چراغ کتابفروشی «اسم» در حال خاموشی/ کتابفروشان روی تردمیل اقتصاد

اگر چراغ «اسم» در خیابان انقلاب خاموش شود، نه تنها یک نام خوش‌سابقه از نقشه فرهنگی شهر پاک می‌شود، بلکه داغی بر پیشانی مدیرانی می‌ماند که در زمان مسئولیتشان، نظاره‌گر فروپاشی یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های اندیشه در کشور بودند.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، در هیاهوی اخبار اقتصادی که هر روز با اعداد و ارقام نگران‌کننده از تورم، نوسانات ارزی و افزایش قیمت کالاهای اساسی، کام مردم را تلخ می‌کند، خبری که این روزها در راهروهای فرهنگی شهر می‌پیچد، طعم متفاوتی از تلخی دارد. خبری که نه از بسته شدن یک کارخانه تولیدی در دوردست، بلکه از خاموش شدنِ چراغ یک کتابفروشی در قلب پایتخت حکایت می‌کند.

فرمول بقای یک کتابفروشی ساده است؛ فروش کتاب در ازای پوششِ هزینه‌ها و حاشیه سود اندکی که چرخ مغازه را بچرخاند. اما امروز، این معادله به سد بزرگی به نام «واقعیت‌های اقتصادی» برخورد کرده است. افزایش سرسام‌آور اجاره‌بها در کلان‌شهری مثل تهران، کمر کتابفروشان را شکسته است. وقتی هزینه ملک تجاری با فروش کتاب‌های کاغذی همخوانی ندارد، طبیعتاً اولین قربانی، فرهنگ خواهد بود.

به این هزینه‌های نجومی، حقوق پرسنل، بیمه، هزینه‌های جاری و تورم لحظه‌ای کاغذ و چاپ را اضافه کنید که قیمت نهایی کتاب را به مرزهای نگران‌کننده‌ای رسانده است. در شرایطی که قدرت خرید خانوار به شدت کاهش یافته، کتاب اولین کالایی است که از سبد مصرفی حذف می‌شود؛ نه به این دلیل که بی‌اهمیت است، بلکه به این دلیل که «نان» اولویت دارد. این چرخه معیوب، کتابفروشان را در وضعیتی قرار داده که گویی در حال دویدن روی تردمیلی هستند که سرعتش روز به روز بیشتر می‌شود، اما آن‌ها در جای خود ثابت مانده‌اند.

در میان این بحران سراسری، سرنوشت فروشگاه کتاب «اسم» به مثابه زنگ خطری است که برای کل جامعه فرهنگی به صدا درآمده است. «اسم» تنها یک فروشگاه کتاب نیست؛ نهادی است که با خوش‌نامی و سابقه درخشانش، پیوندی عمیق با بدنه فرهیخته جامعه دارد. برای آن‌ها که روزگاری در میان قفسه‌های این کتابفروشی، گوشه‌چشمی به تازه‌های نشر داشته‌اند یا در رویدادهای فرهنگی‌اش شرکت کرده‌اند، شنیدن خبر تعطیلی شعبه اصلی در خیابان انقلاب، فراتر از یک خبر معمولی است.

این کتابفروشی با انتشار پستی در فضای مجازی خبر از تعطیلی این فروشگاه داد و چنین نوشت:

«تو افتتاح شعبه اسم انقلاب و کتاب‌بَران شما کمکمون کردید کتابفروشی رو بچینیم. تو افتتاح شعبه ونک و ماجراهاش، شما کنارمون بودید. تو ماجراهای تعطیلی شعبه انقلابمون شما تو فضای مجازی ازمون حمایت کردید و صدای ما شدید. تو جابجایی‌مون به فروشگاه جدید، با اینکه از راسته کتابفروش‌ها دور شدیم، شما هوامون رو داشتید.

ولی حالا دیگه وقت خداحافظی رسیده؛ ما داریم کتابفروشی اسم رو تعطیل می‌کنیم. امیدواری، از جیب چپ پیراهن ما کم نشده و بهتون قول میدیم سبز بمونیم به امید روزی که خدا بهمون لطف کنه و جای دیگری به صورت حضوری در خدمتتون باشیم.»

یادمان نرفته که همین چند سال پیش، در سال ۱۴۰۰، شعبه ونک کتابفروشی اسم چگونه به دلیل همین فشارهای اقتصادی نفس‌گیر تعطیل شد. حالا نوبت به سنگر اصلی رسیده است. شعبه خیابان انقلاب، با آن فضای گرم و صمیمی، پاتوق جوانانی بود که با هدایت تیمی خلاق و ایده پرداز، به جای پرسه زدن در فضای مجازی تهی از معنا، به کتاب پناه می‌بردند. تیمی که «اسم» را نه فقط به یک محل برای فروش، بلکه به یک «باشگاه فرهنگی» تبدیل کرده بود. حالا قرار است این محفل فرهیختگی، در میان بی‌توجهی مطلق نهادهای مسئول، به خاموشی ابدی سپرده شود.

صادق صادقی مدیرعامل کتابشهر ایران در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز گفت: در هزینه های ثابت یک کتابفروشی برخی از هزینه ها، هزینه هایی است که به هیچ عنوان نمیتوان آنها را حذف کرد که یکی از مهم‌ترین هزینه‌ها بحث اجاره ملک است که معمولاً فروشگاه‌هایی که جدید احداث میشوند به دلیل اینکه ملکی که اجاره می‌کنند عدد و رقمش سنگین است و قاعدتاً سود کتابفروشی نسبت به مابقی کسب و کارها پایین است، باعث میشود که دچار مشکل بشوند و فروشگاه های ما هم درگیر این مشکل هستند و اکثرا اجاره‌ای هستند.

وی با بیان اینکه هرچقدر که فروشگاه به لحاظ بصری، تنوع اجناس، تسلط کتاب فروش ها در معرفی کتاب سرآمد باشد اما اگر ملکی برای خودش نداشته باشد دیر یا زود دچار مشکل میشود افزود: متاسفانه کتابفروشی «اسم» هم دچار همین معضل شده است. از سوی دیگر وقتی سود کتابفروشی را بررسی می‌کنید؛ البته الان شرایط طوری است که تعریف کتابفروشی منظوز فروشگاهی است که درش هم کتاب به فروش میرسد، هم لوازم التحریر، هم هدایای فرهنگی و اگر که در توانش باشد کافه هم میتواند داشته باشد اما در همین تنوع جنس هم نسبت به کسب و کار دیگری که در همین فضای فرهنگی هستند سود پایین‌تری دارد.

صادقی تصریح کرد: اکثر عزیزانی که به حوزه کتابفروشی ورود پیدا می‌کنند امکان خرید ملک را ندارند و عدد و رقم ملکی عدد و رقمی نیست که برای خرید در توان بچه های کتاب فروش باشد و این موضوع یک توان مضاعف و یک حمایت مضاعف بیرونی میخواهد برای اینکه این کار انجام بشود و خرید ملک برای این عزیزان صورت بگیرد.

وی خاطرنشان کرد: آن چیزی که فروشگاه‌های ما درگیرش هستند یکی از اساسی‌ترین‌ها مشکلات، هزینه ملک است و از طرفی اگر بنا بر این گذاشته شود که اگر مالک عدد اجاره را بالاتر برد و ما برویم جای دیگری را اجاره کنیم، باز یک ضربه جبران ناپذیری به آن فروشگاه زده می‌شود زیرا کتابفروشی باید جایی باشد که حداقل سه چهار سال ثبات داشته باشد تا در معرض دید مخاطب قرار بگیرد و بعد از مدتی تبدیل به یک پاتوق فرهنگی اقتصادی بشود و اگر این اتفاق نیفتهد و مثلاً هر سال یا هر دو سال یک بار لوکیشن فروشگاه تغییر کند عملاً آن پاتوق فرهنگی اقتصادی ایجاد نمیشود و فروشگاه فروش درخوری نخواهد داشت که بتواند اجاره ها و مابقی هزینه‌های فروشگاه را تامین بکند.

مدیرعامل کتابشهر ایران اظهار کرد: به نظرم وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات، حوزه هنری و حتی نهادهای غیر فرهنگی که بودجه مسئولیت اجتماعی دارند باید به این موضوع ورود پیدا کنند و برای آنانی که سبقه و سابقه‌ای دارند برایشان ملک خریداری کنند. این موضوع هم با ساز و کاری شدنی است که مثلاً ملک به نام شخص نباشد اما در اختیارش باشد.

وی با اشاره به اینکه ما در بعضی از این فروشگاه‌هایمان که ملک متعلق به سازمان تبلیغات است همچین تجربه‌ای را داریم گفت: باید این اتفاق بیفتد تا آن ثبات و کاهش هزینه ها بباعث شود کتابفروشان بتوانند کار را جلو ببرند.

صادقی ادامه داد: در مورد حمایت سازمان ها ما نباید فقط سازمان‌های فرهنگی را مورد توجه قرار بدهیم زیرا به علت های مختلف سازمان های فرهنگی بودجه‌های کمتری نسبت به مجموعه‌ها، سازمان‌ها وزارتخانه‌های صنعتی و اقتصادی دارند. این مجموعه‌های اقتصادی اکثراً یک بودجه جداگانه‌ای به عنوان مسئولیت اجتماعی دارند که خیلی اوقات شفاف سازی درش اتفاق نمی‌افتد.

وی در پایان سخنانش با اشاره به اینکه صنف کتابفروشی خط مقدم فروش محصولات فرهنگی است خاطرنشان کرد: یعنی چه از لوازم التحریر ایرانی-اسلامی، چه از کتاب، چه از هدایای فرهنگی و هر چیزی که بخواهید تولید کنید دست آخر باید جایی داشته باشید که به عنوان ویترین در معرض دید عموم مردم قرار بدهید و اگر از این خط مقدم محصولات فرهنگی حمایت بشود طبیعتا به صورت دومینو، از ناشر و تولید کننده محصولات فرهنگی حمایت می‌شود اما الان فضا به گونه‌ای است که شاید فقط به ناشرین کمک بشود ولی مستقیم به کتاب فروش کمک نمیشود و این فضا باید اتفاق بیفتد و نهادینه بشود

تاسف‌بارتر از خود واقعیت تعطیلی، نگاه سرد و بی‌تفاوت مسئولین است. در حالی که برای موضوعات دست‌چندم، بودجه‌های کلان تصویب و همایش‌های پرطمطراق برگزار می‌شود، برای مرگ تدریجی کتابفروشی‌ها، هیچ راهکار عملی، هیچ حمایت مالی هدفمند و هیچ گوش شنوایی وجود ندارد. گویی برای متولیان فرهنگی، «کتابفروشی» تنها یک واحد صنفی ساده است که اگر بسته شد، می‌توان با یک سوپرمارکت یا فروشگاه پوشاک جایگزینش کرد.

اگر چراغ «اسم» در خیابان انقلاب خاموش شود، نه تنها یک نام خوش‌سابقه از نقشه فرهنگی شهر پاک می‌شود، بلکه داغی بر پیشانی مدیرانی می‌ماند که در زمان مسئولیتشان، نظاره‌گر فروپاشی یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های اندیشه در کشور بودند. این تعطیلی، نه یک رخداد اتفاقی، که نمادی از بی‌خردی سیاست‌گذاری‌های فرهنگی است که به جای حمایت از «اسم»های شناسنامه‌دار، آن‌ها را در گرداب هزینه‌ها به حال خود رها کرده‌اند.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1306793

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha