اصلاح ساختارها به وزرای جان‌فدا نیاز دارد/ دریافت عوارض از تنگه هرمز حق قانونی ایران است

محمدرضا باهنر فعال سیاسی اصول گرا با تشریح وضعیت بی ‌ثبات جهان، تهدیدهای اخیر آمریکا، تحولات جنگ، مذاکرات، اقتصاد، بازسازی کشور و واکنش اجتماعی مردم پس از رخدادهای اخیر، تأکید کرد که ایران امروز در موقعیتی قرار دارد که هرگونه فشار خارجی بیش از آنکه برای کشور هزینه ‌ساز باشد، برای طرف مقابل تبعات سنگین‌ تری ایجاد می‌کند.

گروه سیاسی ایسکانیوز؛ محمدرضا باهنر که تجربه‌ی دهه‌ها حضور در سطوح عالی تصمیم‌گیری را با خود دارد، در این مقطع حساس معتقد است که نباید مرز میان جنگ روانی و واقعیت‌های نظامی را گم کرد. او با رویکردی صریح، از دکترین ایران در قبال تهدیدات دریایی و بن‌بست‌های مدیریتی در بدنه دولت سخن می‌گوید. بازخوانی شروط ایران در مذاکرات و ترسیم نقشه راه برای بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده، بخش مهمی از این گفتگوست که نشان می‌دهد ساختارهای سنتی اداره کشور، دیگر پاسخگوی شرایط اضطراری فعلی نیستند. باهنر در این گفت‌وگوی تفصیلی، ابعاد مختلفی از تهدیدهای اخیر آمریکا، سرنوشت مذاکرات، چالش‌های اقتصادی و تحولات اجتماعی پس از شهادت رهبری را واکاوی کرده است.

در ادامه قسمت دوم گفتگوی ایسکانیوز با محمدرضا باهنر را می‌خوانید:

تهدید اخیر رئیس‌جمهور آمریکا درباره آغاز محاصره دریایی ایران بازتاب گسترده ‌ای داشته است. ارزیابی شما چیست؟

اوضاع امروز ایران و جهان اصلاً نرمال نیست. دنیا در حال تجربه یک بی ‌ثباتی عمیق است. بسیاری از اتفاقات بزرگ در جهان رخ می‌ دهد که برخی از آنها تحت تأثیر جنگ ‌های ناعادلانه ‌ای است که قدرت ‌های مستکبر و رژیم‌ های سفاک به راه انداخته ‌اند.

در همین شرایط، رئیس ‌جمهور آمریکا هر روز حرفی می‌ زند؛ اما واقعیت این است که آمریکا امروز در ضعیف‌ ترین وضعیت نظامی خود در برابر چین قرار دارد. چین عملاً تایوان را محاصره کرده و آمریکا حتی صدایش هم درنمی‌آید، در حالی که مسئله تایوان برای آمریکا یک موضوع حیثیتی بود.

تهدید محاصره دریایی ایران بیشتر جنگ روانی است. تنگه هرمز در اختیار ماست و ۳۰ تا ۴۰ درصد انرژی جهان از آن عبور می‌کند. آنها بهتر از هر کسی می دانند که ورود به چنین ماجراجویی‌ برای خودشان هزینه‌ های سنگینی دارد.

ایران چه گزینه‌هایی در برابر چنین تهدیدی دارد؟

ما سال ‌هاست تحت تحریم هستیم. از تحریم نظامی ۵۰ ساله تا تحریم‌ های اقتصادی ۱۰ تا ۱۵ ساله. اما همین فشارها باعث شد ایران در حوزه‌ های موشکی، پهپادی، پدافندی و اطلاعاتی به فناوری ‌هایی برسد که حتی کارشناسان آمریکایی را شگفت ‌زده کرده است.

باید توجه داشت که اگر دستی به سمت ایران بلند شود، قطعاً قطع خواهد شد. این شعار نیست؛ تجربه ۴۰ روز اخیر نشان داد که توان دفاعی ما در چه سطحی است.

