گروه بین الملل ایسکانیوز- اعزام ناو، سوخت رسانها و دیگر تسلیحات آمریکا به پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه نظیر اردن و قطر را میبایست به صورت ترکیبی از فشار روانی و نظامی تحلیل نمود. از اینرو، اعزام ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و گروه ضربتی آن به نزدیکی آب های ایران در بحبوحهی اعتراضات مسالمت آمیز، که با ورود نیروهای آموزش دیده موساد به تروریسم صهیونی خشن و اغتشاش بدل گردید، بیش از آنکه لزوماً نشانه قطعی آغاز جنگ باشد، بخشی از فشار حداکثری واشنگتن برای اعمال نفوذ سیاسی و نظامی تلقی میشود.
بیشتر بخوانید:
جنگ با ایران کابوسی برای امپریالیسم و هژمونی آمریکا خواهد بود/ مهار روسیه و چین هدف بلندمدت واشنگتن
چرا که ترامپ و دیگر مقامات آمریکایی مکررا به ادامه حضور اغتشاشگران در خیابان و در راه بودن کمک های ایالات متحده آمریکا تاکید نمودند. بر همین اساس، گسیل تسلیحات آمریکایی به منطقه، به عنوان جنبه نمایشی قدرت نظامی آمریکا ارزیابی می شود، تا ترامپ در دو جبهه اقدام به ارسال پیام نموده باشد: یکی ارسال پیام به تهران، که آمریکا ناظر و آماده واکنش قوی است، و میتواند هر لحظه قدرت خود را اعمال نماید، و دیگری بازیابی امید از دست رفته اغتشاشگران و فریب خوردگان از حمایت نظامی آمریکا از تروریسم خیابانی آنان می باشد، تا در صورت لزوم مجدد آنان را به خیابان باز گرداند.
همراستا با تلاش آمریکا در تشدید فشار روانی، افزایش تحرکات متعدد شامل استقرار جنگندهها، سیستمهای پدافندی و آمادگی لجستیک، بیانگر بررسی جدی گزینه نظامی در محافل راهبردی آمریکا می باشد، که ترکیبی از بازدارندگی، آمادهسازی و پیامفرستادن به ایران، متحدان منطقهای و تنفس مصنوعی به تروریسم خیابانی و اغتشاش در ایران است.
با تاکید خاص سند امنیت ملی اخیر ایالات متحده آمریکا بر لزوم اتخاذ دکترین مونرو، بازگشت به رویکردهای ملی گرایانه و پشت کردن به اتحادهای سنتی، ورود آمریکا به جنگی دامنه دار و زمان بر با جمهوری اسلامی ایران، امری دور از ذهن به نظر می رسد. چرا که ورود آمریکا به جنگی تمام عیار با ایران با تحمیل هزینه های انسانی ومالی، واکنش متحدان و نهادهای بین المللی و تعمیق مشکلات اقتصادی برای امریکا و جهان همراه خواهد بود. علاوه بر آن، انتقادات داخلی آمریکا علیه عادی سازی خشونت ورزی های خونین پلیس آن کشور و سیاست های مهاجرتی ترامپ، سبب افزایش حساسیت و بی حوصلگی جامعه آمریکا در مقابل چالش های جدید بر آمده از سیاست های مداخله جویانه ترامپ در جهان گردیده است. از اینرو، ورود ادوات، ناو و جنگنده های آمریکایی به منطقه الزاما به معنی ورود آمریکا به جنگ نخواهد بود، بلکه آمریکا به احتمال بسیار زیاد مجدد بصورت پشتیبان برای رژیم صهیونی ظاهر خواهد شد و رژیم صهیونی، در صورت عدم اقدام نظامی پیشگیرانه جمهوری اسلامی ایران، وضعیت توقف آتش را نقض خواهد نمود.
در صورت ادامه جنگ بین جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونی، علیرغم پشتیبانی لجستیکی و تسلیحاتی آمریکا از این رژیم، بازیگران منطقه ای و بین المللی دیگر بصورت مستقیم به این کارزار وارد نخواهند شد. چرا که میزان آسیب پذیری کشورهای حاشیه خلیج فارس، در صورت همراهی با آمریکا و رژیم صهیونی، بسیار بالا و پر هزینه خواهد بود.
در حمایت از ایران، ولیکن، ورود حمایتی سیاسی و نظامی چین و روسیه و واکنش تلافی جویانه متحدان منطقه ای ایدئولوژیک و هنجاری جمهوری اسلامی ایران نظیر حزب الله لبنان، انصارالله یمن و جنبش های شیعی عراقی امری بسیار محتمل به نظر می رسد.
در چنین شرایطی لازم است جمهوری اسلامی ایران ترکیبی از اقدامات بازدارنده و تهاجمی را اتخاذ نماید، تا منجر به القاء حس پر هزینه بودن هرگونه اقدام نظامی و امنیتی علیه تمامیت و منافع ایران در مقامات امریکایی و صهیونی گردد، که در این راستا، در کنار بخش غیراعلامی توانمندی ها، می توان با تقویت سامانههای پدافند هوایی، موشکی و الکترونیکی به نمایش برخی توانمندی ها اقدام نمود.
همچنین، گسترش گفتگو با بازیگران جهانی، نظیر روسیه، چین، کشورهای عضو سازمان شانگهای و بریکس، اتحادیه اروپا و گروههای سازمان ملل، به منظور جلوگیری و ایجاد مانع در فرایند مشروعیت بخشی به اقدامات نظامی آمریکا و رژیم صهیونی و تخریب روایت آمریکا در لزوم اقدام نظامی علیه ایران، امری اجتناب ناپذیر می باشد. چرا که آمریکا، رژیم صهیونی و رسانه های آنان با کشته سازی و انعکاس مهندسی شده وقایع داخلی ایران و انعکاس اعداد دروغین از تلفات و شهدا در اغتشاشات ایران به دنبال مشروعیت بخشی به اقدامات ضدحقوق بشری و تروریستی خود علیه ملت ایران می باشند.
در پایان، دولت جمهوری اسلامی ایران با رسیدگی به مطالبات مردمی و مدیریت بحرانهای اجتماعی میتواند به تقویت موقعیت سیاسی ایران در عرصه بینالمللی نیز کمک نموده و با اتخاذ سیاستی چندلایه و همراستا با دیپلماسی مثبت، بازدارندگی عملی و ثبات داخلی را تقویت و دشمنان را از نیل به اهداف محروم نماید.
*کارشناس مسائل بین الملل
انتهای پیام/
نظر شما