران قبل، تفاوت میان انفعال و ابتکار بود. اگر پیش از او، تمام تخممرغهای دیپلماسی در سبد سه کشور اروپایی و آمریکا قرار داشت، رئیسی مدار کار را به سمت دیپلماسی همسایگی و نگاه به شرق چرخاند. عضویت دائم ایران در پیمان شانگهای و گروه بریکس، فروریختن دیواری بود که سالها به بهانهی تحریم دور ایران کشیده شده بود.
رهبر انقلاب در تبیین موفقیتهای او، به عزتِ ملی و تعامل سازنده با دنیا اشاره کردند؛ تعاملی که در آن ایران نه یک درخواستکننده، بلکه یک بازیگر صاحباراده بود. مقایسه تطبیقی نشان میدهد که در دولت سیزدهم، برخلاف گذشته، میدان بار دیپلماسی را به دوش نکشید، بلکه این دو بال با هم هماهنگ شدند تا نفوذ ایران از حیاطخلوتهای آمریکا در لاتین تا عمق استراتژیک آفریقا گسترش یابد. او ثابت کرد که میتوان بدون امتیاز دادن از حقوق هستهای، روابط با رقبای منطقهای مثل عربستان را احیا کرد و کریدورهای ترانزیتی جهانی را به قلب تهران کشاند.
حلال مشکلات و مردِ روزهای سخت؛ از نگاه رهبری
توصیف رهبر معظم انقلاب از شهید رئیسی به عنوان یک مدیر باکفایت و مخلص، صرفا یک تجلیل عاطفی نبود، بلکه یک ارزیابی راهبردی از مدل حکمرانی او بود. آقا بارها تأکید کردند که رئیسی زنده کننده امید در دل مردم بود. این امیدآفرینی دقیقاً همان حلقهی مفقودهای بود که در دهههای اخیر بر اثر وعدههای توخالی آسیب دیده بود.
شهید رئیسی نشان داد که رئیسجمهور، سرباز خط مقدم است. انطور که اطرافیان او روایت میکنند در بحران بنزین یا حوادث طبیعی، رئیسی اولین کسی بود که به جای صدور دستور از پایتخت، در مرکز بحران حاضر میشد. این همان چیزی است که آقا از آن به عنوان مردمی بودن واقعی یاد کردند؛ یعنی بودن در کنار مردم، نه برای عکس گرفتن، بلکه برای گرهگشایی.
او به جای فرافکنی و گفتن جملهی معروف نمیگذارند، ثابت کرد که ظرفیتهای ریاستجمهوری در ایران بسیار فراتر از تصورات مدیران تنبل است.
میراثی که با شهادت، ابدی شد
امروز که دو سال از آن حادثه تلخ در ارتفاعات مهآلود ورزقان میگذرد، میراث ابراهیم رئیسی فراتر از آمارهاست. میراث او، بازگرداندن اخلاق به سیاست و صداقت به حکمرانی است. «حاجآقا هارداسان» امروز دیگر یک سوال جغرافیایی نیست؛ بلکه یک مطالبهی ملی است. او در مه آذربایجان گم نشد، بلکه همانگونه که رهبر انقلاب فرمودند، با شهادت در راه خدمت، پاداش یک عمر مجاهدت صادقانه را گرفت.
او به ما آموخت که میتوان رئیسجمهور بود و سادهزیست ماند؛ میتوان قدرت داشت و در برابر نقد مردم متواضع بود. او با خون خود، عهدی را امضا کرد که در آن، خادمان ملت به جای عافیتطلبی در پاستور، شهادت در کوهستان را برای رفاه مردم برمیگزینند. حالا تاریخ و آیندگان قضاوت خواهند کرد که چگونه ابراهیم رئیسی، صندلی قدرت را به محرابی برای عبادت از طریق خدمت تبدیل کرد و استاندارد ریاست را در تاریخ این مرز و بوم، فرسنگها ارتقا بخشید.
انتهای پیام/
نظر شما