تجربه دو دهه خبرنگاری را در کتاب «تیترها از تانک‌ها نمی‌ترسند» آورده‌ام/ برای خلق روایت‌ها باید به شخصیت‌ها دراماتیک نگاه کرد

نویسنده کتاب تیترها از تانک‌ها نمی‌ترسند گفت: دو بانو را من در این کتاب معرفی کردم نخست بانویی به نام خانم زهرا قیداری که در گذشته بود و بانویی امروزی که در قالب خبرنگار میاد و نقش معرفی او را بر دوش میکشد و کشف و معرفی‌اش میکند و همه این ماجرا در قالب یک درام است و نگاه من این است که باید دراماتیک به شخصیت‌ها پرداخت.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، کتاب «تیترها از تانک‌ها نمی‌ترسند» نوشته حمید هنرجو، اثری است در حوزه ادبیات پایداری و روزنامه‌نگاری جنگ که توسط انتشارات ۲۷ بعثت منتشر شده است. این کتاب نگاهی متفاوت به نقش رسانه و خبرنگاران در دوران جنگ دارد. هنرجو در این اثر، با زبانی روان و مستند تلاش کرده است تا تجربه زیسته خبرنگاران را به تصویر بکشد و هم‌زمان، نقش آنان را در شکل‌دهی افکار عمومی برجسته کند.

«تیترها از تانک‌ها نمی‌ترسند» را می‌توان پلی میان ادبیات و رسانه دانست؛ کتابی که برای علاقه‌مندان به تاریخ معاصر، روزنامه‌نگاری و ادبیات مقاومت، خواندنی و تأمل‌برانگیز است. این اثر یادآور می‌شود که در میان هیاهوی جنگ، حقیقت همچنان نیازمند راویانی است که با واژه‌ها، در برابر فراموشی ایستادگی می‌کنند.

حمید هنرجو نویسنده این اثر در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز در پاسخ به این سوال که چطور شد تصمیم گرفتین داستان را از زاویه نگاه یک خبرنگار توصیف کنید گفت: به دلیل اینکه خودم بیش از دو دهه خبرنگار و روزنامه نگار بودم و مشاهدات خودم و تجربه‌هایی خودم را که در سال‌ها بوده در انتخاب این داستان دخالت دارد. رنج خبرنگار و روزنامه نگار، مشقت عکاس برای به ثبت رساندن لحظات و سکانس‌ها و آن صحنه هایی که شاید در تاریخ و در عمر یک نسل فقط یک بار تکرار بشود که خب از این مسائل آگاه هستم و دخالت داشت در اینکه من بیام و این کار را بکنم.

وی ادامه داد: در واقع انعکاس اینکه بعضی روایتگران، فعالان فرهنگی و حتی سیاسی فعالان در لابلای روزمرگی فراموش می‌شوند و چون جلوی جلوی دوربین نیستند دیده نمی‌شوند، از جمله کسی که در روزنامه قلم میزند. حالا زمانی روزنامه‌های کاغذی و مکتوب بود و امروز دیگر به نظر میاد که با رشد دیجیتال دوران روزنامه به سر آمده است. نشان دادن آدم های پشت صحنه و اینکه چقدر اینها موثرند و چقدر زحمت کشند. چقدر یک عکاس، یک خبرنگار، یک گزارشگر و حتی کسی که در اتاق اثری را تدوین میکند، نگاهم این بود که این نیرو و این پتانسیل که در همه تاریخ و همه دوره‌ها عوامل نیروهای پشت صحنه هستند، به اندازه کافی رنج می‌برند و به اندازه کافی هم خدمت می‌کنند این افراد دیده بشوند.

هنرجو تصریح کرد: مولفه دیگری که در نظرم بود این بود نشان بدهم که کشف موضوعات، کشف آدم ها و شناساندن فردی از نسل قبل به نسل بعد کار ارزشمند یک خبرنگار میتواند باشد یعنی یک خبرنگار خوب است که به روز باشد و از امروز بنویسد اما رسالت معرفی و تبیین دیروز را هم دارد و این نشان میدهد که خبرنگار و روزنامه نگار و آدمی که در صحنه اطلاع رسانی است هم باید خیلی پرشور باشد، هم خیلی پرمطالعه باشد و شخصیت‌های و مشاهیر گذشته را در حوزه‌های علم، عرفان، سیاست، رزم، ادبیات، هنر، تاریخ و جهاد و... را بشناسد.

وی اظهار کرد: این موارد در ذهن من بود تا اینکه شخصیت کتاب را بر مبنای اینکه دیدم که بانویی از دیروز اسمش مانده ولی که خیلی کمرنگ است. دو بانو را من در این کتاب معرفی کردم نخست بانویی به نام خانم زهرا قیداری که در گذشته بود و بانویی امروزی که در قالب خبرنگار میاد و نقش معرفی او را بر دوش میکشد و کشف و معرفی‌اش میکند و همه این ماجرا در قالب یک درام است و نگاه من این است که باید دراماتیک به شخصیت‌ها پرداخت.

نویسنده کتاب «تیترها از تانک‌ها نمی‌ترسند» با اشاره به اینکه با احترام به زندگی نامه نویس ها، معتقدم در نسل جدید جواب نمیدهد خاطرنشان کرد: اینکه ما فقط یک روایت حماسی بکنیم و روایتی را فقط به عنوان یک گزارش ارائه بکنیم جواب نمی دهد. اعتقاد دارم که باید هنری نگاه کرد، باید تم هنری داشت، باید لعاب روایت قوی و اثرگذار داشت و حتی به سمت مرزهای دیگر هم برویم و در زمانه‌ای که نوشته های مکتوب شانس خوانده شدن کم و متاسفانه شانس دیده شدن پایینی باید از فرصت استفاده کرد.

وی تاکید کرد: البته کشور ما با کتاب و فرهنگ در جهان مطرح شده و مطرح خواهد بود و ما این را نمی‌توانیم نادیده بگیریم اما با پدیده دیجیتالیسمف شبکه های اجتماعی و فضای مجازی بالاخره شهروند امروزی فرصت مطالعه کمتری دارد، وقت برای ورق زدن کتاب کم دارد و ما باید حقایق را درک کنیم و واقعیت ها را ببینیم و به سمت جذابیت هنری نگاه کردن برویم. اگر ما با هنر قرابت، نزدیکی و گره خوردگی نداشته باشیم خب همه بلدند حرف بزنند اما هنر، کلام را جاودانه میکند.

هنرجو در پاسخ به این سوال که چون شخصیت اصلی کتاب یعنی خانم زهرا قیداری یک بانو هستند شما به صورت عمدی شخصیت خبرنگاری که به دنیال کشف حقیقت است را هم یک خبرنگار خانم انتخاب کردید؟ پاسخ داد: بله. من عمداً خواستم این کتاب یک کتاب دخترانه باشد تا بگویم دختران و زنان سرزمین من اگر قلم به دست بگیرند و هدفمند باشند موفق هستند و اگر اسلحه هم به دست بگیرند و در راه آرمان خودشان باشند موفق هستند و خانم قیداری هم داوطلبانه میرود در خط مقدم کار پرستاری را بدون هیچ چشم داشتی انجام میدهد و در آرمان خودش جاودانه میشود.

وی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه عمده کتاب‌های نشر 27 بعثت بر محور شهدای لشکر 27 استوار است اما چطور این نشر به سوژه متفاوت تری پرداخته است؟ گفت: شاید جذابیت های این کتاب باعث شد عزیزان نشر این کار را از من قبول کنند. البته یک پروژه‌ای تعریف شده بود که قرار بود چند اثر برای گروه سنی نوجوان تولید بشود. من گفتم پیش شرطی دارم، اولا این عزیز عضو لشکر نیست و دوم هم اینکه به شهادت نرسیدن و در واقع فوت کردند اما روایت متفاوت و استثنایی دارم که این کتاب پذیرفته، چاپ و منتشر شد.

نویسنده کتاب «تیترها از تانک‌ها نمی‌ترسند» در پایان سخنانش بیان کرد: چاپ اول این کتاب حروف ریزی داشت که به ناشر گله کردم. این حروف ریز را شخصیت های فرهنگی و نوجوانان که کتاب را خوانده بودند به من تذکر دادند که حروف چشم را خسته میکند و من به ناشر منتقل کردم و ناشر در چاپ دوم سایز و فونت حروف را درشت تر کرد و ۳۵ صفحه به کتاب اضافه شد.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1300524

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha