به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، کتاب «محله چائوسنها» که نشر جمکران آن را چاپ کرده روایت داستانی زندگی عالمی ایرانی است که در دوران صفوی به تایلند رفت و ضمن راهاندازی دستگاه تجاری مفصل، به مناصب مهمی در حکومت سیام (تایلند) دست یافت. در تهاجمهای خارجی کنار مردم سیام ایستاد و امین حکومت آنها بود. خاندان شیخ احمد قمی همچنان در تایلند صاحب نام و منصباند.
کتاب «زندانبان یهودی» نیز که به همت نشر جمکران به چاپ رسیده در زمانی می گذرد که امام موسی کاظم (ع) تحت نظارت شدید امنیتی در زندانهای مختلف نگهداری و از زندانی به زندان دیگر منتقل میشود.
سندی بن شاهک رییس شرطه های بغداد بسیار سفاک و ستمکار و دشمن شیعیان و علویان است. سندی یهودی که به ظاهر مسلمان شده و در پی شناسایی سازمان وکالت است و افراد سازمان وکالت را زیر نظر دارد و نمیخواهد مردم هیچ ارتباطی با امام داشته باشند و آن ها را دستگیر وشکنجه میکند.
خلیفهی عباسی سندی را به کاخ دعوت میکند و به او ماموریت می دهد تا امام را تحت نظارت خودش قرار بدهد و زندانی کند و زندانبان امام باشد و تا می تواند امام را شکنجه کند و آزار بدهد. سندی هم این ماموریت را قبول میکند و امام را به خانه خودش می برد و در چاهی عمیق و نمناک زندانی میکند و شکنجه می دهد.
کتاب «دیوهای کنار رودخانه» که توسط دفتر نشر معارف راهی بازار کتاب شده است روایتی داستانی از زندگی و شهادت عبدالله بنخباب است. این اثر با نگاهی داستانپردازانه به یکی از شخصیتهای کمترشناختهشده صدر اسلام میپردازد و وقایع تاریخی را با زبانی روایی و ملموس بازگو میکند.
هرسه کتاب فوق الذکر توسط سیدسعید هاشمی نوشته شده که خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز با این نویسنده پر کار به گفتوگو نشسته است.
ایسکانیوز: کتاب های شما عمدتا آثار دینی هستند. درباره سوژه یابی کتابهاتون بفرمایید.
هاشمی: دست یابی به این سوژهها یک مقدارش بخاطر علاقه و سلایق دینی و بومی است. مثلا کتاب «محله چائوسنها» در مورد شیخ احمد قمی بنیانگذار مذهب تشیع در تایلند است و من در مورد شیخ احمد قمی خیلی مطالعه کردم و بسیار زیاد تاریخ را گشتم چون در مورد ایشان خیلی کم صحبت شده و صحبتها پراکنده است. مجبور شدم با یک سری از شیعیان تایلندی و فیلیپینی که در قم زندگی میکنند ارتباط بگیرم زیرا شیعیان فیلیپینی با شیعیان تایلند ارتباط تنگاتنگ دارند. همچنین بخاطر علاقهای که خودم دارم و متولد و بزرگ شده قم هستم و بخاطر علاقهای که به قم، محیط قم و شخصیت های قمی دارم زندگی شیخ احمد قمی برایم جذاب بود؛ اینکه مثلا ۴۰۰ سال پیش ایشان از ایران زعفران میبرد تایلند و از تایلند برنج می آورد خب خیلی کار عجیبی است. الان ما فکر میکنیم خیلی کار راحتی است اما ۴۰۰ سال پیش که اصلا هیچ امکاناتی نبود و مردم هم از مواد خارجی مثل برنج بی بهره بودند.
مطالعات دینی من از کودکی به گونهای بوده که من نسبت به این شخصیتها کنجکاوی نشان میدادم مثلاً من کوچک که بودم و پدرم روحانی بود و کتابخانه خیلی مفیدی داشت و در دهه ۶۰ این کتابخانه برای بچه هایی مثل من غنیمت بود و در کتابخانه اش کتاب های از استاد علی دوانی، استاد محمد محمدی اشتهاردی، استاد حائری طبسی بود و این کتابها خیلی به زبان ساده و مفهومی نوشته شده بود و من علاقه پیدا میکردم و اتفاقاً این افراد هم در مورد شخصیت های متفاوت و جذابی مینوشتند و این شد که من رفتم سمت این شخصیت ها مثلا دیدم که عبدالله بن خطاب اولین شهید جنگ نهروان زندگی جالبی دارد و داستان خوبی میتواند داشته باشد و سوژه خوبی برای داستان نویسی است.
یا مثلا سندی بن شاهک قاتل امام موسی کاظم (ع) که هیچکس در موردش تا حالا ننوشته بود، دیدم خیلی موضوع خوبیست و میشود در موردش نوشت.
ایسکانیوز: آیا شخصیتهای کتاب ها و محوریت داستان واقعی هستند؟
هاشمی: بله شخصیت ها واقعی هستند البته شخصیت های اصلی. اما در خلق شخصیتهای فرعی تخیل وجود دارد. اما محور داستان هایی که در مورد ائمه نوشته میشود حتما باید مستند باشد چون ما داریم یک روایت اصیل را به خواننده القا میکنیم و اگر خیلی تخیلی باشد جز اینکه تحریف پیش میآید خواننده نیز کتاب را پس میزند. حالا یک سری تخیلات را میشود در داستان های دینی آورد مثلا اینکه بتوانیم خانه و محل زندگی را کمی خیال پردازی کنیم اما در مورد شخصیت های دینی مثل ائمه و یاران ائمه نمیشود خیال پردازی کرد زیرا ممکن است در تاریخ تحریف به وجود آید.
مثلا در کتاب «زندانبان یهودی» زندانبانی که به نام سندی ابن شاهک وجود داشته واقعی و مستند است و در کتاب «دیوهای کنار رودخانه» شخصیتی که میرود و گیر خوارج میافتد اولین شهید جنگ نهروان و از یاران برجسته و مومن امیرالمومنین بود و در تاریخ داستان به همین روایت شکل گرفته است که سرش را بریدند و شکم زنش را شکافتند و جنین را خارج کردندد و زمانی که حضرت علی (ع) این نوع وحشیگری را متوجه شدند از نهروان و ساکنین نهروان و خوارج بسیار ابراز انزجار کردند.
ایسکانیوز: آیا منابع شما همان کتابخانه پدری است؟
هاشمی: خیر. کتابخانه پدری در اصل مشوق من بودند و برای داستان نوشتن باید به منابع مادر رجوع کنم مثل کتاب های احمد بن یحیی بلازری و یا شیخ مفید.
ایسکانیوز: آیا برنامه ای دارید که همچنان رمان نویسی مذهبی را ادامه بدهید و ما منتظر آثار جدید شما باشیم؟
هاشمی: بله. همینکه این آثار به چاپهای متعدد میرسد نشانگر این است که مخاطب از این آثار لذت میبرد و من همچنان دارم کار میکنم. اخیراً هم کتاب «وحشت در ساحل نیل» اسفند ماه به چاپ رسید که ماجرای زندگی محمد ابوبکر فرزند خوانده امام علی (ع) از تولد تا شهادتش است.
در آینده هم کتاب «مرگ مشکوک تاجر بزرگ» که زیر چاپ است و احتمالاً تا آخر امسال از چاپ بیرون خواهد آمد. این کتای اثر حجیمی است که داستان خیلی بلندی در مورد زندگی لقمان حکیم است که با استفاده از منابع معتبر اسلامی آن را نوشتم.
ایسکانیوز: آیا این پرکاری شما را خسته نمیکند؟
هاشمی: من از نوشتن کتاب خسته نمیشوم. من برای خودم برنامه ریزیای دارم که در روز یک زمان خاصی حتما قلم فرسایی داشته باشم و بنویسم. هر روز بعد از ظهرها به دفتر شخصی خودم میروم و یک مقدار خاصی مینویسم و این برای من تبدیل به یک امر روتین شده است که هر روز باید بنویسم. حتی روزی که هیچ رمانی و هیچ کاری در دست نداشته باشم برای اینکه این روتین از بین نرود مطالبی را برای خودم به صورت شخصی و یا به صورت اینستاگرامی مینویسم و برام خسته کننده که نیست حتی لذت بخش هم است.
انتهای پیام/
نظر شما