حذف تدریجی کتاب از سبد خانوار با افزایش قیمت کاغذ/ گرانی کاغذ نه یک مساله صنعتی بلکه یک مساله کاملا فرهنگی است

افزایش قیمت کتاب به‌معنای حذف تدریجی این محصول فرهنگی از سبد خانوار است. خانواده‌ای که باید میان هزینه‌های ضروری مانند اجاره، خوراک، درمان و آموزش اولویت‌بندی کند، در بسیاری از موارد کتاب را در انتهای فهرست نیازهایش قرار می‌دهد یا اساساً آن را حذف می‌کند.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، بازار کاغذ در ایران سال‌هاست که به یکی از حساس‌ترین و پرنوسان‌ترین بخش‌های زنجیره فرهنگی کشور تبدیل شده است؛ بازاری که هر تکانه قیمتی در آن، نه فقط به چاپخانه‌ها و ناشران، بلکه به کتابفروشی‌ها، نویسندگان و در نهایت به مخاطبان کتاب سرایت می‌کند. بهای کاغذ تحریر در سال‌های اخیر با جهش‌های پیاپی روبه‌رو بوده و همین موضوع، به‌طور مستقیم قیمت تمام‌شده کتاب را بالا برده است؛ افزایشی که در شرایط دشوار اقتصادی امروز، بیش از هر زمان دیگری بر توان خرید خانواده‌ها سایه انداخته است.

قیمت هر بند کاغذ تحریر در بازه‌های مختلف زمانی با رشدهای چندبرابری روبه‌رو بوده است. در حالی که بهای هر بند کاغذ ۷۰×۱۰۰ در تیرماه ۱۴۰۴ به بیش از ۲ میلیون تومان رسیده بود و این رقم نسبت به سال‌های گذشته، جهشی چشمگیر را داشته است، حالا پس از تعطیلات نوروز ۱۴۰۵ قیمت همین محصول به بیش از ۶ میلیون تومان رسیده است. این روند به‌روشنی نشان می‌دهد که کاغذ، به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین مواد اولیه تولید کتاب، دیگر یک کالای عادی و قابل پیش‌بینی نیست، بلکه به متغیری بحران‌زا در اقتصاد نشر تبدیل شده است.

افزایش قیمت کاغذ، نخستین اثر خود را بر قیمت پشت جلد کتاب می‌گذارد. ناشر، برای بقا در بازار، ناگزیر است افزایش هزینه‌های تولید را در قیمت نهایی اثر منعکس کند. این یعنی کتابی که دیروز با قیمتی قابل‌قبول به دست مخاطب می‌رسید، امروز ممکن است به کالایی گران و دور از دسترس تبدیل شود. در واقع، کاغذ گران‌تر فقط یک مسئله صنعتی نیست؛ بلکه مستقیماً به قدرت خرید فرهنگی جامعه مربوط می‌شود. وقتی هزینه تولید بالا می‌رود، ناشر نمی‌تواند با زیان ادامه دهد. نتیجه روشن است، کتاب گران می‌شود.

اما مسئله فقط در همین نقطه متوقف نمی‌ماند. در شرایطی که هزینه‌های زندگی با سرعتی سرسام‌آور در حال افزایش است، افزایش قیمت کتاب به‌معنای حذف تدریجی این محصول فرهنگی از سبد خانوار است. خانواده‌ای که باید میان هزینه‌های ضروری مانند اجاره، خوراک، درمان و آموزش اولویت‌بندی کند، در بسیاری از موارد کتاب را در انتهای فهرست نیازهایش قرار می‌دهد یا اساساً آن را حذف می‌کند. کتاب، برخلاف بسیاری از کالاهای مصرفی دیگر، هرچند نیاز فوری و روزمره نیست، اما نقشی بنیادین در ارتقای آگاهی، آموزش غیررسمی و شکل‌گیری فرهنگ عمومی دارد. بنابراین حذف آن از سبد مصرف خانوار، فقط یک تصمیم اقتصادی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از تضعیف زیرساخت فرهنگی جامعه است.