برخی نگرانند که در صورت اختلال در تنگه هرمز، بازار داخلی دچار کمبود کالا شود. نظر شما چیست؟

من معتقدم این اتفاق نمی‌ افتد. کشورهایی که تهدید می‌ کنند، خودشان بیشتر آسیب می ‌بینند. مردم آمریکا پر مصرف ترین مردم دنیا هستند. اقتصاد آمریکا به زورگویی، دلار و فروش فناوری وابسته است. اگر تنگه هرمز مختل شود، اولین ضربه را خود آنها می‌خورند.

بحث دریافت عوارض از عبور کالا در تنگه هرمز مطرح شده است. آیا این اقدام با قوانین بین‌المللی سازگار است؟

بله. باید به این تکنه توجه داشت که تنگه هرمز در حال حاضر تنها مسیر عبور بعضی از کالاها نیست، برخی کشورها در همین شرایط هم می‌توانند مسیرهای جایگزین مثل خط لوله خارج از محدوده داشته باشند یا از طرق مختلف به تبادل کالا اقدام کنند، در واقع باید گفت برای صادرات کالاها منحصرا به تنگه هرمز نیاز نیست. اما مالکیت ایران بر این آبراهه مشخص می‌کند که ایران می‌تواند از این رفت و آمدهای تجاری عوارض دریافت کند و طبق محاسبات درآمد حاصل از این عوارض‌های دریایی خیلی بیشتر از صادرات نفت خواهد بود.

درآمد عوارض دریایی تنگه هرمز، جایگزین نوین صادرات نفت

در دنیا نمونه ‌های زیادی وجود دارد که کشور مالک تنگه یا آبراه، عوارض دریافت می ‌کند. تنگه هرمز آب بین ‌المللی مطلق نیست؛ مالکیت حقوقی آن بین ایران و عمان است. اگر ما ۳ تا ۵ درصد ارزش کالای عبوری را عوارض بگیریم، باز هم برای کشورهای عبوری پرداخت این عوارض به ‌صرفه ‌تر از دور زدن مسیر خواهد بود.

اما شرایط البته به سمتی در حال پیش رفتن است که بعید نیست ظرف چند سال اینده برخی کشورها به جای حمل و نقل نفت ، به حمل و نقل آب شیرین روی بیاورند چرا که ذخایر آب شیرین در دنیا رو به کاهش است و این تجارت قطعا مقرون به صرفه تر خواهد بود.

مذاکرات اخیر در اسلام‌آباد به نتیجه نرسید. آینده این مذاکرات را چگونه می‌بینید؟

ما آغاز کننده جنگ نبودیم، اما در مذاکرات شرط‌ های غیرقابل‌عقب ‌نشینی داریم. مثلاً: غنی ‌سازی هسته‌ ای تعطیل یا محدود نمی ‌شود. غنی‌سازی صفر تحت هیچ شرایطی قابل قبول نیست، آنها هم به این امر کاملا واقف هستند که ما دستیابی به سلاح هسته‌ای را حرام می‌دانیم و حرام بودن نزد فقه شیعه به چه معناست.

تجربه گذشته در حرام اعلام کردن تنباکو برای غربی‌ها ناآشنا نیست، این موضوع حرام بودن تا حدی جدی است که آن زمان در دربار شاه هم استفاده از تنباکو ممنوع شد؛ از این رو ایران طبق فتوای رهبر شهید به دنبال دستیابی به سلاح هسته ای نیست و نخواهد بود.

