به گزارش خبرنگار سیاسی ایسکانیوز، در شرایطی که جامعه و کشور بیش از هر زمان دیگری به همدلی، انسجام و یکصدایی از سوی فعالان و چهرههای سیاسی نیازمند است، برخی سیاستمداران با اتخاذ مواضعی آشکارا همسو با ادبیات دشمن، این ضرورت ملی را هدف قرار داده و با اظهارات خود بر آتش تفرقه میدمند.
در روزهای اخیر، میرحسین موسوی و مهدی کروبی با صدور بیانیههایی جداگانه، مسیری را در پیش گرفتند که از نگاه بسیاری از ناظران، نهتنها همسو با منافع ملی نیست، بلکه به تضعیف وحدت داخلی نیز منجر میشود. این دو چهره سیاسی در بیانیههای خود عملاً از چارچوب جمهوری اسلامی عبور کرده و گزارههایی را مطرح کردند که پیشتر بیشتر از زبان اپوزیسیون خارج از کشور شنیده میشد.
در همین راستا، حسن روحانی نیز که به باور برخی تحلیلگران در قامت نوعی «دولت سایه» ظاهر شده و هر از گاهی با اظهارات خود نسخههایی تازه برای اداره کشور میپیچد، در تازهترین سخنانش گفته است: «لجبازی با مردم، کشور را به بنبست میکشاند و باید با یک اصلاح بزرگ به مطالبات مردم پاسخ داد.»
مجموع این مواضع و بیانیهها با واکنشهای گستردهای در فضای سیاسی کشور همراه بوده است. حزب موتلفه اسلامی در واکنش به بیانیه میرحسین موسوی، با صدور بیانیهای رسمی، این اظهارات را بهشدت محکوم کرد. همچنین مهدی خزعلی در واکنشی تند خطاب به موسوی اظهار داشت: «ما بر پیمان خویش استواریم و این فصل فراق ماست. از امروز شما را در جبهه دشمنان ایران عزیز میبینیم.»
اظهارات حسن روحانی نیز با واکنشهای قابلتوجهی در میان نمایندگان مجلس شورای اسلامی مواجه شد؛ واکنشهایی که از نگاه منتقدان، نشاندهنده برداشت غالب نسبت به تفرقهافکنانه بودن این سخنان در شرایط حساس کنونی کشور است.
میرحسین موسوی، حسن روحانی و مهدی کروبی با صدور این بیانیهها و اظهارات، گویی بر این تصورند که مردم ایران دچار فراموشی تاریخی شدهاند؛ حال آنکه حافظه جمعی جامعه بهروشنی نقش و جایگاه این چهرهها را در ساختار قدرت به یاد دارد.
در سالهای نهچندان دور، افراد نزدیک به همین جریانها و اشخاص در رأس تصمیمگیریهای کلان کشور حضور داشتهاند و خود این چهرهها نیز در بالاترین مناصب اجرایی و تقنینی نظام، از جمله ریاستجمهوری، نخستوزیری و ریاست مجلس شورای اسلامی، ایفای نقش کردهاند. از همین رو، نمیتوان آنان را جدا از وضعیت و چالشهای امروز کشور دانست.
بدیهی است کسانی که سالها در سطوح عالی حاکمیت مسئولیت داشتهاند، باید سهم خود را در شکلگیری مشکلات کنونی بپذیرند و پیش از طرح مطالبات و صدور بیانیههای انتقادی، نسبت به کارنامه و عملکرد گذشته خویش پاسخگو باشند.
در ادامه گفتگوی ایسکانیوز با حسین کنعانی مقدم کارشناس و فعال سیاسی اصولگرا و دبیرکل حزب سبز را میخوانید:
کنعانیمقدم در پاسخ به این سوال که بیانیههای اخیر میرحسین موسوی و مهدی کروبی و همچنین اظهارات حسن روحانی را از چه زاویهای باید تحلیل کرد، گفت: اینگونه بیانیهها که در میانه حوادث حساس و شرایط ویژه کشور منتشر میشوند، نمیتوانند بهطور جداگانه و منفک تحلیل شوند. برای درک واقعی آنها، باید این بیانیهها را در پیوند مستقیم با رخدادها و جریانات سیاسی و اجتماعی در حال وقوع در کشور بررسی کرد.
وی با اشاره به نحوه فعالیت اتاقهای فکر جریان اصلاحطلب افزود:این جریانها معمولاً در دو چارچوب موازی عمل میکنند؛ نخست حرکت در مسیر اپوزیسیون داخلی و دوم همسویی با راهبردهای آمریکا در ایران. بیانیههای اخیر دقیقاً در همین راستا قابل فهم هستند؛ اصلاحطلبان با صدور این پیامها تلاش میکنند اهداف آمریکا را در فضای داخلی کشور تکمیل کنند و با بهرهبرداری از ظرفیتهای داخلی، فشار بر نظام جمهوری اسلامی را افزایش دهند.
کنعانیمقدم ادامه داد: نمیتوان نقش این بیانیهها را از نقشه بزرگتر یعنی طرح شبهکودتای آمریکا در ایران جدا دانست. هدف جریانهایی که امروز این مواضع را اتخاذ میکنند، قرار دادن نظام جمهوری اسلامی در موقعیت فشار و بحران است تا شرایطی شبیه به یک شبهکودتا ایجاد شود و تصمیمگیریهای کشور را تحت تأثیر قرار دهند.
وی با اشاره به خطای محاسباتی برخی فعالان سیاسی گفت: عدهای تصور میکنند که اگر در مسیر آمریکا حرکت کرده و با برخی چهرههای اپوزیسیون همراه شوند، میتوانند در آینده سیاسی کشور نقشآفرینی کنند. این برداشت یک خطای راهبردی است، چرا که همه میدانند آمریکا بهدنبال افرادی در داخل ایران است که صرفاً به عنوان ابزار یا سرباز برای پیشبرد اهداف خود از آنها استفاده کند، نه برای توسعه و آینده سیاسی ایران.
کنعانیمقدم تأکید کرد: با صدور چنین بیانیههایی، ضروری است مرز خود را با دشمنان کشور بهوضوح مشخص کنیم. هر اقدامی که زمینهساز تحقق تهدیدات امنیتی یا نظامی دشمن شود، میتواند هزینههای سنگینی برای کشور به دنبال داشته باشد. در چنین شرایط حساسی، حفظ انسجام، هوشیاری سیاسی و پایبندی به منافع ملی باید اولویت اول همه مسئولان و فعالان سیاسی باشد.
این کارشناس سیاسی اصولگرا در توضیح اینکه چرا برخی چهرههای سیاسی در شرایط حساس کنونی اقدام به صدور بیانیه کردهاند، اظهار داشت: میرحسین موسوی و امثال آن ورشکستگان سیاسی هستند. این افراد سالها در بالاترین و حساسترین مناصب کشور، از جمله نخستوزیری، ریاست مجلس شورای اسلامی و ریاستجمهوری حضور داشتهاند و کارنامه و پرونده عملکردشان برای ملت ایران کاملاً روشن و قابل قضاوت است.
وی افزود: صدور اینگونه بیانیهها بیش از آنکه از سر دغدغهمندی برای کشور باشد، تلاشی برای «دوباره دیده شدن» و بازگشت به عرصه سیاست است. این چهرهها میکوشند با فضاسازی رسانهای و طرح مواضع جنجالی، خود را بار دیگر بهعنوان یک بازیگر سیاسی مطرح کنند؛ در حالی که افکار عمومی نسبت به گذشته و عملکرد آنها آگاه است.
این کارشناس اصولگرا با انتقاد از نگاه برخی سیاستمداران تصریح کرد: نوعی توهم سیاسی در میان بعضی از این افراد شکل گرفته که واقعاً قابل تأمل است. گویی تصور میکنند با ارسال پیامهای آشکار یا پنهان به دشمنان ایران، این پیام را منتقل میکنند که اگر روزی نظام جمهوری اسلامی تضعیف یا ساقط شد، آنها آمادگی دارند به قدرت بازگردند و در راستای منافع همان دشمنان ایفای نقش کنند.
وی تاکید کرد: چنین محاسباتی نهتنها نشانه درک نادرست از واقعیتهای سیاسی ایران است، بلکه بیانگر فاصله گرفتن از منافع ملی و بیتوجهی به حساسیت شرایطی است که کشور در آن قرار دارد.
بیانیه میرحسین موسوی انسجام داخلی کشور را تضعیف میکند
دبیرکل حزب سبز در واکنش به این پرسش که بیانیههای اخیر که همسو با اپوزیسیون خارج از کشور هستند، چه تأثیری بر انسجام و وحدت داخلی دارند، گفت: بیانیه میرحسین موسوی انسجام داخلی کشور را تضعیف میکند. تجربه نشان داده جمهوری اسلامی از اپوزیسیون داخل کشور ضربهای نخورده است، اما هماکنون گروههای معاند، منافقین، صهیونیستها و جیش الظلم، به همراه برخی از خودشیفتهها و غربفروختگان، بخشهایی از این اپوزیسیون را تشکیل میدهند.
وی با بیان شگفتی خود از عملکرد برخی چهرهها افزود: تعجبآور است که افرادی که خود سالها در حکومت مسئولیت داشتهاند، در پستهای حساس کشور حضور داشته و تصمیمات کلان و حساسی اتخاذ کردهاند، امروز به جای پذیرش مسئولیت عملکرد گذشته، از ملت و کشور طلبکار شدهاند. این افراد دیگر نمیتوانند عنوان اپوزیسیون را بر خود بگذارند؛ آنها در واقع ورشکستگان سیاسی هستند که با این بیانیهها تلاش میکنند توجه بخشی از مردم داخل کشور را جلب کنند و خود را به عنوان منجی ایران به افکار عمومی تحمیل کنند.
حافظه تاریخی مردم ایران بسیار قوی است
کنعانیمقدم در پاسخ به این پرسش که با توجه به حضور این افراد در پستهای حساس در سالهای گذشته و نقش آنها در شکلگیری برخی رفتارهای رادیکال دهه ۶۰، آیا صدور این بیانیهها میتواند موجب فراموشی عملکرد گذشته آنها در ذهن مردم شود یا خیر، گفت: حافظه تاریخی مردم ایران بسیار قوی است و بخش زیادی از وقایع و رفتارها فراموش نمیشود. نسل جوان ممکن است دهه ۶۰ را بهطور مستقیم تجربه نکرده باشد، اما ما آن دوره را دیدهایم و عملکرد میرحسین موسوی و دیگر چهرهها در آن زمان کاملاً روشن است.
وی افزود: این افراد در دهه ۶۰ به عنوان طیف چپ و تندرو در کشور فعالیت میکردند و در همان دوره، سایر افراد مانند ما متهم به گرایش به راستگرایی و محافظهکاری میشدند. این تجربه نشان میدهد طرز تفکری که در آن دوران رفتارهای رادیکال و پرخطر اتخاذ میکرد، امروز شاید بخواهد توبه کند، اما همانطور که از قدیم گفتهاند «توبه گرگ مرگ است»، مردم نمیتوانند چنین افرادی را به عنوان کسانی که قادرند سکان کشور را به دست بگیرند، بپذیرند.
انتهایپیام/
نظر شما