این روند، زنجیره‌ای از آسیب‌ها را در پی دارد. نخستین آسیب متوجه ناشران است؛ بنگاه‌هایی که باید با سرمایه‌گذاری، برنامه‌ریزی و پذیرش ریسک، آثار تازه تولید کنند، اما در برابر هزینه‌های بالا و بازار کم‌رمق، توان مانور خود را از دست می‌دهند. ناشری که نتواند کتاب را با تیراژ مناسب و قیمت رقابتی منتشر کند، به‌تدریج از تولید جدی فاصله می‌گیرد یا فقط به چاپ آثار محدود و پرفروش تن می‌دهد. این وضعیت، تنوع نشر را کاهش می‌دهد و چرخه تولید اندیشه را ضعیف می‌کند.

کتابفروشان نیز از این بحران بی‌نصیب نمی‌مانند. وقتی قیمت کتاب از توان خرید مردم فراتر می‌رود، مراجعه به کتابفروشی‌ها کم می‌شود، گردش مالی کاهش می‌یابد و واحدهای صنفی کوچک با خطر تعطیلی مواجه می‌شوند. کتابفروش فقط یک فروشنده نیست؛ او حلقه واسط میان تولیدکننده و مخاطب است. اگر این حلقه ضعیف شود، دسترسی مردم به کتاب سخت‌تر و بازار فرهنگ مکتوب کوچک‌تر می‌شود.

در این میان، نویسنده هم آسیب می‌بیند. وقتی کتاب کمتر چاپ شود، شمارگان پایین بیاید و فروش افت کند، سهم نویسنده از بازار نیز محدودتر می‌شود. نویسنده برای ادامه فعالیت حرفه‌ای به چرخه‌ای زنده و پایدار از تولید و فروش نیاز دارد؛ چرخه‌ای که گرانی کاغذ و کاهش تقاضا آن را مختل می‌کند. به همین دلیل، گرانی کاغذ فقط یک مشکل برای صنعت چاپ نیست، بلکه تهدیدی برای خلاقیت ادبی و تولید محتوای فرهنگی نیز هست.

از سوی دیگر، صنعت نشر یک زنجیره گسترده از مشاغل را دربر می‌گیرد؛ از لیتوگرافی و چاپخانه گرفته تا صحافی، پخش، انبارداری، کتابفروشی و حتی تبلیغات فرهنگی. هر اختلال در این زنجیره، اشتغال گروهی از فعالان را تهدید می‌کند. بنابراین وقتی کتاب از سبد خانوار حذف می‌شود، فقط فروش یک کالا کاهش نمی‌یابد، بلکه یک چرخه پرتعداد از شاغلان در این حوزه نیز با ناامنی اقتصادی روبه‌رو می‌شوند.

اما شاید مهم‌ترین پیامد این بحران، فراتر از اقتصاد نشر، کاهش دسترسی مردم به آگاهی باشد. کتاب یکی از اصلی‌ترین ابزارهای انتقال دانش، تجربه و اندیشه است. هرچه کتاب گران‌تر و دورتر از دسترس شود، فاصله مردم با منابع آگاهی نیز بیشتر می‌شود. در جامعه‌ای که دسترسی به کتاب محدود شود، فرصت رشد فکری، نقد اجتماعی و ارتقای سواد عمومی هم کاهش می‌یابد. این وضعیت، در بلندمدت می‌تواند پیامدهای تلخی به دنبال داشته باشد؛ از گسترش بی‌اطلاعی و سطحی‌نگری گرفته تا تضعیف فرهنگ گفت‌وگو و کاهش توان جامعه برای مواجهه آگاهانه با مسائل پیچیده.

مهدی محمدخانی مدیرعامل انتشارات روایت فتح در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز گفت: در چند سال گذشته همیشه شاهد افزایش قیمت کاغذ با یک شیب ملایم بوده‌ایم و هم پای افزایش قیمت همه کالاها قیمت کاغذ هم افزایش پیدا میکرد و متاسفانه روز به روز شاهد بودیم که بخشی از مخاطبین کتاب بخاطر این افزایش قیمت‌ها ریزش میکنند.

وی با بیان اینکه شیب قیمت‌ها به گونه ای بود که شاید میشد این افزایش قیمت را با ترفندهایی مثل هدایت مخاطبین به سمت استفاده کتاب‌های آنلاین، تخفیف‌های مقطعی، نمایشگاه‌ها و... کنترل کرد ادامه داد: اما در ایام اخیر با یک افزایش قیمت سرسام آوری مواجه هستیم که کنترل از دست همه خصوصا کسانی که از کاغذ استفاده میکنند در رفته و باعث میشود که آسیب بسیار بزرگی به خوانندگان کتاب وارد بشود.

محمدخانی تصریح کرد: متاسفانه در ایام اخیر با یک افزایش شاید بیش از دو برابری قیمت کاغذ مواجهیم و این باعث میشود که افزایش قیمت پشت جلد کتاب ها را شاهد باشیم و این چیزیست که خلاف میل همه اهالی حوزه کتاب است. یعنی از نویسنده، ناشر، سیستم توزیع، کتاب فروشان و سایر عزیزان همه از این باب احساس نارضایتی و زیان خواهند کرد به این دلیل که بخشی از مخاطبین نمی‌توانند با این قیمت ها کتاب تهیه کنند و با توجه به افزایش قیمت های بی رویه اقلام ضروری مردم، کتاب به حاشیه بیشتری رانده خواهد شد.

وی با اشاره به اینکه این موضوع ناشی از طمع کسانی است که دنبال کسب سود و مال بیشتری از کاغذی که در اختیار دارند است اظهار کرد: با نوعی احتکار و گران فروشی افسار گسیخته مواجه هستیم که باعث میشود مخاطبانی که میخواهند کتاب بخوانند با آسیب بسیار زیادی مواجه شوند.

مدیرعامل انتشارات روایت فتح تاکید کرد: این گرانی کاغذ لطمه‌اش به همه اهالی حوزه کتاب وارد میشود؛ از کسی که کتاب را میخواند، تا شبکه توزیع، تا کتابفروش، تا ناشر، تا نویسنده تا همه کسانی که با این صنعت مواجه هستند این گرانی تاثیرگذار است. این گرانی باعث میشود که کاهش مخاطب و کاهش خریدار کتاب را داشته باشیم و این آسیب به همه این صنعت وارد میشود لذا به نظر می‌رسد که باید دولت یک راهکارهای خیلی کوتاه مدتی چاره کند تا بتواند کنترل بازار کاغذ را در اختیار بگیرد.

وی ادامه داد: همه ابزارهای موجود مثل واردات کاغذ، تولیدات مقطعی پر حجم تر و... باید کنار همدیگر باشند برای اینکه بتوانیم در این مقطع کنترل بیشتری روی قیمت کاغذ داشته باشیم.

محمدخانی در پایان سخنانش تصریح کرد: یکی از مواردی که ما با آن در اقلام ضروری مواجه هستیم و همینطور در کاغذ هم همینطور است این است که در بازار، کاغذ موجود است اما قیمت بالایی دارد و الحمدالله دولت در تامین کاغذ موفق عمل کرده اما در حفظ و کنترل قیمت ناموفق است و به نوعی باید یک چاراندیشی سریع انجام بشود. از طرفی نظارت بر بازار باید افزایش پیدا کند و همه عزیزانی که در حوزه کاغذ فعالیت میکنند باید برای تولید بیشتر کاغذ و همین طور برای جایگزینی راهکارهای مناسب واردات کاغذ هم افزایی داشته باشند.

در نهایت، گرانی کاغذ فقط یک مسئله صنفی یا اقتصادی نیست، بلکه مسئله‌ای فرهنگی و اجتماعی است. اگر برای کنترل این روند چاره‌ای اندیشیده نشود، کتاب بیش از پیش از زندگی روزمره مردم کنار خواهد رفت؛ و با حذف کتاب، نه‌تنها صنعت نشر، بلکه بخشی از سرمایه فکری و فرهنگی جامعه نیز تضعیف خواهد شد.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1307055

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha