به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، جشنواره فیلم فجر، بهعنوان مهمترین رویداد سینمایی ایران، سالهاست که فقط محلی برای نمایش فیلمها نیست؛ بلکه به میدان گفتوگو، جدل، تحلیل و گاه حاشیه تبدیل شده است. یکی از ثابتترین و در عین حال بحثبرانگیزترین و جذابترین بخشهای این رویداد، نشستهای خبری پس از نمایش فیلمهاست؛ نشستهایی که بلافاصله بعد از اکران برگزار میشوند و قرار است پلی باشند میان فیلمسازان، عوامل اثر و رسانهها.
اما پرسش اساسی این است که آیا این نشستها واقعاً ضرورت دارند یا صرفاً به یک عادت جشنوارهای تبدیل شدهاند؟ در نگاه نخست، نشست خبری ابزاری حرفهای و ضروری در ساختار جشنوارههای معتبر جهانی است. در کن، برلین یا ونیز، نشستها فرصتی هستند برای توضیح ایدهها، فرآیند تولید و پاسخگویی به نقدها. اما تفاوت مهمی میان آن نشستها و آنچه در جشنواره فجر میگذرد وجود دارد؛ زمان، ساختار و هدف.
یکی از اختلافنظرهای اصلی درباره نشستهای خبری فجر، به ماهیت آنها بازمیگردد. آیا این نشستها محلی برای توضیح فیلم توسط فیلمساز و عوامل است یا فضایی برای نقد و پرسشگری خبرنگاران؟ فیلمسازان اغلب انتظار دارند نشست خبری فرصتی باشد برای تشریح نیتها، رفع سوءتفاهمها و دفاع از اثرشان؛ بهویژه در فضایی که فیلم برای نخستین بار دیده میشود و واکنشها هنوز هیجانی و خام است.
از سوی دیگر، خبرنگاران و منتقدان سینمایی نشست را تنها فرصت رسمی برای طرح پرسشهای جدی، انتقادی و گاه چالشی میدانند؛ پرسشهایی که شاید در نقد مکتوب روز بعد یا گفتوگوهای فردی امکان طرح آنها فراهم نشود. این دو نگاه متضاد، اغلب باعث تنش میشود. فیلمساز، نقد تند را قضاوت عجولانه میداند و خبرنگار، پاسخهای کلی و محافظهکارانه را فرار از مسئولیت و در چنین شرایطی، نشست خبری از کارکرد اصلی خود فاصله میگیرد و به صحنهای برای سوءتفاهم و حاشیه بدل میشود.
یکی از مهمترین مشکلات نشستهای خبری جشنواره فیلم فجر، محدودیت شدید زمانی است. برنامه فشرده جشنواره، فاصله کوتاه میان سانسها و الزام به شروع سریع اکران بعدی، باعث میشود نشستها اغلب در ۲۰ تا ۳۰ دقیقه جمعبندی شوند. این زمان محدود، عملاً امکان گفتوگوی عمیق را از بین میبرد. در چنین شرایطی، خبرنگار مجبور است یا به یک سؤال کلی بسنده کند یا پرسشی چندلایه و پیچیده را در قالب چند جمله فشرده مطرح کند؛ پرسشی که نه فرصت توضیح دارد و نه مجال پیگیری.
پاسخها نیز اغلب کوتاه، کلی و گاه تدافعیاند. نتیجه این میشود که نه فیلمساز بهدرستی توضیح میدهد و نه خبرنگار به پاسخ منطقی و روشن میرسد. از سوی دیگر، فضای ملتهب بعد از اکران (زمانی که واکنشها هنوز شکل نگرفته و تحلیلها کامل نشدهاند) خود مانعی جدی برای طرح پرسشهای دقیق است. بسیاری معتقدند نشست بلافاصله بعد از نمایش، زمان مناسبی برای نقد نیست؛ چرا که فیلم هنوز فرصت هضم شدن نداشته است.
نقش مجری و عوامل برگزاری نشستهای خبری، در سالهای اخیر بیش از پیش محل بحث بوده است. تلاش برای کنترل زمان، جلوگیری از حاشیه و حفظ نظم، امری طبیعی و لازم است. اما مرز باریکی میان مدیریت نشست و مهار پرسشهای چالشی وجود دارد. در برخی موارد، خبرنگاران از این گلایه دارند که پرسشهای انتقادی آنها نادیده گرفته میشود یا با تذکر مجری قطع میشود. این رویکرد، اگرچه ممکن است با هدف جلوگیری از تنش یا جنجال انجام شود، اما در عمل به تضعیف نقش رسانه منجر میشود.
جشنوارهای که نقد را تاب نمیآورد، چگونه میتواند ادعای رشد و پویایی داشته باشد؟ البته باید پذیرفت که چالشگری، الزاماً به معنای بیاحترامی یا جنجالسازی نیست. همانطور که پرسش غیرچالشی نیز لزوماً پرسش بیارزش محسوب نمیشود. مسئله اصلی، کیفیت پرسشهاست، نه میزان تندی آنها. آیا حذف یا بازتعریف نشستها راهحل است؟ برخی پیشنهاد میکنند که نشستهای خبری بهطور کلی حذف شوند یا به زمان دیگری موکول شوند؛ مثلاً روز بعد از نمایش فیلم یا در قالب جلسات تخصصیتر. این ایده میتواند به افزایش کیفیت گفتوگو کمک کند، اما در عین حال بخشی از هیجان و پویایی جشنواره را نیز کاهش میدهد.
راهحل واقعبینانهتر، شاید بازتعریف کارکرد نشستهای خبری باشد. مشخص شدن هدف آنها، افزایش زمان، تفکیک نشست توضیحی از نشست تحلیلی، و آموزش همزمان فیلمسازان و خبرنگاران برای گفتوگویی حرفهایتر.
نشستهای خبری جشنواره فیلم فجر، در ذات خود نه بیفایدهاند و نه بیبدیل. مشکل اصلی، اگر جشنواره فیلم فجر به گفتوگوی واقعی میان سینما و رسانه باور دارد، باید بپذیرد که نقد، حتی نقد تند، بخشی جداییناپذیر از حیات سینماست؛ همانطور که فیلمساز نیز حق دارد اثرش را توضیح دهد. نشست خبری میتواند محل این گفتوگو باشد، به شرط آنکه از یک رسم تشریفاتی، به یک فرآیند حرفهای ارتقا پیدا کند.
انتهای پیام/
نظر شما