۲۵ شهریور؛ در تاریخ چه گذشت؟

امروز ۲۵ شهریور برابر با ۱۶ سپتامبر تقویم میلادی است. روزی که در تاریخ آبستن وقایع و اتفاقات زیادی در ایران و جهان بوده است.

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری ایسکانیوز، امروز ۲۵ شهریور برابر با ۱۶ سپتامبر تقویم میلادی است. روزی که در تاریخ آبستن وقایع و اتفاقات زیادی در ایران و جهان بوده است. به مرور برخی از این وقایع می‌پردازیم.

رویدادها:

۱۲۸۵ ش - برگزاری انتخابات اولین دوره مجلس شورای ملی در ایران

پس از صدور فرمان مشروطیت و تصمیم‏گیری درباره تأسیس مجلس شورای ملی، در روز ۲۵ شهریور ۱۲۸۵ش، دوره نخست انتخابات مجلس در تهران و سراسر کشور برگزار شد. انتخاب چنین روزی که با ۲۷ رجب ۱۳۲۴ ق، سالروز مبعث پیامبر اسلام(ص) همزمان بود، در جلسه روزهای گذشته اشراف و اعیان به تصویب رسیده بود. نمایندگان دروه اول بر اساس ماده نخست نظامنامه تدوین شده، نه بر اساس رأی مردم، که با رأی اصناف، شاهزادگان، علما، تجار و ملاّکین انتخاب می‏شدند. با این تصور که هر صنف و طبقه، بهتر از سایرین، نسبت به مشکلات خود، آگاه است. همچنین از تهران سی و دو نفر و از سایر شهرستان‏ها، به میزان جمعیت بین شش تا دوازده تن برگزیده شدند. حداکثر نمایندگان مجلس نیز برابر نظامنامه، دویست نفر بود.

۱۹۳۱ - شهادت شیخ عمر مختار رهبر قیام ضد استعمار ایتالیا در لیبی

شیخ عمر مختار، مجاهد استعمارستیز و مبارز مسلمان لیبیایی در سال ۱۸۵۸م به دنیا آمد. وی پس از فراگیری قرآن و دروس دینی به عنوان شیخ و بزرگ قبیله و ناحیه خود تعیین شد. شیخ‏عمر مختار مدتی در سودان به ارشاد و هدایت مردم پرداخت و در سال ۱۹۱۱م به زادگاهش مراجعت نمود. با هجوم ارتش متجاوز ایتالیا به کشور لیبی و استقرار در منطقه بن غازیِ لیبی، عمرمختار رهبری جنبش ملیِ ضدایتالیایی را برعهده گرفت و مبارزات استعمار ستیزانه خود را به همراه مردم محروم منطقه آغاز کرد. وی طی سال‏های مبارزه، تلفات زیادی بر قوای بیگانه وارد کرد تا این که ایتالیایی‏ها بر او غلبه کردند. شیخ عمر مختار درنهایت در ۱۱ سپتامبر سال ۱۹۳۱م اسیر سپاه ایتالیا شد و پس از یک محاکمه صوری، وی را در ۱۶ سپتامبر ۱۹۳۱ در ۷۳ سالگی به دار آویختند.

۱۹۴۱ - رضاشاه به خواست لندن و مسکو کناره گیری کرد و از تهران خارج شد

۱۶سپتامبر سال ۱۹۴۱ (۲۵ شهریور ۱۳۲۰) در زمانی که نیروهای شوروی و انگلستان به تهران نزدیک شده بودند محمد علی فروغی [از نزدیکان دولت لندن و از مخالفان رضاشاه که از نخست وزیر شدنش بیش از ۳ هفته نگذشته بود] به اتفاق علی سهیلی وزیرامور خارجه کابینه اش به دیدار سفیران انگلستان و شوروی شتافت و به آنان اطلاع داد که رضا شاه همچنان که آن دو دولت خواسته بودند کناره گیری کرده و رهسپار اصفهان شده است. همسر و فرزندان رضا شاه قبلا به اصفهان رفته بودند و تنها محمدرضا در تهران مانده بود.

به احتمال زیاد در همین دیدار، موافقت دو دولت انگلستان و شوروی با شاه شدن محمدرضا به فروغی ابلاغ شده بود، زیرا که فروغی پس از آن دیدار، مستقیما به بهارستان رفت و نمایندگان مجلس را از کناره گیری رضا شاه و بر جای او نشستن محمدرضا آگاه کرد. قبلا قرار بود که پس از برکناری رضا شاه، دولت های اشغالگر ترتیب دیگری برای ایران بدهند و کشور ما تا چند سال توسط یک هیات مدیره موقت اداره شود و سپس نوع حکومت تعیین گردد. برخی از مورخان جنگ جهانی دوم نوشته اند که چون مقامات لندن و به ویژه چرچیل نگران بودند که پس از انقضای حکومت هیات مدیره (هیات موقت پیشنهادی حاکم بر ایران)، استالین کمونیستها را بر ایران مسلط کند و به علاوه، بررسی خصوصیات محمد رضا پهلوی، او را فردی مطیع و علاقه مند به تفریح و ورزش (بیش از سیاست) نشان داده بود اصرار بر شاه شدن فوری او کردند. محمدرضا شاه آمد.

در آن روز پس از این که فروغی مجلس را از کناره گیری رضا شاه و خروج او از تهران آگاه ساخت، نمایندگانی که از رضا شاه راضی نبودند (و یا به اشاره سفارت انگلستان) بر ضد او نطقهای تندی ایراد کرده و به فروغی هشدار دادند که سریعا جواهرات سلطنتی صورت برداری کند تا ببیند که رضا شاه بخشی از آنها را با خود نبرده باشد!.قرار شد مجلس برای ادای سوگند شاه تازه یک جلسه فوق العاده فوری تشکیل دهد.

اتفاقا، سوگند وفاداری لوئی شانزدهم شاه وقت فرانسه هم به قانون اساسی در ۱۶ سپتامبر سال ۱۷۹۱ میلادی بعمل آمده بود و هر دو پادشاه با دو انقلاب به فاصله ۱۸۸ سال از یکدیگر برکنار شدند.

از بررسی خاطرات ، اسناد و نوشته ها چنین بر می آید که دلیل عمده موافقت دو دولت متجاوز به ایران ،مخصوصا انگلستان با سلطنت محمد رضا این بود که وی را فردی ضعیف و حرف شنو یافته بودند که فاقد جاه طلبی های پدرش است و قدرت حکومتی را از دست «رجال مورد نظر!» خارج نخواهد ساخت.

رضا شاه با این که با حمایت انگلستان روی کار آمده بود در ۵ ـ ۶ سال آخر سلطنت خود برای خارج ساختن خود از دست انگلیسی ها به آلمان که دم از همبستگی نژاد آریایی (آرین ها) می زد و ایتالیای ناسیونالیست نزدیک شده بود و قراردادهای متعدد با آنها امضاءکرده بود و در نظر داشت به محور (آلمان و متحدانش) به پیوندد، به قفقاز حمله نظامی برد و به سلطه انگلستان در منطقه خلیج فارس پایان دهد و .... رضا شاه غافل از این بود که تا «رجال مشکوک و یا پوسیده !» را کنار نگذارد به هدف نخواهد رسید. همین رجال باعث اشغال نظامی ایران و تغییر رئیس کشور شدند و عقربه ساعت را در ایران به عقب باز گردانیدند.

رضا شاه در پی امضای قرارداد عدم تجاوز میان مسکو و برلن، به شوروی نیز نزدیک شده بود و قراردادهای متعدد با مسکو امضاء کرده بود. هدف رضا شاه این بود که مسکو را از مشارکت در هرگونه توطئه انگلیسی ها بر ضد خود دور سازد. جانشین رضا شاه هم از لحاظ سیاسی تا حدی زیاد مسیر وی را پیمود ؛ با رجال معینی کارکرد و درسالهای آخر سلطنت خواست که کمتر از گذشته دیکته دیگران را بنویسد و راه استقلال در پیش گیرد که سرانجامی مشابه پدرش داشت.

بگیر و ببندها و خلع درجه و عزل و نصب های برق آسای رضا شاه در طول سلطنت مخصوصا دهه دوم سلطنت، جز افزودن بر دشمنانش سودی عایدش نکرد. باوجود این، چون رضا شاه از میان مردم عادی کشور برخاسته بود دردها را می شناخت و ضعف ها را می دانست و تردید در میهندوستی او نمی توان کرد. برای مدرنیزه کردن ایران و به پیش بردن کشور تلاشهای چشمگیری به عمل آورد. در زمان او، ایران هرسال دهها دانشجو به اروپا می فرستاد که در بازگشت عمدتا بکار تدریس می پرداختند حال آن که لازم بود اداره سازمانهای کشور به دست آنان سپرده می شد و مقامها و مدیریت ها از دست "دوله ها" و "سلطنه ها" ، نزدیکان قدرتهای خارجی، و انحصار افراد معین بیرون می آمد و ... .

بزرگترین ضعف شخصی رضا شاه علاقه او به گرد آوردن هرچه بیشتر مال و اموال بود که برایش هم باقی نماندند.

۱۹۶۳ - فدراسیون مالزیا مرکب از ایالتهای مالایا، سنگاپور، برنئوی شمالی و ساراواک که از مستعمرات انگلستان بود به صورت یک کشور مستقل پا به عرصه وجود گذارد که در همان روز صدها هزار مالزیایی سفارت انگلستان را در آنجا آتش زدند. سنگاپور بعدا اعلام استقلال کرد.

۱۳۵۷ ش - زلزله مرگبار طبس

۲۵ شهریور ۱۳۵۷ در جنوب خراسان به مرکزیت طبس زمین لرزه ای به شدت هفت و هفت دهم در مقیاس ریشتر روی داد که تلفات تقریبی آن را ۲۵ هزار تن گزارش کرده بودند. این زمین لرزه در جریان انقلاب ایران روی داد و مخالفان سلطنت از ضعف دستگاههای امداد و نارسایی های مربوط برای انتقاد از دولت بهره برداری فراوان کردند. درست به همان گونه که زلزله ماناگوآ انقلاب نیکاراگونه را شدت بخشید، زلزله طبس هم زبان انتقاد از دولت تهران را رساتر کرد و ضعف ها و مسائل بوروکراسی از پرده برون افتاد.

۱۹۸۲ - کشتار فلسطینی ها در اردوگاههای صبرا و شتیلا

از ۱۶ تا ۱۸ سپتامبر ۱۹۸۲ و در جریان جنگ داخلی لبنان و زمانی که نیروهای اسرائیلی در بیروت و جنوب لبنان بودند، میلیشیای حزب کتائب Kataeb (مسیحیان مسلح لبنانی) به انتقام قتل بشیر جمایل رئیس جمهور منتخب و مارونی (یک فرقه مسیحی کاتولیک) لبنان، به دو اردوگاه آوارگان فلسطینی ـ صبرا و شتیلا Sabra and Shatila واقع در حاشیه جنوبی بیروت حمله بردند و دهها فلسطینی بی دفاع از جمله زنان و کودکان را کشتند. آمار مقتولین دقیقا به دست نیامده است و گزارش های منتشره شمار آنهارا هشتصد تا ۳۵۰۰ تن نشان می دهد. این دو اردوگاه که در سال ۲۰۱۱ دوازده هزار فلسطینی را در خود جای داده بود در سال ۱۹۴۹ توسط سازمان ملل تاسیس و امور بهداشت و آموزش و پرورش آن در دست آن سازمان بود.

