«ماکسیم بر بام» سند تاریخی واقعه خونین مسجد گوهرشاد

کیانوش رضایی*

به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، کتاب «ماکسیم بر بام» اثری است که در نخستین نگاه، مخاطب را با خود به یکی از تلخ‌ترین لحظات تاریخ معاصر ایران می‌برد؛ لحظاتی که در روایت‌های رسمی و غیررسمی، بارها به‌اختصار گفته شده‌اند اما کمتر در قالب خاطرات دست‌اول شاهدان عینی ثبت و ماندگار شده‌اند. این کتاب که به تدوین اکرم یعقوبی و توسط انتشارات راه‌یـار منتشر شده، مجموعه‌ای از ۵۹ روایت کوتاه است؛ روایت‌هایی که هر یک از زبان افرادی بیان شده‌اند که خود در روزهای واقعه‌ی مسجد گوهرشاد حضور داشته‌اند یا آن را از فاصله‌ای بسیار نزدیک تجربه کرده‌اند.

ارزش چنین کتابی پیش از هر چیز در همین «بودن»‌هاست؛ در حضور کسانی که اکنون بسیاری‌شان سالخورده‌اند و حافظه‌شان آخرین پل میان امروز و آن روزهاست. ثبت و ضبط گفته‌های آنان هرچند دیرهنگام تلاشی است برای آنکه این پل فرو نریزد و بخشی مهم از حافظه جمعی ما از میان نرود.

«ماکسیم بر بام» به‌جای آنکه یک روایت یکپارچه و خطی از قیام مسجد گوهرشاد ارائه دهد، با تکیه بر تنوع روایت‌ها و زاویه‌دیدها، تصویری چندلایه از این رخداد تاریخی ترسیم می‌کند. هر روایت کوتاه است، اما همین کوتاهی باعث شده کتاب ریتمی تند و زنده داشته باشد. خواننده مدام از یک خاطره به خاطره‌ای دیگر می‌رود؛ شبیه ورق زدن آلبوم عکس‌هایی که هر کدام از زاویه‌ای متفاوت گرفته شده‌اند، اما همه در نهایت یک صحنه بزرگ‌تر را شکل می‌دهند.

بسیاری از راویان در زمان وقوع حادثه، کودک یا نوجوان بوده‌اند. همین مسئله باعث شده روایت‌هایشان گرچه گاه از نظر جزئیات دقیق نیست، اما از نظر احساسی بسیار زنده و تاثیرگذار باشد. برخی دیگر در آن روزها بزرگسال بوده‌اند؛ کاسب، طلبه، رهگذر، کارگر یا زن خانه‌دار. این تنوع جایگاه اجتماعی باعث شده کتاب تنها روایت یک قشر خاص نباشد، بلکه منظری فراگیرتر از آن واقعه ارائه کند.

یکی از نکات جالب در «ماکسیم بر بام» اشاره‌هایی است که راویان به دیوارها، کوچه‌ها و صداهای آن روزها دارند. این جزئیات حسی، خواننده را به درون صحنه می‌برد؛ جایی که جمعیت در حیاط و شبستان مسجد جمع شده‌اند، صدای همهمه‌ی مردمی که به محدودیت‌های جدید معترض‌اند، و ناگهان هراس، دود، تیراندازی و آشفتگی. اتفاق‌هایی که برای نسل‌های بعد تنها چند جمله کوتاه در کتاب‌های تاریخی بوده، در این کتاب جسم و جان می‌گیرد.

عنوان کتاب، «ماکسیم بر بام»، اشاره‌ای نمادین و مستقیم به یک لحظه خاص از آن روزها دارد؛ لحظه‌ای که یک سلاح سنگین به نام ماکسیم از بام مسجد گوهرشاد به سمت جمعیت نشانه می‌رود. این جمله کوتاه خود تبدیل شده به نشانه‌ای از خشونت واقعه، و انتخاب آن برای عنوان کتاب هوشمندانه است؛ هم یادآوری یک تصویر تاریخی است و هم در حکم استعاره‌ای از زخم و فقدان.

هرچند کتاب وارد تحلیل سیاسی یا تاریخی واقعه نمی‌شود و رویکردی روایتی دارد، اما همین روایت‌های پیاپی، خود تصویری از شرایط اجتماعی آن زمان ترسیم می‌کنند. تصویری که نه از تحلیل و تفسیر، بلکه از تجربه و حافظه متولد شده. این همان نقطه قوت اصلی کتاب است؛ اینکه تاریخ را از مسیر انسان‌های عادی بازگو می‌کند، نه از زاویه نگاه اسناد رسمی یا روایت‌های ثانویه.

اهمیت دیگر این کتاب به زمان انتشارش بازمی‌گردد. اکنون که بسیاری از راویان سالخورده‌اند و برخی دیگر در گذر زمان از دنیا رفته‌اند، جمع‌آوری چنین مجموعه‌ای اگر دیر اما کاری ارزشمند است. بسیاری از پروژه‌های تاریخ شفاهی پیش از آنکه فرصت گفت‌وگو با نسل شاهدان فراهم شود، از دست می‌روند. اما در اینجا تلاش شده تا حد امکان تعداد بیشتری از صداها ثبت شود. از این منظر، «ماکسیم بر بام» نه فقط یک کتاب روایت، بلکه یک سند تاریخی نیز محسوب می‌شود.

در بخش‌هایی از کتاب، خواننده درمی‌یابد که برخی راویان هنوز از یادآوری آن روزها دچار احساسات شدید می‌شوند؛ از بغض گرفته تا حیرت و گاهی درماندگی در پیدا کردن واژه. این وضعیت بیانگر تاثیر بلندمدت چنین وقایعی بر زندگی فردی و خانوادگی آن‌هاست. خاطره‌ای که گاه ده‌ها سال در سکوت مانده، اما هنوز در ذهن‌شان روشن است.

یکی از جذابیت‌های ساختاری کتاب، کوتاهی روایت‌هاست. هر روایت چند صفحه بیشتر نیست و همین باعث شده کتاب قابلیت خوانده‌شدن سریع داشته باشد. خواننده می‌تواند در هر بار مطالعه، تنها چند روایت بخواند و از میان تجربه‌های گوناگون عبور کند. این تنوع سرعت و تنفس، خواندن کتاب را خسته‌کننده نمی‌کند.

انتشارات راه‌یـار نیز در انتشار این اثر به ارائه یک کتاب تاریخ‌شفاهی وفادار مانده و از پیچیدگی‌های ظاهری پرهیز کرده. طراحی جلد که نمادی از مسجد گوهرشاد است در تناسب با محتوای کتاب شکل گرفته و حس یک سند تاریخی را تقویت کرده است.

«ماکسیم بر بام» را می‌توان نمونه‌ای از آثاری دانست که تلاش می‌کنند بخش‌های مغفول یا کم‌تر گفته‌شده‌ی تاریخ معاصر را از دل روایت‌های مردمی بیرون بکشند. ارزش این‌گونه آثار در این است که تاریخ را انسانی می‌کنند؛ اینکه یادآوری می‌کنند هر حادثه بزرگ از هزاران تجربه کوچک تشکیل شده است. تجربه‌هایی که اگر ثبت نشوند، نه تنها از حافظه یک نسل می‌روند بلکه بخشی از تصویر بزرگ تاریخ نیز ناقص می‌ماند.

این کتاب به‌طور کلی دو ارزش دارد یکی ارزش تاریخی و سندی، و دیگری ارزش روایی. از یک سو، روایت‌های ثبت‌شده کمک می‌کنند پژوهشگران، نویسندگان و علاقه‌مندان تاریخ بتوانند تصویری نزدیک‌تر به واقعیت آن روزها داشته باشند. از سوی دیگر، خوانندگان عادی می‌توانند با چهره انسانی یک واقعه سخت مواجه شوند؛ چهره‌ای که اغلب پشت وقایع‌نگاری‌ها پنهان می‌ماند.

در نهایت، «ماکسیم بر بام» را می‌توان دعوتی به شنیدن دانست؛ شنیدن صدای کسانی که دیگر کمتر صدایشان شنیده می‌شود. این کتاب مجموعه‌ای از روایت‌های ساده اما زنده است، و همین زنده بودن است که آن را اثرگذار می‌کند. هر روایت همچون چراغ کوچکی است که بخش کوچکی از یک شبِ تاریخی را روشن می‌کند. و کنار هم که قرار می‌گیرند، تصویر بزرگ‌تری می‌سازند؛ تصویری که بدون این روایت‌ها شاید هرگز چنین انسانی و روشن دیده نمی‌شد.

کیانوش رضایی_خبرنگار*

انتهای پیام/

کد مطلب: 1304104

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha