خروج از NPT ، یعنی بازی در زمین تبلیغاتی دشمن/  هنر دیپلماسی، جدا کردن واشنگتن از تل‌آویو است

نایب‌رئیس پیشین مجلس، با تاکید بر اینکه مدیریت تنگه هرمز موازنه قدرت را به نفع ایران تغییر داده است، خواستار گنجاندن پرونده ترورها و دریافت غرامت زیرساخت‌ها به عنوان شروط اصلی در مذاکرات شد. وی با تشریح تفاوت اهداف واشنگتن و تل‌آویو در جنگ اخیر، راهبرد هوشمندانه ایران را ایجاد شکاف در این جبهه دانست و ضمن هشدار نسبت به خروج احساسی از NPT، تاکید کرد که ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی نباید بدون دریافت امتیازات نقد و ملموس از دست برود.

گروه سیاسی ایسکانیوز، توازن قدرت در خاورمیانه، این روزها بیش از آنکه روی کاغذ نوشته شود، در میدان و میان امواج متلاطم تنگه هرمز تعریف می‌شود. علی مطهری در این گفت‌وگو، با همان صراحت همیشگی‌اش، دست روی نقطه‌ای می‌گذارد که شاید کلید خروج از بن‌بست فعلی باشد: هوشمندی برای تبدیل کردن قدرت نظامی به دستاورد سیاسی. او معتقد است ایران امروز در میانه یک شطرنج پیچیده، باید میان عطش اسرائیل برای جنگ و ملاحظات واشنگتن دیوار بکشد. مطهری در لابلای تحلیل‌های استراتژیکش از مدیریت هرمز و بازی با برگ ۶۰ درصد، وقتی به نام شهید لاریجانی می‌رسد، لحنش تغییر می‌کند؛ او از مردی می‌گوید که تدبیرش در روزهای سخت، سد راه ماجراجویی‌های دشمن بود و حالا فقدانش، در این میانه غوغا، بیش از همیشه به چشم می‌آید.

آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح گفتگوی ایسکانیوز با علی مطهری نماینده سابق تهران در مجلس شورای اسلامی است:

شما همواره به عنوان چهره‌ای شناخته می‌شوید که به تعامل سازنده بیش از تقابل باور دارید. اما اکنون کشور در شرایطی قرار گرفته که بسیاری آن را وضعیت جنگی توصیف می‌کنند. با توجه به دو اهرم فشار اصلی ما، یعنی تنگه هرمز و انرژی هسته‌ای، نگاه شما به این وضعیت چیست؟ آیا تکیه بر این دو ابزار می‌تواند ایران را در موضع برترِ مذاکراتی قرار دهد یا به معنای به خطر انداختن دستاوردهای پیشین است؟

جمهوری اسلامی تا این لحظه بسیار هوشمندانه و با درایت عمل کرده است. درباره موضوع تنگه هرمز، باید به یک نکته تاریخی اشاره کنم؛ در طول ۴۷ سال گذشته، این تنگه همواره به عنوان یک ابزار بازدارنده بالقوه مطرح بود، اما هیچ‌گاه به مرحله اجرای جدی نرسیده بود. شاید به دلیل نگرانی از واکنش ائتلاف‌های بین‌المللی یا ملاحظات پیچیده منطقه‌ای. اما در این مقطع خاص، وقتی فشارهای دشمن از حد گذشت، تصمیم حاکمیتی بر این شد که این ابزار به شکل جدی فعال شود و به نظرم این تصمیم کاملاً درست و موثر بود.

مدیریت ما در تنگه هرمز به معنای بستن مطلق نیست؛ بلکه بحث بر سر تنظیم عبور و مرور است. یعنی کشتی‌های وابسته به کشورهای متخاصم که امنیت ما را تهدید می‌کنند، محدود شوند در حالی که سایر کشتی‌ها امکان تردد داشته باشند. وقتی آمریکا رسماً از محاصره دریایی ایران سخن می‌گوید، طبیعی است که ایران هم واکنش متناسب نشان دهد. این یک بازی دوطرفه است و در مذاکرات هم، این ابزار در کنار موضوع غرامت و حق غنی‌سازی، برگ‌های برنده ما هستند. ما باید به طرف مقابل بفهمانیم که آغازگر تنش آن‌ها بوده‌اند و باید هزینه‌ی تخریب زیرساخت‌های ما را بپردازند.

