گروه سیاسی ایسکانیوز، خروج هیئت ایرانی از نشست اسلام آباد پاسخ به یک اشتباه محاسباتی در طرف آمریکایی بود. بر اساس گزارشهای راهبردی موسسه سی اس آی اس (CSIS)، توان بازدارندگی ایران در سال به سطحی رسیده که دیگر با تهدیدهای قدیمی جابجا نمیشود.
استقرار سامانههای هایپرسونیک و اشراف کامل بر پایگاههای منطقه، موازنه قدرت را تغییر داده است. ایران با تکیه بر این واقعیت میدانی، میز مذاکره را ترک کرد تا نشان دهد بازی مذاکره برای مذاکره دیگر خریدار ندارد. تهران امروز از موضع قدرت سخت حرف میزند و این چیزی است که ژنرالهای پنتاگون بهتر از دیپلماتهایشان میفهمند.
خروج مقتدرانه؛ پایان دوران امتیاز نسیه
اما در هتل سرینا چه گذشت؟ خروج قاطع ایران به ریاست قالیباف از مذاکرات اسلام آباد، یک حرکت ساده نبود؛ این یعنی تهران بر اساس توان هایپرسونیک و اشراف پهپادی خودش، دیگر نیازی به امضاهای توخالی واشنگتن ندارد.
تحلیلگران نظامی غرب مثل سی اس آی اس (CSIS) هم میدانند که ایران با سلاحهای راهبردی جدید، عملاً پدافند سنتکام را در منطقه از کار انداخته است. وقتی معاون ترامپ با همان حرفهای قدیمی آمد، تیم ما صندلی را عقب زد تا بفهماند: دوران قلدری تمام شد.
تنگه هرمز؛ اهرم فشاری که خیالی نیست
بسیاری از رسانههای غربی سعی دارند تسلط ایران بر هرمز را یک تهدید تبلیغاتی جلوه دهند، اما حقیقت میدان چیز دیگری میگوید.
بر اساس آمارهای حمل و نقل دریایی، نظارت عملیاتی ایران بر این گلوگاه، نهتنها یک ادعا، بلکه یک واقعیت تثبیت شده است. ایران در اسلام آباد به صراحت تفهیم کرد که امنیت این رگ حیاتی، بخشی از امنیت ملی اوست و قابل معامله نیست.
کارشناسان انرژی بخوبی میدانند که کوچکترین لرزش در این منطقه، قیمت نفت را به اعدادی میرساند که اقتصاد غرب تاب تحمل آن را ندارد. اینجا حرف از شعار نیست؛ حرف از حسگرهایی است که هر شناوری را رصد میکنند.
برخلاف اراجیف رسانهای، واقعیت روی آب نشان میدهد که ایران حاکم مطلق این شاهرگ است. طبق گزارشهای ای آی ای (EIA)، روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت از این مسیر میگذرد.
استقرار رادارها و پهپادهای در دهانه هرمز، یعنی هیچ حرکتی از چشم تهران دور نمیماند. ایران در اسلام آباد خیلی رک ثابت کرد که امنیت بازار جهانی نفت، مستقیماً به رفع واقعی فشارها گره خورده است. دست برتر مال کسی است که میتواند با یک اخم، قیمت بنزین را در کاخ سفید جابهجا کند.
تهران نشان داد قدرت بازدارندگی او نه در خود سلاح بلکه در توانایی ساخت سریع آن نهفته است. گزارش های آژانس تایید می کند تهران با تکیه بر غنی سازی سطح بالا حالا در موقعیتی قرار دارد که هرگونه تنش آفرینی جدید از سوی غرب تنها هزینه بازگشت به تعهدات را برای واشنگتن غیرممکن می کند.
ساعت شنی آتشبس؛ استرس روی میز آمریکا
ترک میز آن هم در حالی که هنوز مهلت دو هفتهای تمام نشده، یک مانور قدرت بود. واقعیت فنی نشان میدهد که زیرساخت هستهای ایران به بلوغ کامل رسیده و زمانکشی واشنگتن، فقط باعث پیشرفت بیشتر فنی ایران میشود.
آنچه حائز اهمیت است اسن است که تهران ثابت کرد عجلهای ندارد؛ این واشنگتن است که باید نگران تیکتاک پایان موعد باشد.
عضویت در بریکس؛ پایان افسانه انزوا
یکی از فکتهای سفت و سخت در اسلام آباد، تکیه ایران به روابط راهبردی با پکن و مسکو بود. عضویت دائم در بریکس، یعنی دیگر تهدید به تحریم، برای تهران برش قدیمی را ندارد. حضور رئیس مجلس در این جمع، پیامی واضح داشت: حاکمیت در ایران بر سر منافع ملی به یکپارچگی کامل رسیده است. هیچ شکافی برای نفوذ نمانده و حرف میدان و سیاست، یکی شده است.
قمار بنزینی ترامپ؛ انسداد هرمز انتحار واشنگتن
بعد از خالی ماندن دست ایالات متحده در اسلام آباد برای اخاذی از ایران حالا مرد شماره یک کاخ سفید تهدیدهایش را دوباره بر زبان آورد و حرف از محاصره دریایی ایران و تنگه هرمز زد.
حرفی که البته واکنشهای زیادی را به دنبال داشت، از رئیس مجلس ایران گرفته تا نمایندگان کنگره و حتی تحلیلگران غربی، همه بر این باورند تیغ محاصره دریایی قطعا دست خود ترامپ را خواهد برید.
اما تهدیدهای جدید رئیسجمهور آمریکا برای بستن تنگه هرمز بیشتر به یک انتحار سیاسی شبیه است تا یک نقشه نظامی. کاخ سفید خوب می داند که هرمز زمین بازی ایران است و هرگونه ماجراجویی در این گلوگاه، قیمت نفت را به اعدادی می رساند که کمر اقتصاد غرب را خواهد شکست.
ترامپ شاید در سخنرانی هایش از قلدری حرف بزند، اما ژنرال های پنتاگون میدانند که در صورت هرگونه درگیری، اولین قربانی، ناوهای گران قیمت آمریکا و امنیت انرژی متحدان غربی خواهد بود. ایران در اسلام آباد نشان داد که برای صیانت از حق خود، دستش روی ماشه است و این بار، هزینه هر اشتباه محاسباتی برای واشنگتن، بسیار سنگینتر از تمام سال های گذشته خواهد بود.
عبور از امضاهای توخالی؛ موازنه جدید قدرت بدون اجازه آمریکا
بر خلاف برخی باورها اما باید توجه کرد شکست مذاکرات اسلام آباد لزوما به معنای بن بست نیست، بلکه شروع یک موازنه جدید است. اگر آمریکا بخواهد مسیر برخورد را انتخاب کند، بازنده اصلی خودش خواهد بود؛ چرا که ایران امروز دیگر آن کشور محصور در تحریم ها نیست.
با تکیه بر راههای جدید اقتصادی و پیمانهای راهبردی، تهران ثابت کرده میتواند بدون امضای واشنگتن هم به راه خود ادامه دهد. حالا توپ در زمین ترامپ است؛ او میتواند با پذیرش قدرت ایران، ثبات را به بازار جهانی برگرداند و یا با لجاجت، هیزم در آتشی بریزد که دودش پیش از همه به چشم مردم خودش در پمپ بنزینهای ایالتهای آمریکا خواهد رفت.
حالا که غبارها خوابیده، یک حقیقت باقی مانده است: ایران با اعتماد به نفس ناشی از قدرت میدانی، میز را ترک کرد. ما شروطمان را شفاف گفتیم: لغو واقعی فشارها در برابر بازگشت به تعهدات.
حالا نوبت واشنگتن است که بین توهم فشار و واقعیت قدرت ایران، یکی را انتخاب کند. تنگه هرمز و ثبات منطقه، کلیدهایی هستند که فقط با به رسمیت شناختن جایگاه ایران میچرخند؛ واقعیتی که چه در اسلام آباد و چه در عرصه جهانی، دیگر قابل کتمان نیست.
رایژنی دیپلماتیک اسلام آباد ثابت کرد که دوره فشار حداکثری به تاریخ پیوسته است. واقعیتهای سخت نظامی، اشراف بر گلوگاههای انرژی و ثبات راهبردی، فکتهایی هستند که ترازوی قدرت را به نفع ایران خم کردند.
ایران بدون نیاز به شعار، با تکیه بر توان واقعی و البته داخلی خود، به واشنگتن فهماند که یا باید با زبان احترام حرف زد، یا آماده پذیرش تبعات خروج از میز واقعیت بود.
انتهای پیام/
نظر شما