۱ آبان؛ در تاریخ چه گذشت؟

امروز ۱ آبان برابر با ۲۳ اکتبر تقویم میلادی است. روزی که در تاریخ آبستن وقایع و اتفاقات زیادی در ایران و جهان بوده است.

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری ایسکانیوز، امروز ا آبان برابر با ۲۳ اکتبر تقویم میلادی است. روزی که در تاریخ آبستن وقایع و اتفاقات زیادی در ایران و جهان بوده است. به مرور برخی از این وقایع می‌پردازیم.

بیشتر بخوانید:

۳۰ مهر؛ در تاریخ چه گذشت؟

۱۵۸۰م:حکمران گرجستان که دو سال بود از پرداخت مالیات این سرزمین به خزانه ایران (در اصفهان) تعلل کرده بود پس این که شنید، شاه وقت صفوی سپاهی از مرکز روانه گرجستان کرده است در نامه ای که به تاریخ ۲۳ اکتبر ۱۵۸۰ میلادی به «میرزا سلمان» وزیر مربوط دولت صفوی نوشت آمادگی خود را برای تادیه مالیات معوقه اعلام داشت و از تاخیری که حاصل شده بود پوزش خواست. این تاریخ پس از تطبیق تقویمها توسط مورخان روس به دست داده شده است.

۱۹۲۷م:۲۳ اکتبر ۱۹۲۷ (اول آبان ۱۳۰۶ خورشیدی) عهدنامه رعایت بی طرفی و تامین متقابل که میان تهران و مسکو امضاء شده بود مبادله شد. این عهدنامه هشتم مهرماه همین سال میان دوکشور تنظیم شده بود که پارلمان ایران با تصویب یک ماده واحده در ۲۷ مهرماه مبادله و اجرای آن را قانونی ساخته بود. تا کنون به لغو این عهدنامه که دارای هشت فصل است اشاره نشده است. پس از فروپاشی شوروی، روسیه فدراتیو متعهد به رعایت قرادادهای آن دولت شده و در حقیقت برجای آن نشسته است. اتحاد شوروی برجای امپراتوری یکپارچه روسیه نشسته بود.

۱۹۴۳م:۲۳ اکتبر ۱۹۴۳ (اول آبان سال ۱۳۲۲ خورشیدی) مجلس شورای ملی با استخدام ۶۰ کارشناس امور مالیات، استخدام و دارایی از آمریکا برای وزارت دارایی موافقت کرد. استدلال شده بود که این امور نه تنها نیاز به نوسازی دارد بلکه از شهریور ۱۳۲۰ به دلیل ضعف دولت و نا امن شدن کشور، کار جمع آوری مالیات مختل شده و دولت عمدتا کسری بودجه را از محل انتشار اسکناس جدید تامین می کند که از نظر علم اقتصاد، کار نادرستی است.

۱۹۵۲م۲۳: اکتبرسال۱۹۵۲ (اول آبان ۱۳۳۱) در پی انتشار مقاله ای در روزنامه "باختر امروز" که سناتورها (همان شخصیتهای کهنسال قدیمی) مجری سیاست های انگلستان در ایران هستند که نوعی خیانت است، مجلس شورای ملی با تصویب یک طرح فوری، دوره سنا را به دو سال تقلیل داد.

سناتور ها برای اعتراض به این مصوبه به بهارستان رفتند، ولی آنان را به مجلس شورای ملی راه ندادند.

مجلسیان و احزاب برای جلوگیری از خودداری شاه از امضای مصوبه مجلس شورای ملی از مردم خواستند که کمک کنند و مردم به خیابانها ریختند و شاه را تهدید کردند که اگر مصوبه را امضاء نکند خواهان لغو سلطنت خواهند شد و شاه مصوبه را پنجم آبان (چهار روز بعد) امضاء کرد.

این قانون نیز همانند سایر قوانین مصوب در دوران حکومت دکتر مصدق ، بعدا لغو شد.

۱۹۵۴م: ۲۳اکتبر ۱۹۵۴ (اول آبان سال ۱۳۳۳خورشیدی) چهار تن از ۱۱ افسر گروه سوم نظامیان کمونیست ایران به اعدام و هفت تن دیگر به حبس ابد محکوم شدند. هیچکدام از آنان، نه ازعمل خود ابراز پشیمانی و نه از شاه درخواست بخشودگی کردند. آنان هم مانند افسران دسته اول و دوم پیروی از یک مکتب سیاسی و یک نظریه اقتصادی ــ اجتماعی را که بستگی به متمایل فرد و احتمالا ریشه در نهاد او دارد، تا این حد عملی مجرمانه ندانسته و گفته بودند که «اقدام» می تواند جرم تلقی شود، نه صرفا «اندیشه».

روز بعد (دوم آبان) هم چهارمین دسته افسران کمونیست در پی محاکمه ای نسبتا کوتاه محکوم شدند. مجازات چهار تن از اعضای این دسته اعدام و دو تن دیگر حبس دائم تعیین شده بود. هشتم آبان شش افسر و ۱۷ آبان پنج افسر دیگر از محکومان گروههای دوم، سوم و چهارم تیرباران شدند که سرهنگ جلالی، سرهنگ افشار بکشلو، سرهنگ جمشیدی و سرگرد وکیلی در میان آنان بودند. بیشتر افسران دستگیر شده در ساعات فراغت خود در سالهای ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲در دبیرستان های دولتی کشور که این دبیرستان ها به دلیل ضعف مالی دولت وقت (ناشی از محاصره اقتصادی) دچار کمبود دبیر شده بودند به رایگان تدریس کرده بودند.

اعدام این افسران سبب شد که مردم خشمی را که نسبت به حزب توده داشتند که چرا با این توان نظامی، کودتای ۲۸ مرداد را در هم نشکسته بود فراموش کردند و بیش از پیش ضد دولتی شدند. وجود فرمانداری نظامی و منع رفت و آمد شبانه و محدودیت اجتماعات و سانسور مطبوعات مانع هرگونه اقدام ملت بود و لذا خشم آنان را به عقده تبدیل کرد.

۱۹۶۶م:بیست و سوم اکتبر سال۱۹۶۶ (آبان ۱۳۴۵) نخستین فرستنده تلویزیون دولتی به نام شبکه ملی (عنوانی در برابر تلویزیون غیردولتی آن زمان که از ۱۳۳۷ فعالیت می کرد) آغاز بکار کرد و با جذب ماهرترین روزنامه نگاران وقت از جمله «مصطفی قریب (عکس بالا)» موفق شد با پخش اخباری جامع و بدون خود سانسوری، بینندگان وقت را به خود جلب کند و همین امر کمک به تصویب قانون یکی شدن رادیو ـ تلویزیونهای ایران کرد که اجرای آن در سال ۱۳۵۰ (۱۹۷۱) تکمیل و صدا وسیما با خبرگزاری مستقل خود به وجود آمد و در محل فعلی ــ جام جم ــ مستقر شد.

پس از ادغام رادیو با تلویزیون، تورج فرازمند سردبیر اسبق روزنامه اطلاعات و مفسر رادیو ایران مدیر اخبار رادیو و ایرج گرگین مدیر اخبار تلویزیون شد. غلامحسین صالحیار سردبیر پیشین روزنامه اطلاعات و خبرگزاری پارس و اولین سردبیر آیندگان نیز برای سازمان رادیو ــ تلویزیون ملی، یک خبر گزاری مستقل به وجود آورد که به نام « واحد مرکزی خبر » هنوز باقی است.

۱۸۵۷م:هر استاد تاریخ معاصر ایران و هر نویسنده تاریخ عهد قاجاریه در بیانات و نوشته هایش از قرارداد چهارم مارس ۱۸۵۷ انگلستان با ایران که در پاریس تنظیم و امضا و در بغداد مبادله شد به عنوان نمونه بارزی از تحمیلات عصر استعمار (به سبک قدیم) و منحوستر از عهدنامه ترکمن چای نام برده و از ایرانیان خواسته است که آن را به دقت بخوانند و از یاد نبرند که «ضعف» بدبختی بزرگی برایشان خواهد بود.

سی ام مهرماه ۱۳۳۱ خورشیدی روزنامه های تهران به مناسبت قطع مناسبات ایران با انگلستان و بسته شدن ساختمان سفارت در خیابان فردوسی، برای دومین بار پس از ۹۳ سال، به ماجرای نخستین قطع رابطه که مربوط به لشکر کشی انگلستان به ایران و جدا کردن هرات و مناطق اطراف آن از پیکر ایران بود مشروحا اشاره کرده و متن قرارداد مورخ چهارم مارس ۱۸۵۷ دو کشور را به چاپ رسانده و از باب تهدید، یادآور شده بودند که فصل هفتم این قرارداد که منجر به جدایی هرات شد به دولت ایران این حق را داده است که اگر از ناحیت افغانستان احساس خطر کند بتواند لشکر به افغانستان بکشد و منطقه خطر را متصرف و اصحاب خطر را تنبیه و مجازات کند.

تنها در فصل هفتم از این قرارداد ۱۵ فصلی چنین امتیازی به ایران داده شده بود و این کوتاه آمدن هم به این سبب بود که سربازان ایرانی سریعا مناطق شرقی افغانستان امروز را که انگلیسی ها می خواستند برای جلوگیری از پیشروی روسها به سوی آسیای جنوبی در اختیار گیرند تخلیه کنند. انگلیسی ها که به منظور فشار وارد آوردن بر ایران بوشهر ، چند جزیره و مناطق دیگری در جنوب وطن ما را تصرف کرده بودند نیروی زمینی کافی در هند نداشتند که برای خلع ید از ایران به افغانستان بفرستند. به علاوه احتمال کمک نظامی روسیه هم به ایران می رفت. خواندن سایر فصول قرارداد دردآور است ازجمله اصل چهارم مبنی بر مجبور کردن ایران به عفو ایرانیانی که در این جریانات از انگلیسی ها حمایت کرده بودند و ....

۱۹۷۳م:۲۳ اکتبر سال۱۹۷۳ ( اول آبان ۱۳۵۲خورشیدی) در پی تحریم صدور نفت از جانب اعراب به کشورهای غرب، مدیران شرکتهای نفتی غرب به تهران وارد شدند تا از شاه بخواهند تولید نفت ایران تا آن حد بالا رود که کمبود شدید در بازارهای جهانی روی ندهد و بهای سوخت زیاد بالا نرود. آثار تحریم نفتی اعراب سالهای بر اقتصاد غرب دیده می شد. ایران از جمله کشورهایی بود که به تحریم نفت نپیوسته بود و با این عمل، هم پول فراوانی به دست آورد و هم دشمنان بیشتری. برخی نوشته اند که همین پول بادآورده به تغییر نظام حکومتی ایران کمک کرد ، زیرا که پولدارها را پولدارتر کرده بود و ....

۱۳۵۷م:علی امینی دیپلمات، سیاستمدار، وزیر و نخست وزیر پیشین که اخیرا در پاریس درگذشت و در جریان انقلاب باردیگر دست به فعالیت سیاسی زده بود در مصاحبه ای که در لندن انتشار و سی ام مهر سال ۱۳۵۷ در روزنامه های تهران انعکاس یافت گفت که تنها برحسب وظیفه ملی و میهنی ریشه های بیماری مزمن وطن را عیان می کند تا مورد توجه قرار گیرد و درمان شود.

وی سپس به تشریح این ریشه ها پرداخته و گفته بود: در ایران، ریشه بیماری باید کنده شود؛ نه عمل تسکین درد. در طول دهها سال گذشته به «ایران بیمار» فقط داروی مسکن داده شد و درد باقی ماند. درد ایران با آزادی زندانیان سیاسی، افزایش دریافتی کارمندان دولت و دادن پایه و گروه تازه به آنان، لغو سانسور مطبوعات و انحلال اداره نگارش (بازبینی کتابها پیش از انتشار)، آزادی زیارت عتبات و ... درمان نمی شود. یک ریشه بیماری ایران در سازمانهای قضایی ناسالم این کشور نهفته است و این دستگاه از آغاز کار ناسالم بوده و تا اصلاح نشود نمی توان انتظار برقراری عدالت و امنیت اجتماعی و تامین رضایت عمومی در وطن را داشت. از یک قانون خوب، اگر دستگاه سالمی نباشد که ناقض، و فرد بی اعتنا به آن را کیفر دهد و سرکوب کند کاری ساخته نخواهد بود و همانا سطوری خواهد بود در یک کتاب در قفسه ای دربسته. ریشه دیگر این بیماری نداشتن دلسوز اقتصادی است. برای مثال: پس از افزایش درآمد ایران از نفت که از سال ۱۳۵۲ هجری (۱۹۷۳ میلادی) آغاز شد و جنگ اعراب و اسرائیل و تحریم نفتی اعراب باعث آن بود، به جای توجه به کشاورزی و صنایع مربوط به آن و خودکفا ساختن کشور از این بابت، آمدند به بذل و بخشش پرداختند و به ولخرجی دست زدند؛ فروش دلارهای نفتی را آزاد کردند، با هدف خودنمایی؛ به کشورهای دیگر وام دادند، بازپرداخت وام برخی کشورها را بخشیدند و به زندگی لوکس روی آوردند و شکاف میان فقیر و غنی را چنان عمیق و عیان ساختند که طبقه محروم از درآمد نفت، به پا خاست و تا به نتیجه نرسد آرام هم نخواهد گرفت. وقتی که به مسئولان گفتند چرا چنین می کنید، نفت که یک محصول دائمی نیست پاسخ دادند که کویت و عربستان هم چنین می کنند، ولی حساب نکردند که جمعیت کویت یک پنجاهم ایران است. اگر مشکلی در صدور نفت ایران پیش آید، با این کشاورزی ناتوان نمی شود شکم مردم را سیر کرد. قطع واردات محصولات صنعتی را ده سال هم می شود تحمل کرد، ولی محصولات کشاورزی و خوراک مردم را به هیچوجه. به مسئولان گفتند که درمعاملات سرمایه گذاری با خارجی بدانند که اگر به منافع خارجی لطمه بخورد و تضمین ها عملی نشود بیم تحریم جهانی و بلوکه شدن همه سرمایه ایران وجود خواهد داشت که توجه نکردند. ریشه سوم بیماری ایران "ساواک (دستگاه اطلاعاتی وقت)" است که نتوانست مشکلات مردم را کشف و به موقع و بدون ملاحظات به گوش رئیس کشور، اعضای دولت و مجلس برساند و به آنان اخطار دهد تا برای رفعشان اقدام کنند. ساواک تنها برای جاسوسی بر ضد مردم و دادن گزارش راست و دروغ و افزودن بر حجم پرونده های محرمانه اشخاص که جز مشکل سازی و دشمن تراشی دردی را درمان نمی کند به وجود نیامده است. وظیفه آن جمع آوری اطلاعات است، در درجه اول اطلاعات مربوط به مشکلات مردم، نارضایی ها، خواستها و ناخواستها و رساندن این اطلاعات به گوش مقامات مربوط است تا راه حل بیابند و پیش از این که دیر شود مشکل را از میان بردارند. این سازمان (ساواک) با این کارکنان (که واجد شرایط لازم نیستند) و تشکیلات ناقص و نیز وابستگی اش به کابینه و نداشتن استقلال کامل در امور خود نمی تواند در جهت تشخیص بیماری و پیشنهاد تجویز دارو، موثر باشد. کار این سازمان در طول عمر خود شده است پرونده سازی و در نتیجه دردسرسازی برای مردم و دولت و ایجاد ناراضی و دشمن و دورساختن میهندوستان و دلسوزان وطن از خدمت. فساد اداری و انجام امور از راههای بوروکراتیک که عمدتا از انتصابات غیر اصولی مدیران و روسای دوایر و توصیه بازیها ناشی می شود یک ریشه دیگر بیماری ایران است و ...

۱۰۸۶م:۲۳ اکتبر سال ۱۰۸۶ «یوسف ابن تشفین» رهبر المرابطون (بربرهای مسلمانی که مراکش، الجزایر، صحرای غربی تا مزر غنا را در تصرف و بر حکام اسلامی اندلوس نظارت فائقه داشتند) ، به اسپانیا لشکر کشید و آلفونسو ششم پادشاه کاستیل را شکست داد. وی سپس با دریافت فتوا از روحانیون ارشد آن زمان ازجمله امام محمد غزالی توسی امیران مسلمان مناطق اسپانیا (اندلوس) را هم که راه اشرافیت در پیش گرفته و زندگی لوکس و تشریفات سلطنتی برای خود ساخته بودند سرکوب و برکنار کرد و بار دیگر پرتغال را به متصرفات اسلامی بازگردانید و لقب امیر المسلمین گرفت. وی که از طوارق بود شهر مراکش را در کشور مغرب و شهر الجزیره را در الجزایر بنا نهاد.

۱۹۳۱م:«دیانا دورس» بازیگر انگلیسی فیلمهای سینمایی ۲۳ اکتبر ۱۹۳۱ به نام «دیانا فلاک» به دنیا آمد و چهارم مه ۱۹۸۴ از بیماری سرطان درگذشت. وی به اصرار مادرش وارد حرفه نمایش شده بود و زیبایی او کمک کرد که در این حرفه شهرت یابد. خودمانی رفتار کردن او در فیلمها و به زبان عامیانه و گاهی به شوخی حرف زدنش سبب شد که نتواند در هالیوود آمریکا باقی بماند و به انگلستان باز گشت.

تولید کنندگان فیلمهای سینمایی آمریکا در باره او گفته بودند که دیانا کار بازی در فیلم را جدی نمی گیرد و چون در آرزوی جایزه هنری نیست حس رقابت و انگیزه پیشرفت ندارد. ولی کارگردانان انگلیسی خلاف این عقیده را داشتند.

دیانا پس از خودکشی سومین شوهرش دچار اندوهی طولانی شده بود و با این که چند سال با داشتن سرطان به کار هنری ادامه داد نتوانست بیش از ۵۳ سال زندگی کند.

۱۹۱۵م: ۲۳اکتبر ۱۹۱۵ بیش از ۲۵ تا ۳۳ هزار زن آمریکایی که درخواست به دست آوردن حق رای در انتخابات را داستند در خیابانهای نیویورک راهپیمایی کردند و شعار دادند. این، بزرگترین تظاهرات از این دست بشمار می آید. زنان آمریکا بالاخره پس از اصلاح قانون اساسی این کشور در ۱۹۲۰ تحت عنوان اصلاحیه ۱۹ این حق را به دست آورده اند.

۲۰۰۴م:۲۱ اکتبر ۲۰۰۴ و در آستانه انتخابات دوره ای آمریک،ا ائتلاف آمریکائیان مسلمان اعلام کرد که از «جان کری» نامزد احراز مقام ریاست جمهوری از حزب دمکرات حمایت می کند. این ائتلاف مدعی شده بود که صاحب پنج تا هفت میلیون رای است. ائتلاف انجمن های آمریکائیان مسلمان که گفته شده دارای نزدیک به ده میلیون عضو هستند در انتخابات سال ۲۰۰۰ از جورج بوش حمایت کرده بود. سران ائتلاف در مصاحبه مشترک ۲۱ اکتبر خود گفته بودند که از سیاست های جورج بوش که در آن حقوق مدنی و آزادی های مسلمانان به طور کامل رعایت نمی شود و آمریکائیان مسلمان به چشم «تبعه کامل» در نظر نمی آیند خسته شده و رنجش پیدا کرده اند. ظاهرا اشاره آنان به بازداشت انبوه مسلمانان پس از رویدا ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بود و نیز بازرسی بدنی هنگام مسافرت و بررسی دقیق و طولانی پیشینه هنگام درخواست کار و یا پروانه و ....

درهمین روز «پت رابرتسون» مدیر شبکه تلویزیونی مذهبی مسیحی اعلام کرد با این که جورج بوش به توصیه او که به عراق حمله نظامی نکند گوش نکرد، در انتخابات دوم نوامبر ۲۰۰۴ هم از او جانبداری و برای پیروزی اش تبلیغ می کند.

نتیجه انتخابات به سود جورج دبلیو بوش بود.

۱۸۱۷م:«پیر لاروس» دائرة المعارف نویس معروف فرانسه و مولف لاروس ۲۳ اکتبر سال ۱۸۱۷ به دنیا آمد. وفات او در سوم ژانویه سال ۱۸۷۵ اتفاق افتاد.

۱۹۵۸م:کمیته جوایز نوبل ۲۳ اکتبر ۱۹۵۸ بوریس پاسترناک داستان نگار روس (عکس مقابل) را برنده جایزه ادبی آن سال اعلام کرد. داستان «دکتر ژیواگو» اثر پاسترناک را قبلا از شوروی خارج و در اروپا و آمریکا به زبان انگلیسی چاپ و با تامین هزینه ترجمه و انتشار آن از سوی دولتهای معین که با شوروی رقابت داشتند در بسیاری از کشورها از جمله ایران توزیع کرده بودند.

با اعلام نام پاسترناک به عنوان برنده جایزه ادبی آن سال، صدای اعتراض از گوشه و کنار بلند شد که اقدام کمیته داوران، «سیاسی» بوده، نه ادبی و تحت فشار برخی قدرت ها به این اقدام زده است زیرا که همین یک اثر از پاسترناک در خارج از شوروی انتشار یافته و خود او هم درخواست بررسی تسلیم نکرده و حاضر به قبول جایزه هم نشده و داستان او جز انتقاد از یک روش معمول در شوروی از نظر ادبی به مراتب ضعیفتر از سایر آثاری است که به کمیته داده شده بود.

این اعتراض ها راه را برای انتقاد در سالهای بعد هموار ساخت، به گونه ای که در حال حاضر به جوائز ملی و جوائز بعضی بنیادهای دیگر از جمله پولیتزر اهمیت بیشتری داده می شود؛ تا نوبل و سایر کشورها بویژه ملل غیر متعهد زیر فشارند تا به صورت گروهی جوایزی همتراز نوبل بنیادنهند.

۹۲م:«بان کو» مورخ چینی که با کمک پدر و خواهرش تاریخ سلسله منقرض شده «هان» را جمع آوری کرده بود ۲۳ اکتبر سال ۹۲ میلادی در پی یک محاکمه کوتاه اعدام شد.

وی متهم شده بود که با بزرگ کردن بیش از واقع دودمان «هان» خواسته است به طور غیر مستقیم دودمان سلطنتی تازه را بد جلوه دهد و تحقیر کند.

از «بان کو» خواسته شده بود که برای رفع اتهام وارده به خود، کتابی هم در باره پادشاه تازه چین بنویسد که «بان کو» این پیشنهاد را رد کرده و گفته بود که رویدادهای جاری به دلیل مشخص نبودن نتایج نهایی آنها و دشوار بودن کشف علل و انگیزه وقوعشان «تاریخ» محسوب نمی شوند و مورخان آینده باید در باره آنها بنویسند نه مورخان هم عصر. مورخان هم عصر می توانند برای آیندگان یادداشت بگذارند.

این استدلال علمی او نیز از سوی پادشاه حمل بر تنفر «بان کو» از خود شد و دستور محاکمه اش را به اتهام انزجار از حاکمیت و دشمنی و تحقیر آن و سرپیچی از اراده سلطان وقت صادر کرد و پس از صدور حکم، دستور اجرای فوری آن را داد. «بان کو» اعدام شد، ولی «تاریخ سلسله هان» نوشته او باقی مانده و نام وی را زنده نگهداشته است. تاریخ سلسله «هان» نوشته «بان کو» یکی از کاملترین تواریخ عهد باستان است.

۲۰۰۸م:اکتبر ۲۰۰۸ از قتل «والری ایوانف» ناشر «تولیاتی ریویو» پنج سال گذشت. او تنها قربانی اوضاع پس از فروپاشی شوروی و تنها روزنامه نگاری نبود که در شهر صنعتی و مرکز کارخانه های اتومبیلسازی منطقه ولگا به دست مافیای روس کشته شده بود. در شهر تولیاتی که تا مسکو صدها کیلو متر فاصله دارد و به نام دبیر کل پیشین حزب کمونیست ایتالیا تجدید نام شده است از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۲ شش روزنامه نگار جان خود را بر سر افشاگری فساد گذارده بودند ـ فسادی که زاییده ادغام سیاست، کسب و کار، و مافیا در روسیه پس از انحلال شوروی بود. از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳ در روسیه ۱۳ روزنامه نگار منتقد این اوضاع جان خود را از دست دادند. هدف از ترور آنان عمدتا این بود که نه تنها سد راه ادامه فساد نباشند، بلکه روزنامه نگار دیگری پیدا نشود که بنویسد: شماری در روسیه اموال عمومی را که محصول ۷۰ سال سوسیالیسم، و متعلق به همه مردمند دارند غارت می کنند و با ثروتی که به هم زده اند وزیر و وکیل و ... تعیین می کنند و به این وسیله باقی می مانند و مابقی روس ها را بمانند دوران «سرفدم» استثمار می کنند.

سطور بالا خلاصه ای بود از آن چه که ۱۷ اکتبر ۲۰۰۳ بر سر گور «والری ایوانف» به مناسبت یکمین سالگرد قتل وی بیان شد و روزنامه ها از جمله نیویورک تایمز به آن اشاره داشتند.

ولادیمیر پوتین در دور دوم ریاست جمهوری خود تا توانست کوشید که به آن وضعیت پایان دهد و اینک در سمت رئیس دولت و رهبر حزب حاکم به این تلاش ادامه می دهد. فسادزدایی سرلوحه برنامه دولت اوست.

کد خبر: 1115872

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 5 =