برخی معتقدند مدیریت سخت‌گیرانه تنگه هرمز ریسک بزرگی برای اقتصاد جهانی و حتی اقتصاد داخلی ماست. آیا این مسیر قابل تداوم است؟

قطعاً هر ابزار فشاری هزینه‌هایی دارد، اما مدیریت این وضعیت بسیار مهم است. ما نباید به‌گونه‌ای عمل کنیم که خودمان بیشترین آسیب را ببینیم. اگر طرف مقابل به قواعد بازی و حقوق بین‌الملل احترام بگذارد، شرایط می‌تواند عادی شود. اما اگر فشار یک‌طرفه ادامه پیدا کند، ایران هم از ابزارهای خود استفاده خواهد کرد. مذاکره همیشه یک گزینه است، اما مذاکره‌ای که همراه با احترام متقابل باشد. نمی‌شود از یک سو فشار حداکثری وارد کرد و از سوی دیگر انتظار مذاکره بدون امتیاز داشت.

استراتژی شکاف؛ تفکیک منافع واشینگتن از تل‌آویو

شما به مجموعه‌ای از شروط ایران اشاره کردید؛ از غنی‌سازی و توان موشکی تا موضوع فلسطین. آیا در شرایط فعلی که فشارها سنگین است، پافشاری بر این بسته کامل مطالبات، ما را به بن‌بست نمی‌رساند؟

خیر، ما باید بر همین موضوعات پافشاری کنیم. غنی‌سازی صفر یا محدود کردن صنایع موشکی و دفاعی ما به هیچ‌وجه قابل پذیرش نیست. حمایت از مردم فلسطین هم یک اصل تغییرناپذیر است. اما نکته کلیدی که می‌خواهم روی آن تأکید کنم، هنر ایجاد فاصله بین آمریکا و اسرائیل است. ما باید بفهمیم که اهداف این دو کاملاً یکسان نیست. اسرائیل به دنبال انهدام کامل زیرساخت‌های ایران است تا کشور ما برای دهه‌ها درگیر بازسازی باشد و فرصت رشد در حوزه‌های علمی و دفاعی را پیدا نکند. در واقع آن‌ها می‌خواهند ساختار کلان نظام را دچار اختلال کنند.

اما آمریکا، به ویژه با توجه به دغدغه‌های اقتصادی و بازار نفت، ممکن است به دنبال راهی برای خروج از این بحران با هزینه کمتر باشد. اگر ما بتوانیم در مذاکرات به توافقی برسیم که بخشی از خواسته‌های اصلی ما مثل رفع تحریم‌ها، حفظ توان هسته‌ای و به‌ویژه دریافت غرامت واقعی را تأمین کند، عملاً بین اهداف آمریکا و اسرائیل شکاف ایجاد کرده‌ایم. در این صورت، خواسته اسرائیل برای ادامه جنگ و تخریب ایران محقق نخواهد شد و این خودش یک موفقیت استراتژیک برای ماست.

درباره اورانیوم ۶۰ درصدی و ذخایر فعلی، پیشنهادهایی مثل رقیق‌سازی یا انتقال مطرح شده است. نگاه شما به این ابزار فشار چیست؟

این‌ها موضوعاتی است که مقامات عالی کشور باید درباره آن تصمیم بگیرند. اما نکته مهم این است که اگر بنا بر اقدامی در این حوزه باشد، نباید یک‌طرفه و بدون دریافت امتیاز مشخص انجام شود. این ذخایر امروز یک ابزار چانه‌زنی قوی هستند. آنچه برای ما حیاتی است، حفظ دانش هسته‌ای و حق غنی‌سازی برای مصارف نیروگاهی و پزشکی است. اورانیوم ۶۰ درصد بیشتر جنبه بازدارندگی دارد و باید در قبال هرگونه تغییر در وضعیت آن، امتیازات نقد و ملموس مثل رفع تحریم‌های بانکی و نفتی دریافت کرد.

دکترین بازدارندگی و چالش‌های NPT

اخیراً بحث‌هایی درباره تغییر دکترین هسته‌ای یا خروج از NPT مطرح شده است. جناب قالیباف هم از تغییر سطح بازدارندگی سخن گفتند. شما این تحلیل را چگونه می‌بینید؟

این بحث‌ها بسیار حساس است. عده‌ای در داخل به شدت بر خروج از NPT پافشاری می‌کنند. اما بنده معتقدم در فضای جنگی و ملتهب فعلی، این اقدام می‌تواند به ضرر ما تمام شود. چرا؟ چون بلافاصله ماشین تبلیغاتی دشمن این اقدام را به عنوان تصمیم ایران برای ساخت بمب اتم معرفی می‌کند و یک اجماع جهانی علیه ما شکل می‌دهد. به نظر من بهتر است از این موضوع به عنوان یک تهدید معتبر و ابزار بازدارندگی استفاده شود، نه یک اقدام عملی سریع. یعنی طرف مقابل باید بداند که اگر فشارها از حدی بگذرد، گزینه‌های ایران بسیار فراتر خواهد بود، اما انجام آن در میانه درگیری، هزینه‌های دیپلماتیک سنگینی دارد.

هزینه این تقابل برای جامعه و اقشار ضعیف چیست؟ آیا تاب‌آوری مردم در برابر این فشارها همیشگی است؟

هیچ‌کس منکر سختی‌ها نیست. جنگ هزینه دارد و اقتصاد ما تحت فشار است. اما مردم ایران نشان داده‌اند که وقتی پای عزت ملی و شرافت در میان باشد، ایستادگی می‌کنند. جنگ ۳۸ روزه اخیر ثابت کرد که ملت با وجود تمام مشکلات، در برابر تجاوز کوتاه نمی‌آیند. اراده مردم و وحدت میان مسئولان و نیروهای مسلح، بزرگترین عامل بازدارندگی است. اگر دشمن احساس کند ما در داخل دچار انشقاق شده‌ایم یا از ادامه مقاومت می‌ترسیم، فشار را دوچندان می‌کند. بنابراین، مخابره پیام واحد از داخل، حیاتی است.

پرونده ترورها؛ زخمی که با مذاکره التیام نمی‌یابد

شما موضوع ترور شخصیت‌ها را یک پرونده مستقل می‌دانید. چرا معتقدید این مسئله باید به عنوان یک محور اصلی در مذاکرات مطرح شود؟

چون ترور، خارج از تمامی قواعد جنگی و حقوق بین‌الملل است. شما نمی‌توانید رهبر یک کشور یا فرماندهان نظامی را در خانه‌هایشان و در کنار خانواده‌هایشان هدف قرار دهید و بعد بگویید بیایید مذاکره کنیم. این یک الگوی رفتاری جنایتکارانه است که دشمن از آن به عنوان یک ابزار فشار استفاده می‌کند. ما نباید از این موضوع ساده بگذریم. این‌ها خسارات انسانی جبران‌ناپذیری هستند. ایران باید در هرگونه گفتگو، پاسخ‌گویی طرف مقابل در قبال این ترورها را به عنوان یک شرط حقوقی و اخلاقی مطرح کند. اگر در گذشته پاسخ‌های محکم‌تری به ترورهایی مثل سردار سلیمانی داده می‌شد، شاید امروز شاهد جسارت بیشتر دشمن نبودیم.

یادی از شهید لاریجانی؛ تدبیر در میانه بحران

به عنوان بخش پایانی، شما نسبت فامیلی و همکاری نزدیکی با شهید لاریجانی داشتید. فقدان ایشان در این مقطع حساس چه تأثیری بر روند تصمیم‌گیری‌ها و مدیریت بحران دارد؟

فقدان آقای لاریجانی واقعاً یک ضایعه بزرگ برای کشور بود. ایشان شخصیتی بود که عقلانیت، متانت و تدبیر را با هم داشت. تجربه گران‌سنگ ایشان در صدا و سیما، وزارت ارشاد، ۱۲ سال ریاست مجلس و حضور طولانی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، از ایشان یک استراتژیست تمام‌عیار ساخته بود که زبان دنیا را به خوبی می‌فهمید. ایشان در دورانی که مسئول پرونده هسته‌ای بودند، با تجربه‌ای که در مذاکره با افرادی مثل خاویر سولانا داشتند، نشان دادند که می‌توان سخت‌ترین پرونده‌های امنیتی را با حفظ عزت ملی مدیریت کرد.

بسیاری معتقدند دشمن دقیقاً به این دلیل ایشان را هدف قرار داد که می‌دانست افرادی مثل لاریجانی با تدبیر و نفوذ کلام خود، می‌توانند بین آمریکا و اسرائیل شکاف ایجاد کنند و راهی برای توافق مقتدرانه بیابند. از نظر شخصی هم ایشان در این ماه‌های آخر، حال و هوای خاصی داشتند. یادم هست ۲۰ روز قبل از شروع جنگ اخیر، بی‌هماهنگی به خانه ما آمدند. حدود دو ساعت نشستیم و از هر دری صحبت کردیم. روحیه بسیار بالایی داشتند و با هم شوخی می‌کردیم. حتی وقتی بحث تهدیدات شد، همسرم به ایشان گفت طبقه بالای منزل ما خالی است، می‌توانید اینجا ساکن شوید؛ و من هم به شوخی ادامه دادم که نه، نگو اینجا بیاید، چون همه‌مان را هدف قرار می‌دهند! و ایشان با همان لبخند همیشگی و صدای بلند خندیدند. ایشان هیچ هراسی از شهادت نداشتند و با نوعی آرامش قلبی با مسائل روبرو می‌شدند.

در مجلس هم ایشان همیشه اهل تعادل بود؛ حتی در اوج اختلافات سیاسی، روابط شخصی را فدای سیاست نمی‌کرد. خاطرم هست زمانی که طرح سوأل از رئیس‌جمهور وقت( محمود احمدی نژاد) را مطرح کردم هیئت‌رئیسه سؤال از رئیس‌جمهور را اعلام وصول نمی‌کرد و این موضوع حدود یک سال طول کشید و به همین دلیل من استعفا دادم.

دلیل این‌که هیئت‌رئیسه سؤال از رئیس‌جمهور را اعلام وصول نمی‌کرد، این بود که از بیرون مجلس تحت فشار بودند و نهادهای حکومتی توصیه می‌کردند که این کار انجام نشود. خب این موضوع اولین بار بود که مطرح می‌شد و این تصور بود که طرح سؤال از رئیس‌جمهور ممکن موجب آسیب رساندن به نظام شود از این‌رو طرح سوأل ار رئیس‌جمهور اعلام وصول نمی‌شد.

من در نطق استعفای خودم بعد از طرح گلایه‌ها و نظرات، به شوخی گفتم: این هم از برکت داشتن داماد ناخلف است، که لاریجانی هم در پاسخبا خنده گفت: پاسخ شما را همشیره گرامی خواهند داد. در نهایت پس از عدم پذیرس استعفای بنده، مجبور پس یک سال طرح مورد پذیرش قرار گرفت و سوأل از رئیس‌جمهور به جریان افتاد.

فقدان چنین چهره‌های مدبری در این شرایط بحرانی کاملاً حس می‌شود. امیدوارم خون این شهیدان و مسیر عقلانیت و مقاومتی که آن‌ها دنبال می‌کردند، سرلوحه تصمیم‌گیران فعلی باشد تا به یک پیروزی شرافتمندانه و پایدار برای ملت بزرگ ایران برسیم.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1303465

برچسب‌ها

وب گردی

وب گردی

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha