گروه سیاسی ایسکانیوز، انتصاب محمدباقر قالیباف به عنوان نماینده ویژه ایران در امور چین، در نگاه اول شاید تکرار تجربههای قبلی نظیر ماموریت شهید علی لاریجانی یا رحمانیفضلی به نظر برسد؛ اما کالبدشکافی دقیق این تصمیم نشان میدهد که ما با یک چرخش تاکتیکی و راهبردی در ساختار تصمیمگیری نظام مواجه هستیم. این حکم که با پیشنهاد رئیسجمهور و تایید عالیترین سطح حاکمیت صادر شده، بیش از آنکه یک ابلاغیه اداری باشد، یک بیانیه سیاسی سنگین به طرف چینی است. در شرایطی که منطقه درگیر تنشهای بیسابقه است و فشار تحریمها رگهای اقتصادی را میفشارد، تهران تصمیم گرفته سنگینترین وزنه سیاسی خود در قوه مقننه را به میدان پکن بفرستد تا پرونده چین را از یک توافق دولتی به یک تعهد حاکمیتی ارتقا دهد.
مردی که فقط در میان صندلیهای سبز بهارستان ریش سپید نکرده وسالهاست هم سیاست را مشق کرده و هم خاک پروژههای عمرانی و مدیریت در بحرانهای مختلف را خورده و تجربه قابل تأملی هم در میدان مبارزه با لباسهای مختلف نظامی را دارد.
وزنکشی پروتکلها؛ عبور از سطح دولت به سطح نظام
در ادبیات دیپلماتیک چین، جایگاه و مقام حرف اول را میزند. چینیها به سلسلهمراتب وفادارند؛ سپردن پرونده به یک وزیر یا حتی معاون اول، در عرف پکن به معنای یک همکاری معمولی است، اما وقتی رئیس یکی از قوای سهگانه به عنوان طرف حساب معرفی میشود، پروتکلهای استقبال و مذاکره در پکن به سطح راهبردی ارتقا مییابد.
حجتالاسلام والمسلمین میرتاجالدینی در گفتوگو با ایسکانیوز، با تایید همین ضرورت پروتکلی تأکید میکند: اجرای دقیق محورهای اقتصادی و زیرساختی در توافقنامههای کلان، نیازمند مدیریتی در سطح عالی بود که هماهنگی کاملی با تمام ارکان حاکمیت داشته باشد. با توجه به پیچیدگیهای اجرایی این اسناد، یک مدیریت محدود و بخشی نمیتوانست اهداف را به سرانجام برساند؛ لذا حضور شخصیتی در رده ریاست مجلس، تضمینکننده پیشبرد این اهداف در سطح حاکمیتی است. این یعنی قالیباف نمیرود که صرفا تفاهمنامه امضا کند؛ او میرود تا به چینیها اطمینان دهد که هر قراردادی مورد حمایت تمام ارکان نظام است و با رفتن و آمدن دولتها، متزلزل نخواهد شد.
پایان عصر لاریجانی، آغاز عصر قالیباف؛ گذار از فلسفه به پروژه
این انتصاب نشاندهنده تغییر نیازهای فوری اقتصاد ایران است. اگر علی لاریجانی با نگاهی فیلسوفانه و استراتژیک، ریلگذاری سند ۲۵ ساله را انجام داد، انتخاب قالیباف نشاندهنده نیاز ایران به یک تکنوکرات عملیاتی است. فکت مهم اینجاست: اسناد بالادستی و تفاهمنامههای کلی دیگر دردی از اقتصاد ایران دوا نمیکنند. ایران امروز به قطار سریعالسیر، نوسازی ناوگان هوایی و توسعه بنادر نیاز دارد.
قالیباف در کارنامه خود نشان داده که زبان پروژه را بهتر از زبان پرنسیبهای دیپلماتیک میفهمد. امیرابراهیم رسولی، مشاور سیاسی رئیس مجلس نیز در گفتوگو با ایسکانیوز، ضمن اشاره به این مأموریت حساس تصریح میکند: موضوع چین به دلیل اهمیت راهبردی، نیازمند یک کارویژه حاکمیتی بود؛ همانطور که در گذشته این مسیر دنبال میشد، امروز با توجه به جایگاه مدیریتی دکتر قالیباف، این مسئولیت به ایشان سپرده شد تا با هماهنگی کامل میان دولت، مجلس و سایر ارکان، روند اجرایی شدن توافقات کلان تسریع شود. این یعنی ایران از چین سرمایهگذاری واقعی روی زمین میخواهد، نه فقط حمایتهای کاغذی در مجامع بینالمللی.
مدل وفاق؛ تقسیم کار هوشمندانه میان پاستور و بهارستان
برخلاف تحلیلهای رسانههای بیگانه که این انتصاب را نشانه ضعف دولت یا موازیکاری میدانند، شواهد داخلی نشاندهنده یک تقسیم کار هوشمندانه است. دولت چهاردهم با حجم عظیمی از ناترازیهای داخلی در انرژی و بودجه روبروست و تمرکز خود را بر مذاکرات رفع تحریم (FATF و برجام) گذاشته است. در چنین فضایی، سپردن بار سنگین شرق به رئیس مجلس، در واقع آزاد کردن پتانسیل وزارت خارجه و ایجاد یک وفاق در دیپلماسی است.
میرتاجالدینی با رد شائبه موازیکاری، پرده از یک اجماع ملی برمیدارد: در خصوص این انتخاب، یک اجماع کامل میان دولت، شورای عالی امنیت ملی و نیروهای مسلح شکل گرفت؛ دکتر قالیباف نیز پس از مشاهده این اجماع و تایید مقام معظم رهبری، از باب احساس تکلیف این مسئولیت را پذیرفت.
رسولی نیز با تمجید از این سطح هماهنگی میگوید: امروز نعمت وحدت و فهم مشترک میان رؤسای قوا به نحوی است که کارها بدون پرداختن به حواشی در جلسات مشترک دنبال میشود و حاشیهسازان باندی دیگر اثری در جریان کلان مدیریت نظام ندارند.
مجلس؛ سوپاپ اطمینان برای غولهای اقتصادی چین
یکی از بزرگترین ترسهای شرکتهای چینی نظیر سینوپک، ابهام در قوانین داخلی ایران و تغییرات ناگهانی بودجهای است. حضور رئیس مجلس در راس این پرونده، یک تضمین قانونگذاری بینظیر است. وقتی قالیباف به عنوان نماینده ویژه مذاکره میکند، طرف چینی میداند که هرگونه اصلاح قانون، تسهیل مالیاتی یا تضمین بودجهای برای پروژههای مشترک، با کمترین اصطکاک در صحن علنی مجلس به تصویب خواهد رسید.
در حالی که برخی با شایعهسازی به دنبال تضعیف این جایگاه هستند، رسولی صراحتا پویایی مجلس را یادآوری میکند: ادعای تعطیلی مجلس یک دروغ سیاسی است؛ کمیسیونها فعالاند و نظارت با دقت دنبال میشود. توقف صحن علنی نیز صرفا تابع نظر مراجع ذیصلاح بوده که به زودی از سر گرفته خواهد شد. این ثبات در قانونگذاری، دقیقاً همان امتیازی است که هیچ وزیری نمیتواند آن را به تنهایی به سرمایهگذار خارجی تضمین دهد.
ابطال سناریوی ترامپ؛ درهمتنیدگی زیرساختی به جای تجارت نفتی
بزرگترین دغدغه فعلی، احتمال همراهی پکن با فشارهای ترامپ برای امتیازگیری در پروندههایی مثل تایوان است. شاید ماموریت قالیباف دقیقاً برای ابطال این سناریو تنظیم شده باشد. ایران با فرستادن یک چهره پروژهمحور، به دنبال عبور از تجارت ساده نفتی و رسیدن به درهمتنیدگی زیرساختی است. وقتی سرمایه و تکنولوژی چین در بنادر و ریلهای ایران زمینگیر شود، هزینه خیانت دیپلماتیک برای پکن به شدت بالا میرود.
رسولی با اشاره به ناکامی دشمن در جنگ رسانهای و میدانی تاکید میکند: ترامپ پس از شکست در عملیات نظامی، تلاش کرد با اختلافافکنی به اهدافش برسد، اما مثلث خیابان، میدان و دیپلماسی مسیر خود را استوار طی کرد. همانطور که در ماجرای بازگشت تیم مذاکرهکننده از اسلامآباد دیدیم، ملاک اصلی عقلانیت و اقتدار است. قالیباف به عنوان یک استراتژیست، این پیام را به پکن میرساند که امنیت انرژی در تنگه هرمز، تابعی از ثبات ملی ایران است.
فرجام سخن: آزمونی برای حکمرانی نو
در نهایت، ماموریت ویژه محمدباقر قالیباف، آزمونی برای کارآمدی حکمرانی در فضای وفاق است. اگر او بتواند پروژههای بر زمین ماندهای مثل اتصال ریلی شرق به غرب یا نوسازی حوزههای نفتی را با سرمایه چینی به نتیجه برساند، نه تنها جایگاه خود را به عنوان یک لیدر اجرایی تثبیت کرده، بلکه بزرگترین خدمت ممکن را به دولت و معیشت مردم کرده است. این راهبری مشترک، همان حلقه مفقودهای است که اقتصاد ایران سالها از نبود آن رنج برده است؛ هماهنگی میدان، دیپلماسی و قانونگذاری برای یک هدف واحد: گشایش در بنبستهای اقتصادی و شکوفایی ملی.
انتهای پیام/
نظر شما