به گزارش خبرنگار علم و فناوری ایسکانیوز؛ تحولات جنگ اخیر نشان میدهد ایران توانسته با ترکیبی از حملات موشکی، پهپادی و عملیات سایبری، هم آمریکا و هم اسرائیل را در میدان نبرد به چالش بکشد. این درگیری دیگر تنها یک نبرد نظامی معمولی نیست؛ بلکه تقابل ۲ سبک متفاوت از قدرت فناوری را نشان میدهد: از یک سو سامانههای پیچیده، گرانقیمت و متمرکز آمریکا و اسرائیل، و از سوی دیگر روشهای انعطافپذیر، کمهزینه و چندلایه ایران که در عمل توانسته برتری «قدرت فناوری» غربی را محدود و فشار قابل توجهی ایجاد کند.
گزارشهای منتشرشده در رسانههایی چون والاستریت ژورنال و آتلانتیک کنسول نشان میدهد که یکی از نقاط عطف این جنگ، تغییر محسوس در «منحنی هزینه» نبرد بوده است؛ جایی که استفاده از پهپادهای ارزانقیمت و تسلیحات بومی، طرف مقابل را ناگزیر به بهکارگیری سامانههای دفاعی چند میلیون دلاری کرده است. این عدم توازن، نه تنها از منظر اقتصادی فشار فزایندهای بر ساختار دفاعی آمریکا وارد کرده، بلکه در سطحی عمیقتر، کارآمدی دکترین متکی بر فناوریهای گرانقیمت و پیچیده را زیر سؤال برده است. به بیان دیگر، ایران توانسته است بدون ورود به رقابت مستقیم در سطح فناوریهای فوقپیشرفته، زمین بازی را بهگونهای تغییر دهد که مزیت نسبی غرب تضعیف شود.
همزمان، برخی گزارشها از جمله در «ریسپانسیبل استیتکرفت» و «نشنال» به ابعاد دیگری از این چالش اشاره میکنند؛ از جمله توان عبور بخشی از موشکها از سامانههای پدافندی چندلایه اسرائیل و نیز افزایش فشار بر زیرساختهای راداری و هشدار اولیه در منطقه. حتی در مواردی، از هدف قرار گرفتن یا تضعیف برخی مؤلفههای کلیدی این شبکهها سخن گفته شده است. چنین تحولاتی، اگرچه لزوماً به معنای فروپاشی کامل این سامانهها نیست، اما نشان میدهد که «نفوذناپذیری» مورد ادعای آنها، در شرایط واقعی جنگی با محدودیتهای جدی مواجه است.
از سوی دیگر، گزارشهایی مانند «الشرق الوسط» و «تایمز آو اسرائیل» تأکید دارند که ایران توانسته با اتکا به ترکیبی از موشکها و پهپادها، دامنه حملات خود را به سطحی برساند که نه تنها اسرائیل، بلکه پایگاههای آمریکا در منطقه نیز در معرض تهدید مستقیم قرار گیرند. این گسترش میدان تهدید، عملاً معادله بازدارندگی را پیچیدهتر کرده و نشان داده که حتی در برابر برتری نظامی کلاسیک آمریکا، امکان ایجاد «فشار چندلایه و مداوم» وجود دارد.
در مجموع، آنچه از دل این منابع برمیآید، تصویری است از یک جابهجایی تدریجی در موازنه فناوری نظامی؛ جایی که ایران، به عنوان بازیگری خارج از بلوک غرب، توانسته است با تکیه بر راهبردهایی متفاوت، نه تنها هزینههای طرف مقابل را افزایش دهد، بلکه برخی از پیشفرضهای بنیادین درباره کارآمدی فناوریهای پیشرفته غربی را نیز به چالش بکشد.
به طور مثال، گزارشهای منتشر شده تأیید میکنند که در جریان یک حمله ترکیبی موشکی و پهپادی، یک فروند هواپیمای هشدار زودهنگام به نام «آواکس» یا Boeing E-۳ Sentry- که به عنوان «چشم و مغز میدان نبرد آمریکا» شناخته میشود، در پایگاه پرنس سلطان عربستان بهشدت آسیب دیده و عملاً از چرخه عملیاتی خارج شده است. این هواپیماها نقش کلیدی در شناسایی تهدیدات، مدیریت نبرد هوایی و هماهنگی عملیات دارند و از دست رفتن حتی یک فروند از آنها، بهدلیل محدود بودن ناوگان، ضربهای معنادار به توان اطلاعاتی و فرماندهی آمریکا محسوب میشود .
چالش ایران برای سامانههای پدافندی چندلایه اسرائیل و آمریکا
موشکهای ایران اخیرا توانستهاند از شبکه دفاعی اسرائیل عبور کنند و به شهرهایی مثل تلآویو آسیب بزنند و بحث اختلال یا نابودی رادارها و سنسورهای آمریکایی-اسرائیلی مطرح شده است. گزارش میگوید حداقل ۱۰ سایت راداری آمریکا در منطقه هدف قرار گرفتهاند.
به گزارش «ریسپانسیبل استیتکرفت»، وبسایت و اندیشکده خبری مستقر در آمریکا، یک ماه پس از آغاز کارزار نظامی ایالات متحده علیه ایران، سامانه دفاع هوایی پرآوازه اسرائیل در حال نشان دادن محدودیتهای خود است. تنها در ۱۰ روز گذشته، شهرهای مهمی از جمله تلآویو، دیمونا و عراد دچار خسارات قابلتوجهی شدند، زمانی که موشکهای ایرانی با موفقیت از شبکه رهگیرهای اسرائیل عبور کردند.
واضحترین توضیح برای این ناکامیهای ظاهری این است که کاهش ذخایر موشکهای رهگیر اسرائیل، نیروهای دفاعی این کشور را مجبور کرده تا مهمات را سهمیهبندی کنند یا اهداف را اولویتبندی نمایند. اما ضعفهای دفاع هوایی اسرائیل تقریباً به طور قطع ریشههای عمیقتری دارد. واقعیت این است که شکافها در دفاع هوایی اسرائیل ممکن است ناشی از شکست در «شناسایی» (و نه رهگیری) باشد؛ شکستهایی که از آسیب به رادارها و حسگرهایی ناشی میشود که زیربنای شبکه یکپارچه دفاع هوایی مشترک میان آمریکا، اسرائیل و شرکای خلیج فارس را تشکیل میدهند. اگر این فرض درست باشد، پیامدها بسیار وخیم خواهد بود. بدون «چشمهایی» که ارتش آمریکا برای شناسایی و خنثیسازی تهدیدات به آنها متکی است، نیروها و داراییهای ایالات متحده بسیار آسیبپذیرتر از آنچه پیشتر تصور میشد، خواهند بود.
تا همین اواخر، سامانه چندلایه دفاع هوایی اسرائیل تقریباً نفوذناپذیر تلقی میشد. لایه نخست، موسوم به «گنبد آهنین»، از شهرها و زیرساختهای اسرائیل در برابر راکتهای کوتاهبرد—مانند آنچه توسط حزبالله و حماس شلیک میشود—محافظت میکند. اگرچه گنبد آهنین در روزها و هفتههای پس از حمله هفتم اکتبر تحت فشار شدید عملکرد قابل قبولی داشت، اما در برابر حریفی بسیار قدرتمندتر مانند ایران که به موشکهای بالستیک و پهپادهای دوربرد مجهز است، کارایی کمتری دارد.
اسرائیل برای مقابله با موشکهای کروز و بالستیک میانبرد و دوربرد که بزرگترین تهدید در جنگ کنونی محسوب میشوند، به سه لایه دفاعی دیگر تکیه کرده است: «فلاخن داوود»، «پیکان ۲ و ۳» و سامانههای «تاد» (THAAD) تأمینشده توسط آمریکا. در حالی که فلاخن داوود موشکها را در داخل جو زمین رهگیری میکند، سامانه پیکان اهداف را خارج از جو مورد هدف قرار میدهد و به همین دلیل در برابر موشکهای بالستیک بسیار مؤثرتر است. اسرائیل همچنین از سامانههای تاد مستقر در داخل این کشور و نیز از داراییهای هوایی و دریایی آمریکا در منطقه پشتیبانی دریافت میکند.
ماهیت چندلایه و افزونهای این سامانه دفاع هوایی، دلیل شگفتی ناظران از موفقیتهای اخیر ایران است؛ ناظران میپرسند چرا ناگهان حریم هوایی اسرائیل قابل نفوذ به نظر میرسد.
پاسخ واحدی برای این معما وجود ندارد، اما سادهترین توضیحات نیز کافی به نظر نمیرسند. اسرائیل واقعاً بخش زیادی از ذخایر رهگیرهای خود را مصرف کرده است. برخی گزارشها نشان میدهد که تا ۸۰ درصد از پیشرفتهترین مهمات دفاع هوایی ارتش اسرائیل در سه هفته نخست جنگ استفاده شده، و این کشور را ناچار کرده تا بیش از پیش به سامانههای دیگر متکی شود. این مصرف سریع نشان میدهد که دفاع اسرائیل شکنندهتر از آن چیزی بوده که به نظر میرسید و بهوضوح برای مقابله با حجم حملاتی که ایران اکنون قادر به انجام آن است طراحی نشده بود.
عامل دوم در موفقیتهای ایران، استفاده این کشور از تعداد زیادی پهپاد و مهمات خوشهای است که میتوانند به صورت تودهای به شبکه دفاع هوایی حمله کرده و ظرفیت آن را اشباع کنند.
اگرچه اسرائیل مالک بسیاری از سامانهها و مهمات دفاع هوایی خود است و حتی برخی را (گاه در قالب همکاری مشترک با آمریکا) تولید میکند، اما شبکه دفاعی آن با شبکه ایالات متحده یکپارچه شده است و این ۲ کشور اطلاعات و دادههای حاصل از حسگرها و رادارها را در سراسر منطقه به اشتراک میگذارند. آسیب به این شبکه از حسگرها و رادارها میتواند به طور مرگباری دفاع هوایی اسرائیل—و همچنین آمریکا—را تضعیف کند.
رادارهایی که از کار افتادند و هزینههایی که روی دست دشمن گذاشتند
حتی با وجود محدودیت در دسترسی به اطلاعات ماهوارهای بلادرنگ، شواهدی از چنین شکست سیستمی در حال افزایش است. گزارشهایی مبتنی بر تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که از آغاز جنگ، دستکم ۱۰ سایت راداری آمریکا در خاورمیانه هدف پهپادهای ایرانی قرار گرفتهاند. این موارد شامل چندین رادار AN/TPY-۲ مورد استفاده در سامانههای تاد، و یک رادار آرایه فازی AN/FPS-۱۳۲ در قطر است. اگرچه از دست رفتن یک رادار بهتنهایی کل شبکه دفاعی را از کار نمیاندازد، اما از دست رفتن ۱۰ یا بیشتر از این سامانهها به طور قابلتوجهی توان آمریکا در شناسایی و پاسخ به تهدیدات ورودی را کاهش میدهد.
نگرانکنندهتر، ناتوانی ظاهری آمریکا در حفاظت از پایگاههای خود در خاورمیانه است. هفته گذشته گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه نیروهای آمریکایی دیگر قادر به زندگی و کار در بسیاری از پایگاههای نظامی در منطقه خلیج فارس نیستند و به دلیل آسیبپذیری این پایگاهها در برابر حملات پهپادی و موشکی ایران، ناچار به انتقال به هتلها یا مکانهای جایگزین شدهاند.
در واقع، حملات موفق به هواپیماهای آمریکایی مستقر در پایگاههای منطقه و ادامه تلفات انسانی آمریکا در مکانهایی که نیروهای آن همچنان حضور دارند، این آسیبپذیری را تأیید میکند. در جدیدترین حادثه در پایگاه هوایی «پرنس سلطان» در عربستان سعودی، موشکها و پهپادهای ایرانی ۱۲ نظامی را مجروح کرده و به چندین هواپیما—شامل یک هواپیمای هشدار زودهنگام نادر E-۳—آسیب وارد کردند؛ هدفی که آمریکا قطعاً حتی در شرایط کمبود رهگیرها نیز در صورت شناسایی بهموقع تهدید، برای محافظت از آن اقدام میکرد.
از آنجا که اکثر پایگاههای بزرگ در خاورمیانه که میزبان نیروهای آمریکایی هستند، به سامانههای پیشرفته دفاع هوایی مجهز هستند یا تحت پوشش آنها قرار دارند، آسیبپذیری آشکار این مکانها نشان دهنده مشکلی بسیار بزرگتر از صرف کمبود موشکهای رهگیر یا سامانههای ضدپهپاد است.
این چالش بسیار دشوارتر از صرفاً افزایش سرعت تولید مهمات است. تعمیر رادارها و حسگرهای پیشرفته زمانبر، پرهزینه و پیچیده است. به نظر میرسد جنگ با ایران بهطور بنیادین رویکرد آمریکا به دفاع هوایی—بهویژه اتکای شدید آن به سامانههای زمینی—را به چالش کشیده و نشان داده که توانمندیهای دفاع هوایی این کشور برای جنگهای مدرن آماده نیست. بنابراین مشکل، صرفاً فنی نیست بلکه ماهیتی راهبردی دارد.
چالش اقتصادی-فناورانه؛ پهپاد ارزان علیه موشک گران
با وجود رهگیری بالا، «شکاف خطرناک هزینهای» بین پهپادهای ارزان ایران و رهگیرهای گران غربی در حال تخلیه ذخایر دفاعی است.
به گزارش والاستریت ژورنال، آمریکا برای زدن پهپادهای ایرانی از موشکهایی با هزینه «بیش از یک میلیون دلار» استفاده میکند و این در حالی است که برخی پهپادهای ایرانی از دفاع عبور کرده و حتی باعث تلفات نیروهای آمریکایی شدهاند.
کارشناسان تأکید میکنند این مدل جنگ از نظر هزینه به ضرر آمریکا است.
کارشناسان هشدار میدهند که تفاوت هزینه بین پهپادهای ارزانقیمت ایران و رهگیرهای چند میلیون دلاری، به طور خاموش موجودیهای متحدان در سراسر منطقه را تخلیه میکند.
این گزارش یک روند حیاتی را برجسته میکند: ارزانترین سلاحهای ایران بیشترین اختلال را ایجاد کرده و رهگیرهای پرهزینه آمریکا و اسرائیل را تخلیه میکنند.
گزارش JINSA هشدار میدهد که ذخایر در سراسر منطقه تحت فشار هستند. برخی کشورهای خلیج فارس بخش قابل توجهی از موجودی رهگیرهای خود را مصرف کردهاند: برآوردها نشان میدهند بحرین تا ۸۷ درصد موشکهای پاتریوت خود را استفاده کرده، امارات و کویت حدود ۷۵ درصد و قطر حدود ۴۰ درصد.
اسرائیل نیز تحت فشار فزاینده است. اگرچه مقامات سطح موجودیها را علنی نکردهاند، گزارش نشانههایی از صرفهجویی را نشان میدهد، از جمله تصمیم به رهگیری نکردن برخی تهدیدهای مهمات خوشهای برای حفظ رهگیرهای پیشرفتهتر.
این در حالی است که ایران تاکتیکهای خود را متناسب با این وضعیت تغییر داده است، از حملات سنگین به حملات کوچک و مکرر برای حفظ فشار مستمر و کاهش تدریجی منابع دفاعی.
فرسایش ذخایر و کارایی دفاعی غرب
بر خلاف موشکها که به لانچرهای بزرگ نیاز دارند و نشانههای آشکاری از خود به جای میگذارند، پهپادها میتوانند از سکوی متحرک پرتاب شوند و در ارتفاع پایین پرواز کنند که تشخیص آنها توسط رادار سختتر است.
به عنوان مثال، شاهد-۱۳۶ حدود ۲۰۰ کیلوگرم وزن دارد و از ریل زاویهدار نصب شده روی وانت پرتاب میشود، پس از آن خدمه میتوانند به سرعت جابهجا شوند. این پروفایل پرتاب سادهتر امکان پراکندگی، مخفیسازی و شلیک تحت فشار را برای ایران آسانتر میکند.
ایران همچنین از تجربه جنگ اوکراین بهره برده و پهپادهای پیشرفتهتر، از جمله نمونههایی با هدایت فیبر نوری که نسبت به اختلال الکترونیکی مقاومند و نمونههای سریعتر با موتور جت، را به کار گرفته است. این نوآوریها زمانبندی رهگیری را پیچیده و احتمال موفقیت حملات را افزایش میدهد.
حتی با نرخ بالای رهگیری، تأثیر گسترده حملات احساس میشود: حملات ایران به زیرساختهای انرژی و حملونقل باعث افزایش قیمت نفت و اختلال در تردد تنگه هرمز شده است، نشان میدهد که دفاع هوایی به تنهایی نمیتواند پیامدهای اقتصادی و راهبردی را متوقف کند.
کارشناسان میگویند: تا زمانی که جنگ ادامه دارد، سؤال کلیدی این است که آیا ایران میتواند موشکها را سریعتر از ما بسازد یا خیر.
حمله اخیر به پایگاه هوایی پرنس سلطان در عربستان سعودی، به نابودی یک فروند هواپیمای هشدار زودهنگام و کنترل هوابرد E-3 Sentry متعلق به آمریکا (آواکس) انجامید. این رویداد توجه سرمایهگذاران را به عملیات پیمانکاری دفاعی بوئینگ و همچنین زمانبندی جایگزینی چنین داراییهای حیاتی معطوف کرده است.
در پی این تحول، عملکرد سهام بوئینگ همچنان تحت فشار باقی مانده و از ابتدای سال تاکنون حدود ۱۵ درصد کاهش یافته است؛ بهطوری که قیمت سهام بهطور محسوسی پایینتر از میانگین متحرک ۲۰۰روزه خود قرار دارد.
هواپیمای منهدمشده E-3 Sentry که یکی از ارکان اصلی نظارت هوابرد آمریکا به شمار میرود، بر پایه بدنه قدیمی بوئینگ ۷۰۷ ساخته شده است. آمادگی عملیاتی این ناوگان بهطور قابلتوجهی کاهش یافته است؛ بهگونهای که از ۳۲ فروند عملیاتی در سال ۲۰۱۵، تعداد هواپیماهای آماده مأموریت تا ابتدای امسال به حدود ۱۷ فروند کاهش یافته است. تحلیلگران نظامی این خسارت را یک عقبگرد ملموس برای توانمندیهای نظارتی میدانند، چراکه این سامانه قادر است بهطور همزمان صدها هدف را در یک منطقه عملیاتی گسترده ردیابی کند.
گزارشها حاکی از آن است که هزینه جایگزینی هر فروند از این هواپیماها حدود ۵۴۰ میلیون دلار است. پلتفرم جانشین بلندمدت آن، یعنی E-7 Wedgetail، در حال حاضر توسط بوئینگ در دست توسعه است. انتظار میرود این رویداد اخیر، بحثها پیرامون چرخههای تأمین و قراردادهای دفاعی آینده را تشدید کند.
فشار بر سامانههای پیشرفته دفاع موشکی آمریکا
جنگ اسرائیل، آمریکا و ایران به یک «رقابت فناوری» بین موشکهای بالستیک ایران و سیستم THAAD آمریکا تبدیل شده است.
ایران عمدتاً بر انبار موشکهای بالستیک کوتاهبرد و میانبرد خود تکیه کرده است، در حالی که آمریکا سعی کرده این تهدیدات را عمدتاً با سامانههایی مانند THAAD (سامانه دفاع منطقهای در ارتفاع بالا در فاز نهایی پرواز) مقابله کند. این سامانه برای رهگیری موشکهای بالستیک در فاز نهایی پرواز طراحی شده است. به همین دلیل، سامانههای تاد خود هدف حملات ایران قرار گرفتهاند، زیرا نقش حیاتی در حفاظت از داراییهای استراتژیک و خنثیسازی حملات موشکی دارند.
سامانه تاد که توسط لاکهید مارتین توسعه یافته، به عنوان «عنصر کلیدی» معماری دفاع موشکی بالستیک آمریکا توصیف میشود. این سامانه از موشکهای رهگیر مجهز به فناوری «ضربه برای نابودی» استفاده میکند و قادر است تهدیدات ورودی را در برد حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ کیلومتر درگیر کند.
یک باتری تاد توسط حدود ۹۰ نفر اداره میشود و شامل شش لانچر کامیونپایه با مجموع ۴۸ موشک رهگیر (هشت موشک در هر لانچر) است. این باتری همچنین از رادار قابل حمل ارتش/ناو (AN/TPY-2) و واحد کنترل آتش و ارتباطات تاکتیکی پشتیبانی میکند.
ارتش آمریکا در حال حاضر هشت باتری تاد عملیاتی دارد و این سامانه در خارج از کشور نیز مستقر شده است، از جمله در غرب آسیا، جایی که درگیری جاری اهمیت استراتژیک آن را برجسته کرده و موشکها از مناطق دیگر مانند شبهجزیره کره منتقل شدهاند.
به طور کلی، تاد برای مقابله با موشکهای بالستیک کوتاهبرد، میانبرد و برد متوسط طراحی شده است. در جریان عملیات جاری، این سامانه در همکاری با سایر پلتفرمهای دفاع موشکی مانند پاتریوت عمل کرده و نرخ رهگیری بیش از ۹۰ درصد در برابر موشکها و پهپادهای ایران، بهویژه در امارات، گزارش شده است.
با این حال، تهران اعلام کرده است که چند باتری تاد را آسیب زده یا منهدم کرده و بدین ترتیب اثربخشی کلی سامانه کاهش یافته است.
ظهور موشکها و تسلیحاتی که بازی جنگ را بر هم میزنند
The national news یک رسانه انگلیسیزبان مستقر در امارات متحده عربی نوشت: ایالات متحده و اسرائیل با موشکهایی از ایران مواجهند که «تغییر دهنده بازی» هستند. این نشریه معتقد است زرادخانه پدافند هوایی ایران شامل سلاحهای ضدکشتی «تغییردهنده بازی» شده که میتواند خطرات غافلگیرکنندهای برای توان هوایی آمریکا ایجاد کند.
موشکهای کروز فراصوت ایران که سطح دریا را میسایند، میتوانند خطرات جدی برای گروه ناوهای هواپیمابر آمریکا ایجاد کنند. فرماندهان نیروی هوایی آمریکا همچنین با تهدید اضافی موشکهای سطح به هوای پیشرفته و تازه وارد Verba که دستی حمل میشوند، روبهرو هستند.
علاوه بر این، یک تغییر مهندسی شده توسط ایران به وجود آمده که در آن موشکها میتوانند روی پهپادهای شاهد-۱۳۶ ایران سوار شوند تا برد و اثرگذاری بیشتری پیدا کنند، تهدید جدیتری برای اسرائیل و آمریکا ایجاد میکند.
انتهای پیام/
نظر شما