اگر چه آمریکا بارها تلاش کرد برای جلوگیری از دستیابی ایران به دانش هسته‌ای دانشمندان ما را متوقف کند و در معاهدات گذشته حتی بسیاری از سانتریفیوژهای ما را نابود کردند، اما آیا می‌توانند این دانش را از مغز دانشمندان ما حذف کنند؟

خط قرمز ایران در مذاکرات؛ از غنی‌سازی هسته‌ای تا بُرد موشک‌ها

از دیگر شروط غیر قابل عقب نشینی ما تنگه هرمز و موشک های نظامی ما است، آنها اصرار دارند که برد موشک‌ها کوتاه باشد،آنها بدانند موشک‌های با برد ۳۰۰ کیلومتری برای ما حکم چهارشنبه سوری دارد؛ ما موشک ۲۰۰۰ و ۴۰۰۰ کیلومتری داریم. شاید بتوان بر سر تعداد آن بحث کرد اما بر سر برد موشک ها بحثی وجود ندارد، هر توافقی باید گام ‌به ‌گام باشد؛ آنها یک قدم بیایند، ما هم یک قدم.

تجربه به ما ثابت کرده است که طرف مقابل در مذاکرات و توافقات انجام شده پایبند نیست و بنای آنها بر بدعهدی است، در مذاکرات اخیر هم دیدیم که زیاده‌خواهی آمریکا مانع به نتیجه رسیدن مذاکرات شد و طرف مقابل در برخی موارد رفتارهای غیر دیپلماتیک داشت؛ مثلاً ترک جلسه بدون بیانیه مشترک. اما ما پیام دادیم که در مذاکرات جدی هستیم.

اگر چه پیشنهاد آتش‌بس را آنها مطرح کرده‌اند اما هر گونه نقضی انجام شود ما هم پاسخ خواهیم داد.

در این میان در کنار تشکر از بچه‌های هوافضا، زحمت طراحان این موشک ها در وزارت دفاع را هم نباید نادیده گرفت و باید از آنها تشکر کرد.

برخی معتقدند جنگ به ‌زودی تمام می ‌شود. پایان جنگ چه ویژگی‌ هایی خواهد داشت؟

هر جنگی بالاخره تمام می‌ شود. اما پایان این جنگ باید بر اساس شروط ایران باشد. تجربه نشان داده طرف مقابل به تعهداتش پایبند نیست؛ بنابراین هر توافقی باید مرحله‌ به‌ مرحله اجرا شود.

برای روزهای پساجنگ باید فکرهای اساسی کرد، اگر چه کاری که دولت در این روزها انجام می‌دهد کاری است کارستان، اگر چه خود دولت و وزرای آن ، سروصدایی ندارند و خیلی هم رسانه‌ای نمی‌شود، همین که فضای داخلی کشور آرام است و نابسامی وجود ندارد ، زحمت زیادی را می‌طلبد که این کارها بدون سر و سدا در حال انجام شدن است.

متأسفانه در این جنگ آن میزان خسارتی که به کشور وارد شد کم نبود، ۴۰ تا ۵۰ هزار واحد مسکونی تخریب شده، به فولاد، پتروشیمی، فرودگاه‌ ها، راه ‌آهن و زیرساخت‌ ها ما آسیب جدی وارد شده و برخی صنایع به دلیل قطع برق و آب از مدار خارج شده‌اند. این ها البته به معنای تخریب کامل نیست و قابل بازسازی است .

ضرورت تأسیس «شورای عالی بازسازی» با حضور استارتاپ‌ها و نیروهای مسلح

در دولت ما به یک ستاد ملی بازسازی ؛ شبیه ستاد سازندگی بعد از جنگ تحمیلی در دوران آقای هاشمی رفسنجانی نیاز داریم. بازسازی برخی بخش ‌ها ۶ تا ۱۲ ماه طول می ‌کشد، اما برخی بخش ‌ها ۳ تا ۵ سال زمان می ‌برد.

حتی نیاز است دولت چند وزیر را مأمور بازسازی کند، حتی شورای عالی بازسازی و مرمت آثار جنگ را تأسیس کنیم که همه ارکان مانند دولت، سپاه و ارتش و شهرداری و پیمانکاران و حتی استارتاپ ها مشارکت کنند تا شرایط کشور چه از نظر زیرساختی و هم فن‌آوری به قبل و بهتر از آن باز گردد.

پس از شهادت رهبری، کشور با یک شوک بزرگ رو به ‌رو شد. اما واکنش مردم بسیار متفاوت بود. تحلیل شما چیست؟

کم لطفی که انجام شد در سال‌های اخیر این بود که متأسفانه ما مردم خودمان به خوبی نشناختیم، دشمن هم شناخت درستی از مردم جامعه ما نداشت، آنها تصور کردند پیش از جنگ با راه‌اندازی یک شبه کودتا می‌توانند شرایط را به نفع خودشان تغییر دهند، بعد از بر این باور بودند با راه انداختن جنگ دوم چند روزه می‌توانند عنان کشور را در دست بگیرند.

دشمن در این جنگ بزرگ ‌ترین جنایتی که می‌ شد مرتکب شد،شهادت رهبر معظم انقلاب بود.

ثبت‌نام ۲۲ میلیونی در طرح «جان‌فدا»؛ دشمن مردم ما را نشناخته بود

همه ما نگران بودیم که بعد از رهبری چه می‌ شود. حتی در خاطرات مرحوم هاشمی رفسنجانی که آمده که ایشان بارها گفته بودند شب‌ها نمی‌توانم بخوابم چرا که نگرانم اگر "سید علی" نباشد چه خواهد شد.

اما مردم کاری کردند که دنیا شاخ درآورد. مردمی که شاید در سال‌ های قبل معترض بودند، این بار برای ایران مستقل و ایران اسلامی به میدان آمدند. ثبت ‌نام ۲۲ میلیون نفر در طرح «جان‌ فدا» نشان داد که ما مردم خودمان را هم درست نشناخته بودیم.

با وجود این همبستگی، مشکلات اقتصادی همچنان پابرجاست. راه‌ حل چیست؟

مشکلات معیشتی جدی است. ۸ سال تورم مرکب باعث شده قیمت‌ها ۱۰ برابر شود و ۳۰ درصد طبقه متوسط سقوط کنند. اما کشور ظرفیت‌های بالقوه زیادی دارد. مشکل این است که مدیران ما مدیر هزینه ‌اند، نه مدیر درآمد. افزایش حقوق بدون ایجاد منبع مالی فقط تورم را دو برابر می ‌کند. برخی وزرا هم واقعاً انگیزه تحول ندارند؛ ما نیاز به وزرای جان ‌فدا داریم که حتی اگر به قیمت عزل ‌شان باشد، کارهای انتحاری برای اصلاح ساختار انجام دهند.

ساختارهای عادی کشور برای شرایط جنگی کارآمد نیستند. مجلس با روندهای معمول شور اول، شور دوم، کمیسیون‌ها گاهی دو سال طول می ‌کشد تا یک لایحه را تصویب کند. در شرایط جنگ باید قرارگاهی عمل کرد.

امام شهید و سپس رهبری جدید، اختیارات ویژه‌ ای برای تصمیم ‌گیری سریع به رؤسای سه قوه داده ‌اند. بنابراین تصمیمات اصلی باید در همان سطح گرفته شود.

ما با انتخاب رئیس مجلس به‌عنوان مسئول مذاکرات پیام دادیم که جدی هستیم. اما جدیت ما وابسته به جدیت طرف مقابل است.

اگر آنها آماده باشند، ما هم آماده‌ ایم؛ اگر نه، ما در میدان جنگ هم آمادگی کامل داریم.

سخن پایانی؟

امیدوارم کشور با همت مردم، تدبیر مسئولان و لطف خداوند از این مرحله عبور کند. بازسازی، اصلاح ساختار اقتصادی و حفظ انسجام ملی سه اولویت اصلی ماست. ایران ثابت کرده که در سخت ‌ترین شرایط هم می ‌تواند بایستد.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1303211

برچسب‌ها

وب گردی

وب گردی

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha