به گزارش خبرنگار ورزشی ایسکانیوز، جام جهانی همیشه چند هفتهای نظم عادی زندگی را تغییر میدهد. بازیهایی که در تقویم معمول شاید فقط مخاطب ثابت داشته باشند، ناگهان وارد گفتوگوهای عمومی میشوند. جدول گروهها دنبال میشود، نام تیمهای دورتر شنیده میشود و کسانی که در طول سال چندان درگیر فوتبال نیستند، در روزهای جام جهانی به نتیجهها و احتمالات حساس میشوند. اما جام جهانی ۲۰۲۶ برای مخاطب ایرانی تفاوتی روشن دارد: این بار فاصله جغرافیایی، به فاصله زمانی تبدیل میشود.
برگزاری مسابقات در آمریکا، کانادا و مکزیک باعث میشود بخش مهمی از بازیها برای ایران در ساعتهای آشنای تماشای فوتبال قرار نگیرد. بسیاری از مسابقات نه حوالی عصر و شام، که پاسی از شب یا ابتدای صبح به خانهها میرسند. در چنین شرایطی، تماشاگر از همان ابتدا دست به انتخاب میزند: کدام بازی را زنده ببیند، کدام را صبح از روی خلاصه دنبال کند و برای کدام فقط به نتیجه بسنده کند.
بازیهای تیم ملی در این میان جای دیگری دارند. مسابقه ایران در جام جهانی فقط برنامهای برای هواداران ثابت فوتبال نیست. خانوادههایی که شاید ماهها بازی باشگاهی ندیدهاند، برای تیم ملی پای تلویزیون مینشینند. آدمهایی که صبح باید سر کار باشند، کلاس دارند، امتحان دارند یا شیفت کاریشان زود شروع میشود، باز هم برای دیدن بازی برنامهشان را تغییر میدهند. اگر مسابقه نیمهشب باشد، خواب عقب میافتد؛ اگر سحرگاه باشد، روز زودتر از معمول آغاز میشود.
تماشای فوتبال در چنین ساعتی شکل دیگری دارد. ورزشگاه آنسوی دنیا روشن و پرصداست، اما اینسو خانهها آرامترند. صدای تلویزیون پایینتر میآید، جمعها کوچکتر میشوند و هیجان بیشتر در فضای خانه میماند. شادی گل، همیشه با فریاد همراه نیست؛ گاهی در یک مکث، یک تماس کوتاه، یک پیام فوری یا واکنشی مهارشده خلاصه میشود. جام جهانی در نیمهشب، از جنس همان فوتبال پرهیجان است، اما با صدایی پایینتر و تجربهای شخصیتر.
صبحهایی که شبیه روزهای عادی نیستند
اثر بازی با سوت پایان تمام نمیشود. صبح بعد از مسابقه، مخصوصاً اگر تیم ملی بازی کرده باشد، ادامه همان نود دقیقه است. کسی که بازی را دیده، با جزئیات وارد روز میشود؛ از موقعیت از دسترفته، تصمیم داور، تعویض مربی یا چند دقیقه فشار حریف حرف میزند. کسی که ندیده، اول نتیجه را میپرسد و بعد میخواهد بداند بازی چطور گذشته است.
نتیجه تیم ملی میتواند صبح بعد از بازی را از حالت عادی خارج کند. اگر ایران برده باشد، روز با بازخوانی گلها، شوخی درباره لحظههای حساس و حسابوکتاب بازی بعد شروع میشود. اگر شکست خورده باشد، بحثها زودتر به سراغ ترکیب، تعویضها، اشتباههای فردی یا تصمیمهای داوری میرود. مساوی هم معمولاً همه را پای جدول میبرد؛ چند امتیاز مانده، تفاضل گل چقدر مهم شده و بازی بعد چه نتیجهای میخواهد. فوتبال در چنین روزهایی از قاب تلویزیون بیرون میآید و در مکالمههای روزمره پخش میشود؛ از تاکسی و محل کار تا دانشگاه، فروشگاه و جمع خانوادگی.
این همان جایی است که جام جهانی زبان مشترک خودش را میسازد. این زبان الزاماً از تحلیل فنی نمیآید. گاهی یک گل دیرهنگام، یک موقعیت خرابشده، پنالتیای که گرفته یا گرفته نشده، چهره مربی کنار زمین یا حتی جملهای از گزارشگر کافی است تا مسابقه تا ساعتها در گفتوگوها بماند. همه لازم نیست بازی را کامل دیده باشند؛ چند صحنه و یک نتیجه میتواند برای شروع یک گفتوگوی مشترک کافی باشد.
در این زبان مشترک، مخاطب حرفهای و تماشاگر گذری کنار هم قرار میگیرند. یکی از کیفیت بازی، تصمیمهای مربی و شکل مسابقه حرف میزند؛ دیگری از اضطراب دقایق پایانی، شادی گل یا حس شکست. یکی تمام بازی را دیده، دیگری صبح با خلاصه و تیترها به آن رسیده است. اما هر دو درباره یک اتفاق حرف میزنند. جام جهانی از همین مسیر وارد زندگی روزمره میشود؛ نه فقط بهعنوان مسابقهای ورزشی، بلکه بهعنوان موضوعی که برای چند ساعت یا چند روز، آدمهای متفاوت را در یک مکالمه نگه میدارد.
جامی با ریتمی متفاوت
ساعت بازیها فقط یک جزئیات در برنامه مسابقات نیست. برای مخاطب ایرانی، میتواند شکل تماشای جام را عوض کند. بعضی بازیها زنده دیده میشوند، بعضی صبح از روی خلاصه، بعضی فقط در حد نتیجه و چند صحنه مهم. به همین دلیل، خاطره این دوره هم یکدست نخواهد بود. مسابقهای که در ساعت مناسب دیده شود، معمولاً تجربهای جمعیتر میسازد؛ مسابقه نیمهشب، برای کسانی که بیدار ماندهاند، شخصیتر و شاید ماندگارتر میشود.
جام جهانی ۲۰۲۶ برای تیمملی ایران با پرسشهایی درباره گروه، شانس صعود و کیفیت تیم ملی همراه است. اما بیرون از زمین، پرسش دیگری هم وجود دارد: مخاطب ایرانی این جام را چگونه تجربه خواهد کرد؟ با خواب کمتر، صبحهای متفاوتتر و گفتوگوهایی که از نتیجه بازی شروع میشوند و به حال عمومی روز میرسند.
این بار بخشی از جام جهانی نه در شلوغی عصر، بلکه در سکوت نیمهشب ساخته میشود؛ در ساعتهایی که شهر کمتر حرف میزند، اما فوتبال هنوز میتواند آدمها را بیدار نگه دارد. نه فقط برای دیدن یک مسابقه، بلکه برای اینکه صبح بعد، چیزی برای گفتن وجود داشته باشد.
انتهای پیام/
نظر شما