به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، در سالهای اخیر، جنگ روایتها از اتاقهای خبر و اتکا به بیانیههای رسمی فراتر رفته و به فضای پرسرعت شبکههای اجتماعی کشیده شده است؛ جایی که تاثیرگذاری دیگر فقط حاصل تیراژ مطبوعات یا حجم گزارشهای تلویزیونی نیست، بلکه به چابکی، خلاقیت بصری و توانایی تبدیل یک پیام به «محتوای قابل انتشار» وابسته است. در چنین میدان رسانهای، ایران نیز بهتدریج خود را بهعنوان یک بازیگر پرکار و اثرگذار نشان داده؛ بهویژه در مسیر تولید چندرسانهای که با زبان نسل جدید هماهنگتر شده است.
یکی از ویژگیهای برجسته این روند، تنوع فرمتهاست. بهجای آنکه پیامها تنها در قالب متنهای طولانی یا ویدئوهای رسمی عرضه شوند، بخش مهمی از تولیدات به سمت قالبهای کوتاه، ریتمدار و قابل بازنشر حرکت کرده است. در این میان، نمونههایی از سبکهای گرافیکی و سرگرمکننده مانند انیمه تا کلیپهایی با حالوهوای لگو و روایتگری تصویری دیده میشوند. این انتخابها تصادفی نیستند. مخاطب امروز در معرض انبوه محتواست و غالباً تنها چیزی میماند که سریع توجه را جلب کند؛ بنابراین تولیدکنندگان برای کاهش «اصطکاک ارتباطی» میان پیام و مخاطب، به ابزارهای بصری و شبیهسازیهای سرگرمکننده نزدیک شدهاند.
همزمان، میمها و شوخیهای توییتری نیز نقش پررنگی پیدا کردهاند. طنز در بهترین حالتش نه فقط سرگرمی، که یک زبان میانفرهنگی است. وقتی یک روایت با زبان شوخی، کنایه یا قالبهای آشنا به پلتفرمها منتقل میشود، احتمال بازنشر آن بالا میرود و پیام بیشتر از یک اعلامیه رسمی، در زندگی روزمره کاربران جریان پیدا میکند. همینجا یکی از خطوط مهم این تحول شکل میگیرد.
اما این همه ماجرا نیست. موفقیت یک موج رسانهای معمولاً فقط به جذابیت بصری محدود نمیماند؛ به مدیریت روایت و هماهنگی توزیع نیز وابسته است. در این چارچوب، تولیدات چندرسانهای از ویدئوهای کوتاه تا پستهای تصویری و رشتهتوئیتها به گونهای کنار هم چیده میشوند که یک پیام واحد، چند بار و از زاویههای متفاوت به ذهن مخاطب نزدیک شود.
برخی تحلیلگران و پژوهشگران معتقدند که بخشی از نفوذ محتواهای ایرانی در شبکههای اجتماعی، حاصل همزمانسازی با ریتم مصرف رسانهای جهانی است یعنی تولیدات بهطور ضمنی با استانداردهای جهانی هماهنگ شدهاند؛ طول مناسب، کادرهای قابل فهم در موبایل، ضرباهنگ مناسب برای ویدئوهای کوتاه و استفاده از عناصر آشنا برای کاربرانی که شاید با جزئیات سیاست درگیر نباشند. در نتیجه، حتی مخاطبی که قصد دنبال کردن جزئیات سیاسی را ندارد، ممکن است پیام را در قالب یک «داستان کوتاه» یا «تصویر بهیادماندنی» دریافت کند و این نشان میدهد که ایران در میدان دیجیتال توانسته حضور فعال و موثر و حتی دست بالا را داشته باشد و به بخشی از گفتوگوی عمومی تبدیل شود. همین حضور فعال، در نهایت به افزایش حساسیت مخاطب نسبت به روایتهای ایرانی و کاهش انحصار روایتهای دیگران میانجامد.
محمد لسانی کارشناس رسانه در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز گفت: ایران در سه حوزه، تولیدات انیمیشنی مبتنی بر هوش مصنوعی را سازماندهی کرد. اول حوزه لگویی، دوم حوزه انیمه و سوم هم مینیونها بود اما در حوزه های موسیقی رپ و در حوزه میم ها نیز تولیداتی بوده است که اگر اینها را بخواهیم دسته بندی کنیم سه دسته کلی ویدیو های هوش مصنوعی، میم های اینترنتی و موسیقی رپ سه دسته کلان و کلی بوده که جمهوری اسلامی در اینها تولیداتی داشته است.
وی خاطرنشان کرد: حوزه ویدیوهای هوش مصنوعی به خصوص در حوزه لگو، اکسپلوسیو میدیا یا رسانههای انفجاری عملا این پیشانی تولیدات جمهوری اسلامی در یوتیوب، شبکه ایکس و تلگرام بوده است و ایران در این حوزه توانسته یک جنگ نامتقارن رسانهای را آرایش بدهد. اصولاً افراد وقتی این تولیدات را میبینند اینها را در پیام رسان ها و گروه ها پخش میکنند و توزیع آنها مبتنی بر میکرومدیا و رسانه های خرد با توزیع ویروسی مبتنی بر طنز موسیقی و تمسخر است و در این حوزه کار مبتنی بر ماکرو مدیا یا رسانههای بزرگ مانند شبکه ماهوارهای یا یک کانال یا رسانه خیلی بزرگ و برجسته نبوده است.
این کارشناس رسانه با اشاره به اینکه عملکرد سفارتخانههای جمهوری اسلامی در کشورهای مختلف که به سرتیتر رسانهها تبدیل شد افزود: در اینجا چند نکته وجود داشت، اینکه به هر دلیلی زبان رسمی پشت میکروفون جمهوری اسلامی دچار اختلال شده بود یعنی هم به خاطر حذف و ترور و هم به خاطر ملاحظات امنیتی اصولاً در زمانی که ما دچار اختلال در چهره های سخنور شدیم، سخنوری ما به حوزه تولیدات رسانهای منتقل شد. سعی شد که به جای اینکه در موضع گیری ها بخواهیم عملیات بکنیم در تولیدات رسانه گل بکنیم و در تولیدات عملیات بکنیم و بر این اساس هم توییت های آقای دکتر قالیباف و هم توییتهای وزارت امور خارجه در سفارتخانههای مختلف که سفارت آفریقای جنوبی، پاکستان و ژاپن عملاً اکانت های اصلی بودند که در فضای بین المللی توجه بسیار زیادی را جلب کردند و در این حوزه باعث شدند که توجه بیش از پیش در رسانهها به آنان انجام شود.
وی تصریح کرد: به نظرم شرایط، شرایط خیلی خاصی بود. در این جنگی که اتفاق افتاد اولاً برانگیختن هویت ملی باعث این شد که انرژیهای خفته و افراد منفعل تبدیل به افراد فعال بشود و احساس کردند یک وظیفه ملی، میهنی و یک وظیفه دینی دارند برای همین خیلی از افراد سعی کردند آن خلاقیت خودشان را به منصه ظهور برسانند که این عامل، عامل خیلی مهمی است که ما بتوانیم از تمام وجودمان در کار، تولید و فعالیت استفاده بکنیم و انرژی های خودمان را به صحنه بیاریم.
لسانی در پایان سخنانش تاکید کرد: نکته بعدی این است که به هر دلیلی مانند ملاحظات امنیتی یا به خاطر حذف و ترور به جای اینکه این بار به روی دوش سیاست گذاشته بشود این بار روی دوش هنر و رسانه قرار گرفت برای همین این یک زبان مردمی یک زبان اجتماعی در همراه سازی بوده و امروزه نشان داده شده که اثرگذار هم بوده است یعنی نسل زد و نسل آلفا به شدت نسبت به جنگ ترامپ و کارهای او موضع گیری دارند. بعضیها حتی از پایان جمهوری خواهی در سیاست آمریکا صحبت میکنند به خاطر اینکه عملاً جبهه ضد ترامپ در هنر، رسانه و نسل جدید شکل گرفته و محتوایی که از سوی ایران تولید میشود در آن جبهه مصرف میشود یعنی ما یک عرضه و تقاضا داریم. عرضه توسط رسانههای جمهوری اسلامی و تقاضا توسط گفتمان های مقابل ترامپ در داخل جامعه آمریکا و جامعه بین الملل صورت میگیرد.
رسانههای ایران در جنگ اخیر با ترکیب خلاقیت فرهنگی، زبان شبکههای اجتماعی و قابلیت بازنشر، توانستهاند در بخشی از جنگ روایتها اثرگذار ظاهر شوند. این اثرگذاری بیش از آنکه نتیجه یک تبلیغ یکباره باشد، محصول استمرار تولید محتوا و شناخت دقیق از رفتار مخاطب در فضای آنلاین است؛ فضایی که در آن، هر کلیپ کوتاه، هر انیمیشن یا میم، میتواند یک قطعه از پازل نفوذ روایتها باشد.
انتهای پیام/
نظر شما