به گزارش خبرنگار سیاسی ایسکانیوز، این روزها اگر پای صحبت چند خانواده بنشینی، خیلی زود میفهمی حمایتهای معیشتی چطور در زندگی مردم معنا پیدا کرده. یکی میگوید «کالابرگ کمک میکند، اما نه آنقدری که وعده داده شده بود»، دیگری میگوید «با این قیمتها، گوشت شده خرید مناسبتی».
این حرفها نه تحلیل اقتصادیاند و نه گلایههای احساسی؛ فقط روایت سادهای از واقعیتی است که مردم هر روز با آن روبهرو هستند. حمایتهایی که قرار بود بخشی از بار زندگی را سبک کنند، اما هنوز نتوانستهاند آنطور که انتظار میرفت اثر بگذارند.
همین فاصله میان وعدهها و تجربه واقعی مردم، امروز به یکی از مهمترین پرسشهای معیشتی تبدیل شده: چه چیزهایی اجرا شده، چه چیزهایی نیمهکاره مانده و چرا هنوز اینهمه فاصله میان حرف و عمل وجود دارد؟
وعدهها روی کاغذ، واقعیت در صف نانوایی
از روز اعلام طرحهای حمایتی، مردم انتظار داشتند روند دریافت این کمکها شفاف، منظم و قابل پیشبینی باشد. وعدهها دقیق بود؛ مبلغ مشخص، زمانبندی اعلامشده، گروههای هدف تعریفشده. اما در عمل، بسیاری از خانوارها با تجربههایی مواجه شدند که با تصویر اولیه همخوان نبود.
قیمت اقلام اساسی زندگی مانند مواد غذایی یکباره سر به فلک کشید، نا ترازی که حتی صدای آنهایی که دستشان به دهنشان هم میرسد را در آورد، برخی میگویند حمایتها بهموقع واریز شده و بخشی از هزینهها را پوشش داده، اما گروهی دیگر از تأخیرهای چندباره، خطاهای سامانهای یا پیامهای متناقض خبر میدهند.
سامانهای که قرار بود فرآیند ثبتنام و پیگیری را ساده کند، گاهی با خطاهای مکرر، قطعیهای مقطعی یا پیامهای نامشخص مواجه شده است. نابسامی که خیلی ها میگویند این بیثباتی باعث شده هر بار منتظر «خبر قطعی» بمانند.
شاید واقعا لازم نباشد صفحههای مختلف خبری را زیر و رو کنیم تا از حرف و حدیثهای مختلف با خبر شویم، فقط کافیست کمی در بین مردم قدم بزنیم و حرفهایشان را بشنویم که برخی از نا همخوانی مبالغ واریز شده و قیمتهای واقعی کف بازار و نرسیدن دخل و خرج گلایه دارند. از کارگر و کارمندان گرفته تا بازنشستههایی که همیشه حداقلها نصیبشان میشود.
کالابرگ؛ وقتی مبلغش فقط به پوشک میرسد
در میان همه نارضایتی های معیشتی میان مردم، اما خبر مبلغ اعلام شده برای کالابرگ یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای طرحهای حمایتی از سوی دولت برای رفع مشکلات مردم شد.
هرچند تجربه زیستی یک ماه اخیر نشان میدهد مبلغ کالابرگ در برابر قیمت کالاهای اساسی چندان کارساز نیست. برخی از شهروندان با طنز میگویند: «با این مبلغ، نهایتش میشه یک بسته پوشک خرید. تازه اگر تخفیف خورده باشه.» برخی دیگر میگویند: «گوشت قرمز؟ ما الان بیشتر با عکسش خاطره داریم.»
این حرفها نشان میدهد که قدرت خرید مردم با سرعتی کمتر از هزینهها حرکت میکند و حمایتها نتوانستهاند این فاصله را جبران کنند.
با رسیدن ماه رمضان، اما فشار هزینهها بیشتر خودش را به رخ کشید، کوچکتر شدن سفره افطار و سحر نسبت به سالهای گذشته موضوعی نیست که بتوان از کنار آن به سادگی عبور کرد.
اگر چه مبلغ مشخص شده برای کالابرگ به نسبت مبلغی که به عنوان یارانه واریز میشود بیشتر است؛ اما همین مبلغ هم کفاف خرید مواد غذایی آن هم نه در حد لوکس و اعیانی بلکه برای تهیه یک سفره خیلی ساده را هم نمیدهد.
برخی فروشندگان میگویند: افزایش قیمتها خارج از کنترل آنهاست و مردم بیشتر از قبل درباره هزینهها سؤال میپرسند.
کارمندان و کارگران هم بر این باورند که افزایش هزینهها با سرعتی جلو میرود که حقوقها توان همراهی با آن را ندارند. یکی از کارگران میگوید: «حقوق من هنوز همونه، ولی هزینهها هر ماه یه چیز جدید میشن. حمایتها کمک میکنه، اما کافی نیست.» این شکاف میان درآمد و هزینه، یکی از اصلیترین دلایل نارضایتی مردم از اثرگذاری حمایتهاست.
مجلس در نقش تماشاگر یا ناظر؟
در کنار دولت، نگاه مردم به مجلس هم هست. بسیاری انتظار داشتند مجلس در حوزه نظارت بر اجرای طرحها و اصلاح قوانین مرتبط با معیشت فعالتر باشد. حالا که بحثهای بودجه ۱۴۰۵ روی میز است، مردم میگویند تصمیمهای این بودجه مستقیم روی سفرهها اثر میگذارد.
تأثیر گذاری که حتی اهل کسب و کار معتقدند هنگام نوشتن کلیات بودجه، کارشناسان حداقل شرایط بازار و مردم را به درستی بررسی کنند و شرایط زندگی همه اقشار را در نظر بگیرند.
حالا کلیات بودجه سال آتی؛ با همه رفت و برگشتهایی که بین بهارستان و پاستور داشت در نهایت به شورای نگهبان تحویل داده شد، لیستی از عددهایی که قرار است مستقیم روی سفره مردم بنشیند و سازو کار اقتصادی آنها را تعیین کند.
کارشناسان میگویند برای اجرای کامل طرحهای حمایتی، نیاز به منابع پایدار و برنامهریزی دقیقتر وجود دارد. آنها تأکید میکنند که اجرای طرحهای گسترده بدون زیرساختهای فنی و مالی کافی، ناگزیر با اختلالهایی همراه میشود که مستقیماً در تجربه مردم دیده میشود. به گفته آنها، اگر قرار است حمایتها واقعی و مؤثر باشد، باید در بودجه سال آینده جایگاه مشخص و قابل اتکایی داشته باشد.
در نهایت، حمایتهایی که قرار بود بدون پیچیدگی و تأخیر به دست خانوارها برسد، بخشی از مسیر را طی کرده و بخشی دیگر همچنان در پیچهای اداری مانده. مردم انتظار دارند وعدهها نه فقط اعلام شوند، بلکه بادقت، ثبات و شفافیت اجرا شوند. پرسش اصلی هم همچنان پابرجاست: این حمایتها چه زمانی آنقدر پایدار و کافی میشود که واقعاً در زندگی مردم احساس شود؟
انتهای پیام /
نظر شما