به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، ۳۳ روز از باتلاق خودساخته دونالد ترامپ برای آمریکا میگذرد و هنوز هیچ یک از اهداف اعلامی واشنگتن محقق نشده است. ترامپ در ابتدای این جنگ وعده داده بود که ظرف «چند روز» کار ایران را به پایان برساند، اما ابعاد این بحران اکنون بهطور قابل توجهی آمریکا را در یک چالش بزرگ قرار داده است. ادامه حملات، افزایش دامنه پاسخهای ایران و ورود بازیگران منطقهای به صحنه، نشان میدهد محاسبات اولیه واشنگتن با واقعیتهای میدانی همخوانی نداشته است.
بیشتر بخوانید:
جنگ با ایران افول امپریالیسم آمریکا را تسریع خواهد کرد / قدرت اراده عامل تعیین کننده در پیروزی
بسیاری از تحلیلگران معتقدند این جنگ از یک عملیات محدود به یک درگیری پیچیده و فرسایشی تبدیل شده که مدیریت آن برای آمریکا روزبهروز دشوارتر میشود. در همین حال، انتقادات گستردهای در داخل و خارج از آمریکا نسبت به نحوه ورود واشنگتن به این جنگ مطرح شده است. برخی ناظران بر این باورند که ترامپ تحت تأثیر فشارها و محاسبات رژیم صهیونیستی -بهویژه بنیامین نتانیاهو- وارد این درگیری شده و عملا منابع و ظرفیتهای آمریکا را در مسیری هزینه میکند که لزوما با منافع بلندمدت این کشور همخوانی ندارد.
دکتر «جان کالابرس» -استاد دانشگاه امریکن واشنگتن دی سی- در گفتگوی با ایسکانیوز به سوالاتی در این مورد پاسخ داد.
غافلگیری آمریکا در میدان نبرد و نامشخص بودن اهداف ترامپ دلیل طولانی شدن جنگ
استاد آمریکایی خصوص دلیل اظهارات متناقض ترامپ در مورد پایان جنگ اظهار کرد: بر خلاف ادعاهای اولیه مبنی بر اینکه جنگ ظرف چند روز به پایان خواهد رسید، اکنون بیش از یک ماه از جنگ میگذرد و بخشی از طولانی شدن آن مربوط به غافلگیری در میدان نبرد و بخش اعظم آن به دلیل نامشخص و متغیر بودن اهداف ترامپ است.
وی افزود: دونالد ترامپ به اهداف متعدد و گاه متناقضی از جمله تغییر رژیم، حذف برنامه هستهای ایران -که پیشتر مدعی شده بود «از بین رفته است»- و نابودی قابلیتهای دریایی و موشکی اشاره میکند؛ استراتژیهای او بدون یک وضعیت نهایی مشخص و اولویتبندی شده دچار تغییر میشوند و اندازهگیری موفقیت غیرممکن میشود.
از نظر این استاد آمریکایی، مشکل ترامپ صرفا این نیست که اهدافش محقق نشدهاند، بلکه مسئله واقعی این است که آنها هرگز به طور منسجم تعیین نشدهاند و همین امر از همان ابتدا یک جنگ کوتاه مدت را بعید میکند.
استاد دانشگاه امریکن واشنگتن دی سی در خصوص انتقاداتی که نسبت به ترامپ برای ورود به این جنگ و همچنین به خطر انداختن منافع آمریکا میشود، گفت: اینکه تصور کنیم ترامپ «فریب» نتانیاهو را خورده بیش از حد ساده انگارانه است و به نظر من شکاف ساختاری زیادی بین خواستههای دو کشور از این جنگ وجود دارد.
آمریکا هزینه کاهش خطرات و اولویتهای اسرائیل را میپردازد!
جان کالابرس بر این باور است، اهداف اصلی اسرائیل در این زمینه -آنطور که رهبری آن ادعا میکند- فوری و وجودی هستند: خنثیسازی تهدیدات بلندمدت درکشده، حفظ سلطه نظامی و تغییر شکل محیط امنیتی خود به شیوههایی که خطرات آینده را کاهش دهد. از دیدگاه نتانیاهو، این میتواند اقدام نظامی پایدار یا گسترده را توجیه کند.
وی در ادامه با اشاره به اینکه مسیر آمریکا باید از اسرائیل متفاوت باشد، تصریح کرد: جلوگیری از یک جنگ منطقهای گستردهتر، حفظ ثبات در بازارهای جهانی انرژی، حفاظت از پرسنل و داراییهای آمریکایی، حفظ آزادی ناوبری و اجتناب از تعهدات نظامی نامحدود مسائلی هستند که آمریکا مجبور است به آنها توجه کند.
استاد دانشگاه امریکن واشنگتن دی سی با اشاره به اینکه جایی که منافع آمریکا و اسرائیل در این جنگ از هم جدا میشوند بسیار مهم است، خاطر نشان کرد: اقداماتی که ممکن است منافع اسرائیل را در تضعیف دشمن پیش ببرد، میتواند همزمان با تشدید درگیری، بیثبات کردن بازارها یا کشاندن ایالات متحده به نقش نظامی عمیقتر، منافع ایالات متحده را تضعیف کند.
از نظر کالابرس، این همان چیزی است که اکنون در حال وقوع است. به همین دلیل است که به این سوال که «چرا ایالات متحده باید منابع خود را خرج کند» نمیتوان صرفا در چارچوب اتحاد پاسخ داد. وقتی منافع همسو نیستند -همانطور که در غزه نیز مشهود است- بار تعریف منافع مشخص ایالات متحده و اینکه آیا آنها هزینهها را توجیه میکنند، بر دوش واشنگتن است.
وی تاکید کرد: مشکل کنونی دقیقا اینجاست که ترامپ چنین فهمی ندارد و همین ناهنجاری موجب شده که دخالت ایالات متحده بیش از آنکه مربوط به محاسبات استراتژیک خود باشد، به دلیل کاهش ریسک اسرائیل و اولویتهای متفاوت آن انجام شده است.
نبرد زمینی به سرعت محدوده اولیه جنگ را گسترش خواهد داد
این استاد آمریکایی در مورد تبعاتی که ماجراجویی جدید از جمله حمله زمینی به ایران برای آمریکا خواهد داشت، گفت: سناریوهایی که در رسانهها مطرح میشود از جمله تصرف جزیره خارک، تصرف تقریباً ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی، یا کنترل ابوموسی یا تنب بزرگ و کوچک، همگی عملیاتهای پیچیدهای هستند.
وی افزود: نیروهای ایران در جنگ نامتقارن تبحر دارند. این امر احتمال اینکه حتی یک تهاجم با تعریف محدود با مقاومت شدید مواجه شود و فراتر از محدوده اولیه خود گسترش یابد را افزایش میدهد.
استاد دانشگاه امریکن واشنگتن دی سی با تاکید بر اینکه چنین عملیاتهایی برای ایالات متحده تبعات خطرناکی خواهد داشت، تصریح کرد: از نظر نظامی، یک عملیات زمینی میتواند باعث تلافیجویی در جبهههای مختلف -علیه پایگاههای ایالات متحده و شرکای منطقهای- شود.
آغاز نبرد زمینی جریان انرژی را مختل خواهد کرد
به گفته این استاد آمریکایی، از نظر استراتژیک، این امر مغایر با منافع اصلی آمریکا در ثبات منطقهای است و خطر اختلال بیشتر در جریان انرژی را به همراه خواهد داشت.
وی تاکید کرد: از نظر سیاسی، اگر تلفات افزایش یابد و اهداف نامشخص بمانند، ادامه آن میتواند دشوار باشد و از نظر اقتصادی هم هرگونه تشدید بیشتر تنش در خلیج فارس، پیامدهای فوری جهانی را به همراه خواهد داشت.
به گفته کالابرس، در عین حال، محاسبه ریسک با سبک تصمیمگیری دونالد ترامپ که بر عمل بر اساس «غریزه» تاکید کرده، پیچیده است؛ این واقعیت که این سناریوها به طور گسترده توسط متخصصان نظامی باتجربه به عنوان سناریوهای پرخطر تلقی میشوند، به این معنی نیست که آنها از روی میز کنار گذاشته شدهاند.
وی در پاسخ به اینکه ادامه این جنگ به کجا خواهد رفت، گفت: این جنگ غیرعاقلانه، غیرضروری و غیرقانونی بوده و با توجه فقدان اهداف جنگی مشخص و منسجم از سوی ترامپ، نشان دهنده درگیریای است که احتمالا به جایی میرسد که او به سادگی اعلام پیروزی و از آن کنارهگیری میکند.
تضعیف جایگاه ترامپ و تقویت احتمال پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای
از نظر کالابرس، این جنگ هزینههای سنگینی برای ترامپ خواهد داشت و شامل پیامدهای سیاسی داخلی، تضعیف بیشتر جایگاه ترامپ در داخل و احتمالا تقویت چشمانداز دموکراتها در انتخابات میاندورهای نوامبر است.
وی افزود: این روند همچنین شامل فشار بر اتحاد، ایجاد شکاف عمیقتر بین ایالات متحده و متحدان ناتو است که ترامپ علنا از آنها به دلیل عدم تمایل به پیروی از رهبری او انتقاد کرده است.
استاد دانشگاه امریکن واشنگتن دی سی پیامدهای منطقهای این جنگ را متزلزل شدن اعتماد کشورهای خلیج فارس به آمریکا دانست و تاکید کرد: اقدام نسنجیده ترامپ از نظر استراتژیک و اعتباری هم تبعات گستردهتری را به همراه دارد، از جمله تأیید ادعاهای چین مبنی بر اینکه ایالات متحده یک بازیگر بیثباتکننده در نظام بینالمللی است.
انتهای پیام/
نظر شما