۵ آذر؛ در تاریخ چه گذشت؟

امروز ۵ آذر هجری شمسی برابر با ۲۶ نوامبر تقویم میلادی است. روزی که در تاریخ آبستن وقایع و اتفاقات زیادی در ایران و جهان بوده است.

به گزارش گروه فرهنگی ایسکانیوز، امروز ۵ آذر هجری شمسی برابر با ۲۶ نوامبر تقویم میلادی است. روزی که در تاریخ آبستن وقایع و اتفاقات زیادی در ایران و جهان بوده است. به مرور برخی از این وقایع می‌پردازیم.

بیشتر بخوانید:

۴ آذر؛ در تاریخ چه گذشت؟

رویدادها:

۲۴۰ - آخرین جنگ اردشیر پاپگان با رومیان

آخرین جنگ اردشیر پاپکان با امپراتوری روم ـ به نوشته مورخان اروپایی، جنگ «باربالیسوس»ـ ۲۶ نوامبر سال ۲۴۰ میلادی با پیروزی قاطع ایران به پایان رسید. این آخرین جنگ اردشیر پاپکان با رومیان بود. وی سال پس از آن درگذشت.

هشت سال پیش از وقوع جنگ باربالیسوس (سال ۲۳۲ میلادی)، جنگ شدیدتری میان اردشیر و رومیان (درآناتولیا ـ ترکیه امروز) روی داده بود که الکساندر سه وروس امپراتور وقت روم آن را فرماندهی می کرد. سه وروس برای راه اندازی این جنگ و قطع پیشروی ایرانیان در قلمرو غرب، در سال ۲۳۱ میلادی به آنتیوک (انتاکیه) آمده و در آنجا استقرار یافته بود. در این جنگ ۶۰ هزار نظامی رومی کشته، زخمی و یا اسیر شده بودند. سه وروس پیش از آغاز جنگ، لژیونرهای رومی را از سه جهت به سوی قلمرو ایران فرستاده بود که اردشیر هر سه دسته را شکست داد. عمده تلفات مربوط به ستون جنوبی بود که به سوی تیسفون (پایتخت) پیش می رفت.

سه وروس که چنین دید، تصمیم گرفت که با اردشیر راه دیپلماسی درپیش گیرد، و لذا درخواست ترک مخاصمه داد و باقیمانده نیروهای رومی را به ساحل مدیترانه بازگردانید. اردشیر پیشنهاد مذاکره را رد کرد و پیام داد که تا زمانی که رومیان از شرق مدیترانه (خاورزمین) خارج نشوند مذاکره معنا نخواهد داشت. در این هنگام سه وروس چون شنید که ژرمن ها پس از شنیدن خبر شکست او از اردشیر دست به شورش زده اند به اروپا بازگشت. تنی چند از افسران رومی که از زمان عقب نشینی سه وروس از برابر اردشیر، از او ناخرسند شده بودند در آلمان او را کشتند. در نبردی هم که ۲۸ سال پس از جنگ باربالیسوس (سال ۲۶۰ میلادی و در دوره پادشاهی شاپور یکم پسر اردشیر ساسانی) روی داد، والرین (والریانوس) امپراتور دیگر روم به اسارت ایران درآمد و تحقیر شد.

مورخان در این که «ناسیونالیسم ایرانی» برنده این جنگها بود متفق القولند. این ناسیونالیسم که در طول تاریخ چندین بار نیروی شگفت انگیز خود را آشگار ساخته است با روی کارآمدن دودمان ساسانیان بار دیگر به خودنمایی پرداخته بود. مومسنTh. Mommsen مورخ آلمانی قرن نوزدهم مشروح جنگ های اردشیر با رومیان را به رشته تحریر درآورده است.

اردشیر در فاصله دو جنگ آخر خود با رومیان (بین سالهای ۲۳۲ و ۲۴۰ میلدی) دست به یک رشته اصلاحات اداری، قضایی و نظامی زده بود که طبقه بندی کارمندان دولت برحسب کاردانی، صداقت، علاقه مندی بکار و دلسوزی برای کشور از جمله این اصلاحات بود. وی فراهم ساختن وسائل و بودجه لازم برای سپاه ثابت (ستندینگ آرمی) را در تقدم و اولویت قرار داده و برای احضار مردان جوان وطن به زیر پرچم در زمان جنگ، ضابطه تنظیم کرد که تا پایان دوران حکومت ساسانیان رعایت می شد. ۱۳ قرن بعد، شاه عباس صفوی هنگام ایجاد ارتش ملی ایران تا حدی زیاد از همان مقررات اقتباس کرد. اردشیر انتخاب قضات دادگاهها را برعهده روحانیون ارشد ایران (موبدان آیین زرتشت) گذارده بود ولی فرمانداران شهرها در صورت خروج قاضی از دایره انصاف و عدل و یا پس از دریافت اعتراض مردم و رسیدگی می توانستند آنان را معلق کنند تا رئیس کشور تصمیم نهایی را بگیرد. فرمانداران مکلف بودند بر میزان تولیدات کشاورزی، صنعتی و پرورش دام و به ویژه اسب نظارت کنند و مراکزی را که تولید آنها رشد نداشته مورد مواخذه قرار دهند، رفع مشکل کنند و گزارش کار را به شخص اردشیر بدهند. قرن گذشته «تاراپور» پژوهشگر هندی اصلاحات اداری اردشیر را در کتاب خود «مدیریت و روش های اداری و حکومتی در ایران باستان» به صورت یک فصل جداگانه درآورده است که ترجمه آن در رشته علم حکومت (درس تاریخ مدیریت) در دانشگاههای تدریس می شود.

۱۴۹۱ - پایان حکومت مسلمانان در اسپانیا

۲۵ نوامبر ۱۴۹۱ محاصره «گراندا Granada» آخرین شهر مسلمان نشین اسپانیا (ال آندلس Al – Andalus) توسط نیروهای متحد اسپانیایی (آراگون و کاستیل) آغاز شد. گرانادا سال بعد (سال ۱۴۹۲) سقوط کرد و حکومت مسلمانان در اسپانیا پس از ۷۱۲ سال پایان یافت. مسلمانان در سال ۷۸۰ میلادی بخش بزرگی از شبه جزیره ایبریا (اسپانیا و پرتغال) را تصرف کرده و در آنجا تشکیل حکومت داده بودند. اسپانیایی ها این مسلمانان را مورو Moro (تیره پوست) نامیده اند که انگلیسی زبانها موریش می گویند. موروهای آن زمان ترکیبی از اعقاب اعراب، بربرها و سیاهان شمال غربی آفریقا بودند. واژه موراکو (مراکش ـ المملکت الغربیه) سوای «مورو» است.

اندیشه یافتن راههای دریایی و استعمار سرزمین های دیگران پس از این پیروزی به مغز سران دولت متحد اسپانیا راه یافت و به کریستوفر کلمبوس ماموریت این کار را دادند و وی در همین سال (سال ۱۴۹۲) به قاره آمریکا رسید. پرتغالی ها قبلا بر راههای دریایی به شرق از طریق جنوب آفریقا دست یافته بودند.

۱۷۴۳ - طرح نادرشاه برای بازسازی نیروهای مسلح ایران

نادرشاه افشار پس از اخراج اروپاییان از بحرین و تصرف مسقط و عمان، در نوامبر سال ۱۷۴۳ بزرگان کشور و افسران ارشد ارتش را برای بررسی طرح بازسازی نیروهای مسلح ایران به اردوگاه خود دعوت کرد. منشی نادر طبق معمول شرح مذاکرات را با ذکر تاریخ نوشته است که تاریخ تشکیل جلسه با تبدیل به میلادی گریگوری؛ ۲۶ نوامبر بود. در این جلسه نادر برنامه خود را مطرح ساخت و گفت که طبق طرح او، ارتش ایران در هیچ واحد زمانی نباید کمتر از چهارصد هزار نیروی آماده در اختیار داشته باشد. این طرح همچنین شامل ایجاد یک نیروی دریایی بزرگ بود که بتواند یک تنه از عهده ناوگان اروپاییان برآید. نادر در این جلسه گفته بود که چون وسعت اروپا کم است، سران اروپا دست از سر کشورهای دیگر برنخواهند داشت و ایران مکلف است که از منطقه در برابر چشمداشت اروپاییان دفاع کند. در همین نشست، از نادر خواسته شد که بر سر اداره «شهر نجف» با عثمانی مصالحه نکند و او فی المجلس از منشی اش خواست که به امپراتور عثمانی در این زمینه نامه بنویسد و تاکید کند که بزرگان ایران نمی خواهند عثمانی چشمداشت به نجف داشته باشد.

بعدا در این باره میان دو دولت مذاکره شد و عثمانی در سال ۱۷۴۶ از دعاوی خود در مورد نجف صرف نظر کرد و این شهر کاملا در کنترل ایران قرار گرفت.

نادر که دراکتبر ۱۶۸۸ (طبق برخی نوشته ها ۲۲ اکتبر!) در دستگرد خراسان به دنیا آمده بود در جریان کودتای دهم ژوئن ۱۷۴۷ قوچان کشته شد. با قتل نادر، بسیاری از برنامه های او متوقف ماند. مورخان غرب، نادرشاه را ناپلئون خاورزمین لقب داده اند. نادر با این که یک نظامی بود، از مشورت با افراد دانا و مجرب در انجام کارها و برنامه هایش خودداری نمی کرد.

۱۷۸۹ - روز شکرگزاری در آمریکا و نگاهی کوتاه به تاریخچه آن

چهارمین پنجشنبه هر ماه نوامبر در ایالات متحده روز شکرگزاری و تعطیل عمومی است. جورج واشنگتن نخستین رئیس جمهور این فدراسیون ۲۶ نوامبر ۱۷۸۹ به کنگره (پارلمان) پیشنهاد کرده بود که روز «شکرگزاری Thanksgiving» را رسمیت دهد که کنگره این پیشنهاد را تصویب کرد. از سال ۱۸۶۳ چهارمین پنجشنبه هر ماه نوامبر «روز شکرگزاری» تعیین شد و از سال ۱۹۴۱ به تصمیم روزولت رئیس جمهور وقت به صورت تعطیل رسمی سراسری (فدرال) درآمد. از هفده دهه پیش از تصمیم جورج واشنگتن، مهاجران اروپایی در نوامبر هرسال از اینکه مهاجرت آنان موفقیت آمیز بوده و دارای کشوری وسیع و پرنعمت شده بودند مراسم شکرگزاری برپا می داشتند.

 نخستین دسته مهاجران انگلیسی که به شمال شرقی ایالات متحده امروز (نیواینگلند) رسیده بودند در نخستین نوامبر با سرمای سخت و گرسنگی رو به رو شده بودند که بومیان (سرخپوستان) محل به کمک شتافتند و بوقلمون به آنان دادند. این مهاجران که به این ترتیب سرما و گرسنگی را پشت سر گذارده بودند هرسال در این ماه شکرگزاری می کردند، گرد هم جمع می شدند و بوقلمون (بوقلمون وحشی) می خوردند که این رسم عمومیت یافته و تا به امروز باقی مانده است. بعدا همین مهاجران اروپایی به جای سازش و همزیستی با بومیان تا توانستند آنان را کشتند و باقیمانده را به رزرویشن ها فرستادند و اراضی و املاکشان را تصاحب کردند.

۱۳۲۱ - سالروز درگذشت محمدعلی فروغی نخست وزیر «شهریور شوم»

محمدعلی فروغی ادیب، سیاستمدار و دولتمرد پنجم آذرماه ۱۳۲۱ در گذشت. وی که سه بار نخست وزیر، یک بار رئیس مجلس، چندبار وزیر و یک بار رئیس دیوان عالی کشور شده بود هنگام فوت ۶۷ ساله بود. فروغی دو روز پس از تجاوز نظامی انگلستان و شوروی به ایران و کناره گیری علی منصور، به نخست وزیری ایران منصوب و اشغال نظامی وطن ما در دوران نخست وزیری او تکمیل شده بود. سرلشکر احمد نخجوان در کابینه فروغی کفالت وزارت جنگ را برعهده داشت که بدون اطلاع رضاشاه (فرمانده کل قوا) و مجلس و هر گونه اشاره قبلی، در روزی که مردم انتظار داشتند ارتش نیرومند آنان به دفاع از وطن در برابر مشتی نظامی فرسوده متجاوز برخیزد، با بخشنامه ای سربازان را مرخص کرد!. فروغی در همان چند روز اول نخست وزیری زیر بار قرار داد تسلیم ایران رفت. وی با رضا شاه میانه خوبی نداشت.

۱۹۲۴ - سال‏روز تأسیس جمهوری خلق مغولستان

در سال ۱۹۱۱م مغولستان با حکومت سلطنتی اعلام استقلال کرد، ولی چند سال بعد، تبدیل به تحت الحمایه چین گردید. سرانجام با مرگ آخرین پادشاه مغولستان، در سال ۱۹۲۴ کمونیست‏ها در این کشور، قدرت را در دست گرفتند و بدین ترتیب،در ۲۶ نوامبر همان سال، جمهوری خلق در مغولستان برقرار شد. مغولستان کشوری است در شرق آسیای مرکزی با ۱/۵۶۶/۵۰۰ کیلومتر مربع مساحت و نزدیک به ۳ میلیون نفر جمعیت که اکثریت بودایی هستند. پایتخت مغولستان، اولان باتور نام دارد و واحد پول آن توگریک است. پیش بینی می‏شود جمعیت مغولستان تا سال ۲۰۲۵ در حدود ۴ میلیون نفر خواهد بود. سکنه مغولستان ملیّت مغولی داشته و زبان رسمی آن‏ها مغولی خلخی است. دارخان، اردنه و اولگی از شهرهای مهم آن هستند. نوع حکومت این کشور جمهوری است. ۱۱ ژوئیه سال‏روز استقلال مغولستان از چین به عنوان روز ملّی این کشور نام گرفته است.

۱۹۵۰ - ارتش هشتم آمریکا زیر حملات ارتش سیزدهم چین

۲۶ نوامبر ۱۹۵۰ و در جریان جنگ کره، واحدهای ارتش سیزدهم چین که از رود یالو (مرز چین با کره) گذشته و وارد شبه جزیره کره شده بودند، در ناحیه چونگ چون Chongchon واحدهای ازتش هشتم آمریکارا زیر حملات شدید خود قراردادند. جنگنده های میگ ـ ۱۵ دولت مسکو از این چینی ها و کره شمالی ها حمایت می کردند و به آنان پوشش هوایی می دادند. لشکر دوم پیاده نخستین واحد از ارتش هشتم بود که با دادن سه هزار تن تلفات دست به عقب نشینی زد و سپس لشکر بیست و پنجم و یک تیپ تفنگدار دریایی و نیز یک تیپ ارتش ترکیه. تیپ ترکیه در حمله ارتش سیزدهم چین ۷۱۷ کشته و صدها مجروح داد. با این فشار، فرمانده ارتش هشتم دستور عقب نشینی به مدار ۳۸ درجه عرض جغرافیایی را داد. جمع تلفات این ارتش در نبرد رودخانه چونگ چون Battle of Chongchon River که تا چهارم دسامبر (هشت روز) ادامه داشت جمعا ۱۳ هزار تن بود. هری ترومن رئیس جمهوری وقت آمریکا که چنین دید دولت چین را تهدید به بمباران اتمی کرد.

جمع تلفات آمریکا در جنگ سه ساله کره ۵۴ هزار و ۲۴۶ کشته و ۶۹ هزار و ۳۶۵ مجروح گزارش شده است. در این جنگ، کره جنوبی ۲۲۷ هزار و ۸۰۰ کشته و ۹۸۴ هزار تن محروج و اسیر داد. تلفات انگلستان ۷۱۰ کشته و و ۵ هزار مجروح و استرالیا ۲۹۱ کشته و ۱۵۹۱ مجروح بود. این تنها تلفات نظامیان بود. چین و کره شمالی تلفات خودرا اعلام نکردند. حدس زده شده است که تلفات چین ۱۴۵ هزار و کره شمالی ۹۰۰ هزار کشته بوده است. مائو تسه دونگ یک سال پس از بیرون راندن دولت ملیّون چین، درگیر جنگ کره و در سال ۱۹۶۲ با هند وارد جنگ شد.

۱۳۵۸ - تشکیل بسیج مستضعفین به فرمان امام خمینی (ره) و روز بسیج

به دنبال پیروزی انقلاب، دست غارتگران استعمارگر از ایران قطع شد و منافع آنان به خطر افتاد. آنان از آن پس برای حفظ منافع خود به فکر مقابله با انقلاب افتاده و علیه آن توطئه کردند. یکی از خطراتی که انقلاب نوپای اسلامی را تهدید می‏کرد، حمله نظامی بود. بنابراین حضرت امام خمینی(ره) در پنجم آذرماه سال ۱۳۵۸ فرمان تشکیل بسیج مستضعفین را صادر کردند و همگان را به تشکیل ارتش بیست میلیونی فرا خواندند. این نهاد مردمی با داشتن نیروهای با ایمان، فداکار و پرتلاش که از متن جامعه برخاسته‏اند، در تمام صحنه‏های انقلاب اسلامی به ویژه در طول ۸ سال دفاع مقدس ملت ایران، نقشی تعیین کننده داشته است. در طول هشت سال دفاع مقدس، بسیج آن‏چنان درخشید که دشمنان اعتراف کردند قدرتی که در بسیج نهفته است، توان مقابله با ارتش‏های کلاسیک جهان را دارد. بسیج، وظیفه جذب، آموزش و سازمان‏دهی نیروهای مردمی و اعزام آنها به جبهه‏های نبرد را برعهده داشت و توانست با سامان دادن به نیروهای مؤمن و ارزشی، ارتشی مردمی را پی ریزی کند. بسیج، اکنون نیز در عرصه‏های اجتماعی، فرهنگی و نظامی ایران اسلامی، با همان شور و نشاط اولیه، حضوری فعال دارد.

۱۹۷۹ - آغاز استقرار نظامی آمریکا در خلیج فارس

۲۱ نوامبر ۱۹۷۹ (سی ام آبان ۱۳۵۸) خبرگزاری ها گزارش از استقرار ناو هواپیمابر «میدوی USS Aircraft Carrier Midway» و چند ناو آمریکایی دیگر در تنگه هرمز داده و نوشته بودند که این، سرآغاز محاصره اقتصادی ایران است و تکرار وضعیت سال ۱۹۵۱ که دولت لندن دست به محاصره اقتصادی ایران زده بود ـ با این تفاوت که وقتی آمریکا کاری را شروع کند دنباله خواهد داشت و پایانی بر آن متصوّر نخواهد بود.

این خبرگزاری ها قبلا گزارش داده بودند که مقامات نظامی آمریکا (وزارت دفاع) و سیاسیون حزب جمهوریخواه راه حل نظامی را ـ درصورتی که گروگانها آزاد نشوند ترجیح می دهند ولی پرزیدنت کارتر به رغم قطع خرید نفت و تحریم اقتصادی و اعزام ناو و تفنگدار هنوز دو دل است. طبق این گزارش ها، به یک ناو هواپیمابر دیگر آمریکا و اسکورت آن دستور داده شده بود که برای تقویت «میدوی» رهسپار خلیج فارس شود.

آندری گرومیکو وزیر امور خارجه وقت شوروی (دولت مسکو) در واکنش به این نقل و انتقال نظامی آمریکا گفته بود که مسکو حضور و استقرار نظامی آمریکا در نزدیکی مرزهای خودرا تحمل نخواهد کرد و در قبال تعرض نظامی به یک همسایه بی تفاوت نخواهد ماند. وی افزوده بود که واشنگتن انتظار داشت که محصول انقلاب ایران، تعدیل قدرت و اختیارات شاه (دمکراتیک شدن) و یا برقراری یک جمهوری ملی باشد و به شاپور بختیار چشم امید بسته بود و چون بختیار موفق نشد، متوجه دوست و همکار پیشین او ـ مهدی بازرگان شد که اسلامیون انقلابی به این فرد (مهدی بازرگان) مجال ندادند و تصرف سفارت آمریکا، به واشنگتن فرصتی را داده است که از دیرزمان در جستجویش بود و آن، استقرار در گذرگاه نفت و قلب خاورمیانه (خلیج فارس) است و اگر امکان دهیم که موفق به این کار شود موازنه جهانی قدرت شکسته خواهد شد. [مرور زمان نشان داده است که آمریکا در سه دهه گذشته در خلیج فارس استقرار یافته، صدام حسین را از عراق برانداخته و با این دولت پیمان امنیت مشترک امضاءکرده و دارد چنین پیمانی را با افغانستان امضاء می کند و در این کشور استقرار نظامی می یابد و ....].

واکنش دولت جمهوری اسلامی ایران در ۲۱ نوامبر ۱۹۷۹ به استقرار نظامی آمریکا در تنگه هرمز به صورت راه انداختن تظاهرات میلیونی در سراسر کشور و دادن شعار مرگ بر آمریکا بود و آیت الله خمینی در همین روز گفته بود که کارتر عُرضِه حمله نظامی ندارد، ما نباید مرعوب شویم و مذاکره کنیم

۲۰۰۸ - رویدادی خونین در هند مشابه حوادث سپتامبر ۲۰۰۱ در آمریکا

۲۶ نوامبر ۲۰۰۸ گروهی مسلح مرکب از ده مرد جوان در شهر بندری ۱۷ میلیونی مومبای هند (بمبئی) وارد ده مرکز از جمله هتل معروف و ۱۰۴ ساله و ۵۶۵ اتاقه «تاج محل» متعلق به «راتان تاتا» از پارسیان هند و هتل اوبروی Oberoi، کافه معروف لئوپلد متعلق به یک پارسی به نام فرهاد جهانی، یک کانون یهودیان، یک پاسگاه پلیس و یک ایستگاه قطار شدند و دست به تیراندازی و انفجار زدند و در آن دو هتل با هدف سپرقراردادن، مرتکب گروگانگیری هم شدند. این افراد در آغاز کار دو به دو حرکت می کردند، هرکدام یک کوله پشتی داشتند، قیافه ای شبیه دانشجو به خود داده بودند و آرام و خونسرد بنظر می آمدند. آنان پس از اتمام کار در یک هدف خود به سوی هدف دیگر می شتافتند. دو تن از این افراد در ایستگاه قطار (ایستگاه نهایی بنام Shivaji) پلاتفورم به پلاتفورم رفتند و بدون اینکه در جستجوی هدفی خاص باشند همه جا دست به تیراندازی و انفجار نارنجک زدند. در این محل که سرپوشیده (مسقّف) نبود جمعا ۵۳ تن کشته شدند. در اینجا یک عکاس که جهت رفتن به خانه در انتظار آخرین قطار بود شاهد این ماجرا بود و از صحنه، چند عکس گرفت که «سند تاریخ» شده اند.

دولت هند به کمک پلیس محلی، کماندو و چترباز فرستاد و ماجرا تا بعد از ظهر جمعه ۲۸ نوامبر به وقت آمریکا و بامداد شنبه به وقت هند و به مدت ۶۰ ساعت ادامه داشت. پیش از غروب آفتاب ۲۸ نوامبر، پلیس با خارج ساختن ۴۰۰ تن باقیمانده ساکنان هتل تاج محل، پایان قضیه را اعلام داشت و افزود که تنها یکی دو فرد مسلح در هتل باقی مانده اند. با از میان رفتن این دو تن که مرگشان بامداد ۲۹ نوامبر به وقت مومبای اعلام شد ظاهرا ۹ تن از این افراد مسلح کشته شدند. دو جوان مسلحی که در ایستگاه راه آهن مرتکب تیراندازی و هیاهو شده بودند هنگام فرار با یک وانت، که آن را با زور تصاحب کرده بودند زیر آتش پلیس قرارگرفتند که یک نفرشان کشته و نفر بعدی به نام "محمد اجمل امیر قصّاب" دستگیر شد. وی تنها فردی از مهاجمان است که دستگیر شده و گفته است که پاکستانی است. در جریان زد و خورد، افراد مسلح برخی از قسمتهای هتل تاج محل مومبای را آتش زدند. آتش نشانی شهر جمعی از ساکنان دو هتل را که عمدتا خارجیان بودند از پنجره های طبقات بالا خارج ساخته بود. تنها یک نفر که قبلا رهایی یافته بود گفته بود که افراد مسلح از آنان اوراق هویت می خواستند و می پرسیدند که از اتباع کدام کشور هستند و تنها آمریکاییان و انگلیسی ها را به گروگان می گرفتند و بقیه را رها می ساختند تا خارج شوند. دیگران این گفته را تایید نکردند و گفتند که مهاجمان اصرار به کشتن نداشتند و دنبال افراد معین نبودند. آنان حتی عربها را که برای یک نشست در هتل بسر می بردند با دیگران به یک چشم می نگریستند. بنظر می رسد که قصد آنان تنها ارعاب و چیزی از این دست و شاید هم تحریک سیاسی و برهم زدن نظم آسیای جنوبی بوده است!. ۲۹ نوامبر جمع تلفات ۱۹۵کشته و ۲۹۵ مجروح اعلام شده بود که ۱۸ تن از مقتولین خارجی بودند و ازجمله شش آمریکایی و یک تن از آنان انگلیسی. بعدا این ارقام اصلاح شد و اعلام شد که ۱۷۳ تن کشته و ۳۰۸ نفر مجروح شده بودند. در کانون یهودیان ۹ تن از جمله یک روحانی یهودیان نیویورک به نام گاوریل نواح هولتسبرگ و زنش کشته شدند. این حاخام از روحانیون هاردلاین (اصطلاحا: یهودی ارتودوکس) بود.

۲۹ نوامبر یک منبع که خودرا «مبارزان دکن» معرفی کرده بود گفته بود که این افراد (ده جوان مسلح) وابسته به لشکر طیبه (مستقر در پاکستان) بودند. سالها پیش سازمان اطلاعات ارتش پاکستان «لشکر طیبه» را جهت مبارزه در کشمیر با هند، بوجودآورده بود که بعد کنترل آن از دستش خارج شد. مان موهان سینگ نManmohan Singh خست وزیر هند در یک نطق تلویزیونی شدید الحن در این زمینه چنین گفت:

افراد مسلح مهاجم به مومبای با نقشه ماهرانه و ازقبل تنظیم شده کارخودرا آغاز کردند. آنان ارتباط خارجی دارند. از آنجایی که اماکن مشهور مومبای را مورد حمله قرار داده اند هدفشان جنجال به راه افتادن و ایجاد رعب و ترس، نه تنها در هند بلکه در سراسر جهان بوده است. این گروه که پایگاه خارجی داشته اند با دقت تمام قلب اقتصاد و فرهنگ هند را هدف قرارداده بودند. ما برای سرکوب و قطع دست آنان تصمیمات شدید گرفته ایم ـ تصمیماتی که با اجرای آنها، چنین رویدادی در هند تکرار نشود. ما به همسایگان می گوییم که هند هرگونه استفاده از خاک آنها را علیه خود تحمل نخواهد کرد و اگر برای قطع دست این گروهها و انهدام پایگاههای آنان اقدام نکنند بهایی سنگین خواهند پرداخت. ما همه جا دنبال این گروهها و سازمانها خواهیم رفت و حامیانشان را ـ صرف نظر از چه کسی و کجا باشند ـ تنبیه خواهیم کرد. حامیان این گروهها بدانند که هزینه سنگینی باید بپردازند.

این اخطار نخست وزیر هند، بسیار شدید تلقی شده بود و اصحاب نظر گفته بودند که باید در انتظار واکنش عملی آن بود. تفسیرنگاران، این رویداد را قابل مقایسه با رویدادهای ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ آمریکا دانسته اند که عملیات نظامی در افغانستان، اشغال نظامی عراق، تاسیس وزارت امنیت داخلی آمریکا و سختگیری های دولت آمریکا نسبت به افراد مورد سوء ظن نتیجه آن بوده است.

انتهای پیام/

کد خبر: 1119735

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 6 + 10 =