گروه سیاسی ایسکانیوز، ماجرا از یک ادعای پرطمطراق یک «کابویی» شروع شد؛ مردی که فکر میکرد با یک فرمان نظامی میتواند یکروزه صاحب شیرهای نفت ایران شود. اما حالا، ضد و نقیضهای ترامپ نه تنها دستش را رو کرده، بلکه او را در میانه میدان بحران انرژی تنها گذاشته است.
وقتی ناتو دست رد زد؛ فرار رو به جلوی واشنگتن
سکانس اول با التماسهای پنهانی واشنگتن برای تشکیل ائتلاف جهانی اسکورت کشتیها شروع شد، اما تیر ترامپ به سنگ خورد. نه اسپانیا، نه فرانسه و نه حتی بدنه ناتو حاضر نشدند ناوهایشان را برای جنون نفتخواری او گوشت دم توپ کنند.
اما با رکورد زدن قیمت انرزی در دل اروپا و حتی شهرهای آمریکا، وقتی ترامپ دید کسی همراهیاش نمیکند و قیمت بنزین در کالیفرنیا رکورد میزند، برای اینکه ضایع نشود، تغییر رویه داد و گفت: هر که نفت میخواهد، خودش برود تنگه را باز کند!؛ جملهای که بیشتر بوی استیصال میداد تا اقتدار.
ریاضی جنگ؛ چرا جیب ایران پرتر شد؟
برخلاف بلوفهای ترامپ، آمارها واقعیت دیگری را میگویند. تحلیلهای اقتصادی ایسکانیوز نشان میدهد ایران پیش از بحران، حدود یک میلیون بشکه را به قیمت ۷۰ دلار میفروخت، اما حالا با مدیریت هوشمندانه مسیرها، صادرات به مرز ۱.۸ میلیون بشکه رسیده و قیمت نفت برنت به دلیل ناامنی راهبردی آمریکا، روی ۱۲۰ دلار ایستاده است.
اما ماجرا روی دیگری هم دارد، ایران نه تنها حجم بیشتری میفروشد، بلکه در هر بشکه ۵۰ دلار سود مازاد میبرد. مشتری شماره یک (چین) نیز با بیخیالی نسبت به تهدیدها، تمام ظرفیت تولید ایران را پیشخرید کرده است.
بمب ۵۰ میلیاردی و زلزله در پتروشیمیهای منطقه
در این میان، محمدرضا باهنر و عطا بهرامی در گفتگو با ایسکانیوز، از یک «برگ برنده» جدید پرده برداشتهاند. باهنر معتقد است ایران میتواند سالانه ۵۰ میلیارد دلار (معادل رقم کل فروش نفت کشور) فقط از طریق دریافت عوارض امنیت عبور از کشتیهای ترانزیتی درآمد داشته باشد.
همزمان، خبر تعطیلی غولِ پتروشیمی عربستان مهر تأییدی بود بر اینکه ادعای ترامپ مبنی بر بینیازی به هرمز، به زبالهدان تاریخ پیوسته است. وقتی تولید در قلب متحدان آمریکا متوقف میشود، یعنی استراتژیِ واشنگتن به بنبست رسیده است.
فریاد در واشنگتن؛ وال استریت بر علیه ترامپ
این افتضاح راهبردی، صدای داخل آمریکا را هم درآورد. والاستریت ژورنال در سرمقالهای تند نوشت: «ترامپ هرمز را به گرانترین پارکینگ جهان تبدیل کرد؛ پارکینگی که کلیدش در دست تهران است.»
در کنگره نیز نمایندگان، ترامپ را متهم کردند که با «خودخواهی دیپلماتیک»، متحدان ناتو را دور کرده و بازار انرژی را دو دستی تقدیم ایران و چین نموده است.
واقعیت میدان ساده است: ایران تنگه را نبسته، اما مهندسی هزینه را به دست گرفته است. ترامپ که میخواست ایران را ونزوئلایی کند، حالا با اروپای خشمگین و کنگرهای معترض روبروست. او در بنبست انزوا گیر کرده و هر گالن بنزین، برای او یک مین سیاسی در انتخابات است. حالا این کابوی باید بین عقبنشینی مفتضحانه یا پرداخت فاکتوری که تهران صادر کرده یکی را انتخاب کند.
انتهای پیام/
نظر شما