پس از این کشتار، وزیر دفاع وقت اسرائیل (اریل شارون) متهم شد که به نیروهای خود اشاره کرده بود که مانع حمله مسیحیان مسلح به آن دو اردوگاه نشوند. در آن زمان نیروهای اسرائیلی در جریان زد و خورد با سازمان آزادی فلسطین ـ PLO، جنوب لبنان تا شهر بیروت را در اشغال خود داشتند و دو اردوگاه صبرا و شتیلا عملا در محاصره آنان بود.

بشیر جمایل رئیس جمهور منتخب لبنان ۱۴ سپتامبر سال ۱۹۸۲ بر اثر انفجار بمب کشته شده بود. این بمب در ساختمان حزب کتائب (فالانژ) لبنان کار گذارده شده بود. در این انفجار جمعا ۲۶ تن کشته شدند. با کشته شدن بشیر که یک مسیحی مارونی بود بحران این کشور که از ۱۹۷۵ آغاز شده بود شدت بیشتری یافت. میلیشیای حزب کتائب گمان می کرد انفجاری که موجب قتل بشیر جمایل شده بود کار فلسطینی ها بود حال آنکه بعدا (پس از کشتار صبرا و شتیلا) معلوم شد عناصر دیگری آن را ترتیب داده بودند.

۲۰۰۳ - به خاطر کشاورزان میهنش، خودرا کشت و قهرمان ملی شد

خودکشی «لی کیونگ هائه» رئیس اتحادیه کشاورزان کره جنوبی در ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۳ درحاشیه آخرین جلسه نشست سازمان جهانی بازرگانی که در «کنکون» مکزیک برگزار شده بود، بیش از خبر شکست این مذاکرات در جهان بازتاب داشت. این نشست موفق به نزدیک کردن نظر کشورهای فقیر و غنی به یکدیگر نشده بود. نشست کنکون از همان آغاز پر سر و صدا بود. در آستانه برگزاری آن، هزاران تن از مخالفان جهانی شدن تجارت مقابل ساختمان محل برگزاری جلسات با تن عریان دست به تظاهرات و اعتراض زده بودند.

«هائه» به منظور جلب توجه کشورهای غنی نسبت به وضعیت نامطلوب هفت میلیون کشاورز کره جنوبی که وی نمایندگی آنان را برعهده داشت وارد کنکون شده بود.

«هائه» در طول جلسات اصرار داشت که کشورهای غنی از جمله آمریکا و اتحادیه اروپا از سوبسید کشاورزان خود دست بردارند، زیرا که این سوبسید سبب تولید محصولات کشاورزی ارزان می شود و کشاورزان کره و کشورهای دیگر نمی توانند با این اجناس ارزان که وارد بازارهایشان می شود رقابت کنند و ورشکست و بیچاره می شوند. «هائه» گفته بود که او یک کشاورز است و به دلیل شکست در رقابت با تولیدات کشاورزی وارداتی که ارزانتر به فروش می رسند چهل هکتار زمین خودرا از دست داده و این زمین به تصرف بانک درآمده و برای او، تنها یک باغ کوچک سیب باقی مانده است که آن هم در شرف حراج شدن توسط بانک است. چون به اظهارات «لی کیونگ هائه» توجه نشد به قلب خود دشنه فرو کرد و در برابر چشم صدها تن در کنکون جان داد. «هائه» قبل از فرو بردن دشنه به قلب خود با صدای بلند گفت که خودرا می کشد تا به این طریق ناله کشاورزان کره ای را به گوش جهانیان برساند.

«هائه» که با این عمل خود قهرمان مردم کره جنوبی شده است قبلا نماینده پارلمان محلی در این کشور بود. مردم کره جنوبی ـ به همان گونه که در عکس دیده می شود ـ قاب عکسهای اورا بر در و دیوار شهرها و روستاها آویزان کرده و در برابرشان به حالت احترام به زانو در می آیند و ادای احترام می کنند.

انتهای پیام/

کد خبر: 1111264

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 2 =