«در میان سرخپوست‌ها» تلاشی کم سابقه در شناخت بولیوی

کیانوش رضایی*

گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز- کتاب «در میان سرخپوست‌ها» با تحقیق و تدوین احسان دهقانی و امین سردارآبادی، روایتی مستند و مبتنی بر خاطرات شفاهی از سفر جمعی از دانشجویان عدالت‌خواه ایرانی به کشور بولیوی است؛ سفری که نه در قالب گردشگری فرهنگی و نه در چارچوب مأموریت رسمی دولتی، بلکه با انگیزه‌ای آرمان‌گرایانه و برای کشف امکان‌های همگرایی میان گفتمان عدالت‌خواهی ایرانی و تجربه‌های بومی آمریکای لاتین شکل گرفت. این اثر را می‌توان در زمره ادبیات سفرنامه‌ای-سیاسی دانست که می‌کوشد از خلال روایت‌های شخصی، تصویری کلان‌تر از نسبت انقلاب اسلامی ایران با جنبش‌های ضداستعماری آمریکای لاتین ارائه دهد.

از حیث ساختاری، کتاب بر پایه تاریخ شفاهی سامان یافته است؛ گفت‌وگوها، خاطرات پراکنده، مشاهدات میدانی و تأملات شخصی دانشجویان در کنار هم نشسته و روایتی چندصدایی خلق کرده‌اند. این چندصدایی بودن هرچند که گاهی گیج کننده است و گاه به پراکندگی روایی می‌انجامد و کتاب از انسجام تحلیلی فاصله می‌گیرد اما به صورت کلی خواننده با تجربه‌ای یکدست مواجه نمی‌شود، بلکه با طیفی از تجربیات و برداشت‌ها روبه‌روست. تدوین‌گران تلاش کرده‌اند با چینش هدفمند خاطرات، خط سیر سفر را بازسازی کنند، اما در برخی بخش‌ها پیوند میان تجربه فردی و تحلیل کلان سیاسی نیازمند بسط بیشتری است.

مسئله محوری کتاب، ضرورت این سفر است؛ چرا باید گروهی از دانشجویان ایرانی هزاران کیلومتر آن‌سوتر، به قلب آمریکای لاتین بروند؟ پاسخ ضمنی کتاب را باید در مفهوم «امتداد جغرافیایی عدالت‌خواهی» جست‌وجو کرد. دانشجویان عدالت‌خواه در این روایت از انقلاب اسلامی الهام گرفته و در اجلاس «تغییرات آب و هوا و حقوق مادر زمین» پی پیوند با دیگر جنبش‌های ضداستکباری جهان هستند. از این منظر، بولیوی نه صرفاً یک کشور دوردست، بلکه صحنه‌ای تاریخی برای آزمون امکان هم‌افزایی میان تجربه ایرانی و تجربه بومیان آمریکای لاتین است؛ به‌ویژه در دوره‌ای که دولت‌هایی با رویکردهای چپ‌گرایانه و ضدآمریکایی در منطقه قدرت گرفته بودند.

در این زمینه، اشاره به تجربه دولت اوو مورالس اهمیت دارد؛ رهبری بومی که با تکیه بر هویت سرخپوستی و گفتمان عدالت اجتماعی به قدرت رسید و کوشید ساختارهای نابرابر تاریخی را اصلاح کند. کتاب، هرچند به‌طور مستقیم تحلیل عمیق سیاسی از دوران مورالس ارائه نمی‌دهد، اما فضای عمومی بولیوی را در پرتو همان تحولات می‌بیند؛ فضایی که در آن مفاهیمی چون استقلال، کرامت بومیان و مقاومت در برابر سلطه خارجی برجسته شده است. این اشتراک مفهومی، بستر گفت‌وگو میان دانشجویان ایرانی و فعالان بولیویایی را فراهم می‌سازد.

ضرورت سفر، در سطحی دیگر، به نیاز گفتمان عدالت‌خواهی ایرانی برای خروج از مرزهای ملی بازمی‌گردد. دانشجویان در بولیوی با شکل دیگری از استعمار، فقر ساختاری، تبعیض نژادی و مقاومت مردمی روبه‌رو می‌شوند؛ اموری که اگرچه با تاریخ ایران تفاوت دارد، اما در بنیان، دغدغه‌ای مشترک یعنی مبارزه برای کرامت انسانی را بازتاب می‌دهد.

با این حال، نقدی که می‌توان بر کتاب وارد کرد، نوعی خوش‌بینی پیشینی نسبت به هم‌گرایی فرهنگی است. نویسندگان و راویان گاه چنان از «قرابت روحی» میان ملت‌ها سخن می‌گویند که تفاوت‌های عمیق تاریخی، دینی و فرهنگی کمتر دیده می‌شود. بولیوی کشوری با اکثریت مسیحی و پیشینه‌ای آمیخته با آیین‌های بومی آندی است. فرهنگ سیاسی آن نیز متأثر از سنت‌های چپ‌گرای آمریکای لاتین است که ریشه در مارکسیسم و الهیات رهایی‌بخش دارد. پیوند دادن مستقیم این فضا با فرهنگ ایرانی-اسلامی، نیازمند تحلیلی ظریف‌تر از آن چیزی است که کتاب ارائه می‌دهد.

در عین حال، ظرفیت‌های فرهنگی آمریکای لاتین برای پذیرش عناصر فرهنگ ایرانی و اسلامی را نمی‌توان نادیده گرفت. تجربه کشورهایی چون ونزوئلا و نیکاراگوئه نشان داده که گفتمان‌های ضدسلطه و استقلال‌طلب می‌توانند زمینه‌ای برای نزدیکی سیاسی و حتی فرهنگی با ایران فراهم آورند. در سطح مردمی نیز، اشتراک در تجربه استعمار، فقر و مقاومت، نوعی همدلی عاطفی ایجاد می‌کند. کتاب «در میان سرخپوست‌ها» در روایت دیدارها و گفت‌وگوهای دانشجویان با فعالان بومی، این همدلی را به تصویر می‌کشد.

اما پرسش اساسی آن است که آیا همدلی سیاسی به‌معنای پذیرش فرهنگی عمیق است؟ پذیرش فرهنگ ایرانی و اسلامی در آمریکای لاتین مستلزم ترجمه مفاهیم به زبان بومی و درک حساسیت‌های تاریخی منطقه است. برای مثال، تأکید بر هویت دینی در جوامعی که تجربه سلطه کلیسا یا دین رسمی را داشته‌اند، می‌تواند واکنش‌های پیچیده‌ای برانگیزد. از این منظر، کتاب اگرچه از اشتیاق و استقبال مخاطبان بولیویایی سخن می‌گوید، اما کمتر به چالش‌های بالقوه این انتقال فرهنگی می‌پردازد.

از نظر ادبی، نثر کتاب ساده و گزارشی است و کمتر به فضاسازی ادبی یا توصیف‌های عمیق مردم‌نگارانه می‌پردازد و چون روایت‌ها از جانب دانشجویان مختلفی نگارش شده سبک قلم آنها نیز تفاوت‌هایی دارد. البته که تمرکز اصلی بر پیام و تجربه سیاسی است، نه بر زیبایی‌شناسی روایت. این امر ممکن است برای خواننده‌ای که انتظار یک سفرنامه کلاسیک با جزئیات فرهنگی و توصیف‌های اقلیمی دارد، کاستی محسوب شود؛ اما برای مخاطبی که دغدغه تحلیل گفتمان عدالت‌خواهی را دارد، مزیت به‌شمار می‌آید. در واقع، کتاب بیش از آنکه «سفرنامه» باشد، «بیانیه‌ای روایی» درباره ضرورت پیوند میان جنبش‌های مردمی جهان است.

«در میان سرخپوست‌ها» را می‌توان تلاشی ارزشمند برای ثبت تجربه‌ای کم‌سابقه در فضای دانشجویی ایران دانست؛ تجربه‌ای که می‌کوشد عدالت‌خواهی را از سطح شعار به عرصه گفت‌وگوی بین‌المللی بکشاند. ضرورت این سفر، نه یک اقدام نمادین بلکه گامی در جهت شکل‌دهی به شبکه‌ای جهانی از کنشگران ضداستعماری است. با این حال، برای تحقق این هدف، نیاز به شناخت عمیق‌تر از پیچیدگی‌های فرهنگی آمریکای لاتین و پرهیز از ساده‌سازی تفاوت‌ها وجود دارد.

ظرفیت پذیرش فرهنگ ایرانی و اسلامی در بولیوی و دیگر کشورهای منطقه، نه مطلق است و نه ناچیز. این ظرفیت در بسترهایی چون عدالت‌خواهی، معنویت‌گرایی و مقاومت در برابر سلطه قابل تقویت است؛ اما تحقق آن مستلزم گفت‌وگویی دوسویه، احترام به تنوع فرهنگی و بازتعریف مفاهیم در زبان مشترک است.

کتاب با همه کاستی‌ها و محدودیت‌هایش، گامی در جهت گشودن این گفت‌وگوست و از این حیث، می‌تواند الهام‌بخش پژوهش‌ها و سفرهای بعدی باشد؛ سفرهایی که شاید در آینده، از سطح خاطره‌نگاری فراتر رفته و به همکاری‌های پایدار فرهنگی و فکری بینجامند.

کیانوش رضایی- خبرنگار*

انتهای پیام/

کد مطلب: 1296930

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =