به گزارش خبرنگار علم و فناوری ایسکانیوز؛ تصور عمومی این است که اینترنت جهانی از طریق ماهوارهها منتقل میشود، اما واقعیت تقریباً کاملاً برعکس است. واقعیت مهم این است که حدود ۹۵ تا ۹۷ درصد کل ترافیک اینترنت جهان — شامل تماسهای صوتی، ویدئوها، تراکنشهای مالی، دادههای ابری، ارتباطات نظامی و مکاتبات دیپلماتیک — از طریق کابلهای فیبر نوری زیرآبی در کف اقیانوس منتقل میشود. سهم ماهوارهها کمتر از سه درصد است و تأخیر بسیار بیشتری دارند.
حدود ۶۰۰ کابل زیردریایی به طول ۱/۵ میلیون کیلومتر در کف اقیانوسها گسترده شدهاند. برخلاف زیرساختهای نظامی مستحکم، این کابلها رشتههایی دقیق از شیشه و فولاد هستند که ضخامتشان از یک شلنگ باغچه بیشتر نیست و در مسیرهایی قرار گرفتهاند که برای کارایی بهینه طراحی شدهاند، نه بقاپذیری.

این تصویر یک نقشه جهانی از کابلهای زیردریایی اینترنت است؛ همان زیرساختی که ستون فقرات اینترنت جهانی را تشکیل میدهد. در تصویر بالا اول از همه، خطوط رنگی که در اقیانوسها میبینی، مسیر کابلهای فیبر نوری هستند که قارهها را به هم وصل میکنند. این کابلها تقریباً ۹۹ درصد از ترافیک اینترنت جهان را جابهجا میکنند—برخلاف تصور رایج که فکر میکنیم اینترنت بیشتر وابسته به ماهوارههاست.
نقاط سفید روی نقشه، محلهای اتصال این کابلها به خشکی هستند. این نقاط معمولاً در سواحل کشورها قرار دارند و نقش گلوگاههای حیاتی را بازی میکنند و اگر یکی از این نقاط آسیب ببیند، اتصال یک منطقه کامل میتواند مختل شود.
چند الگوی مهم در این نقشه:
- تراکم بالا در اروپا و شرق آمریکا: این نشان میدهد که این مناطق هابهای اصلی اینترنت جهانی هستند.
- اتصال سنگین بین آمریکا و اروپا از طریق اقیانوس اطلس: یکی از حیاتیترین مسیرهای داده در جهان.
- مسیرهای پرتراکم در شرق آسیا (ژاپن، چین، سنگاپور): نشاندهنده نقش حیاتی این منطقه در اقتصاد دیجیتال.
- گلوگاههای ژئوپلیتیک مهم:
- دریای سرخ
- تنگه هرمز
- تنگه مالاکا
این نقاط دقیقاً جاهایی هستند که کابلها مجبورند از مسیرهای باریک عبور کنند—و به همین دلیل بسیار آسیبپذیرند.
نکته مهمی که از این تصویر میشود فهمید این است که اینترنت یک شبکه «ابری» و نامرئی نیست، بلکه یک زیرساخت فیزیکی، شکننده و متمرکز است. اگر در یکی از این مسیرهای کلیدی (مثلاً خلیج فارس یا دریای سرخ) اختلال ایجاد شود، اثرش میتواند به صورت دومینویی به اروپا، آسیا و حتی آمریکا برسد.
نحوه عملکرد کابلهای زیرآبی
کابلهای فیبر نوری زیرآبی مجموعهای از رشتههای شیشهای بسیار نازک (به اندازه موی انسان) هستند که در چندین لایه محافظ قرار گرفتهاند.
- این کابلها با پالسهای نوری لیزری دادهها را منتقل میکنند،
- سرعت انتقال داده تقریباً نزدیک به سرعت نور است،
- هر کابل میتواند صدها ترابیت داده در ثانیه منتقل کند،
- کابلها توسط کشتیهای ویژه در کف دریا نصب میشوند،
- معمولاً در شیارهای کف دریا یا مناطق کمعمق دفن میشوند،
- هر ۱۰۰ کیلومتر «تکرارکننده» (Repeater) برای تقویت سیگنالها نصب میشود.
تا سال ۲۰۲۶، بیش از ۵۷۰ سیستم فعال کابل زیرآبی وجود دارد که مجموعاً بیش از ۱.۴ میلیون کیلومتر از کف اقیانوسها را پوشش میدهند.
نمونههای تاریخی از قطع کابلها و پیامدهای آن
۲۰۰۸ – قطع کابلهای مدیترانهای:
چهار کابل در نزدیکی مصر قطع شد و ۷۰ درصد ترافیک اینترنت بین هند و اروپا مختل شد؛ پهنای باند بینالمللی هند حدود ۶۰ درصد کاهش یافت.
۲۰۲۲ – فوران آتشفشان تونگا:
قطع یک کابل باعث شد این کشور تقریباً پنج هفته کاملاً از اینترنت جهانی جدا شود.
۲۰۲۴ – کابلهای دریای بالتیک:
۲ کابل نزدیک فنلاند و سوئد آسیب دیدند و احتمال دخالت روسیه مطرح شد که باعث آمادهباش ناتو شد.
۲۰۲۴ – کابلهای دریای سرخ:
حملات و بیثباتی در منطقه باعث آسیب به کابلهای AAE-۱، Seacom و EIG شد و حدود ۲۵ درصد ترافیک آسیا–اروپا را مختل کرد؛ این موضوع بر کشورهایی مانند هند نیز اثر گذاشت.
تعمیر کابلها چقدر و چند روز وقت میبرد؟
تعمیر کابلهای زیردریایی نیازمند کشتیهای تخصصی است که باید در محل ثابت بمانند. در جهان تنها ۶۳ کشتی تعمیراتی وجود دارد که از این میان فقط ۲ تا چهار کشتی در خاورمیانه فعال هستند. این کشتیها برای انجام تعمیرات نیاز به مجوز ورود به آبهای سرزمینی دارند و پس از آن، فرایند اعزام، تعمیر و دفن مجدد کابل دستکم ۴۰ روز زمان میبرد و هزینهای بین یک تا سه میلیون دلار دارد. تأخیرهای قابل توجه در تعمیر کابلها در دریای سرخ طی سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ نشان میدهد که این زمان میتواند بسیار طولانیتر نیز شود.
آسیب به کابلها نهتنها موجب اختلال اینترنت در خلیج فارس میشود، بلکه پیامدهای اقتصادی برای کشورهای عربی، اروپایی، آفریقایی و آسیایی متصل به این شبکهها خواهد داشت.
آیا یافتن مسیرهای جایگزین شدنی است؟
طرحهای جدید کابل که ترکیبی از زیرساختهای دریایی و زمینی هستند و از چندین کشور عبور میکنند، ریسک ژئوپلیتیک را از آبهای دریای سرخ به خشکی در کشورهایی مانند عراق، سوریه، اردن و یا اسرائیل منتقل میکنند. کابلهای زمینی دادهها را از مرزهای متعدد عبور میدهند و در نتیجه با مجموعهای از الزامات حقوقی و مقرراتی مانند هزینههای اتصال، الزامات امنیتی و قوانین حاکمیت داده مواجه میشوند. در گذشته، شرکتها برای کاهش هزینه و زمان، ترجیح میدادند از کابلهای زیردریایی استفاده کنند. کابلهای زمینی همچنین هزینه ساخت بالاتر، نیاز به اخذ حق عبور و ریسکهای نگهداری بیشتری دارند.
اینترنت ماهوارهای مدار پایین زمین (LEO) مانند استارلینک سرعتی بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ مگابیت بر ثانیه ارائه میدهد که برای کاربران فردی مناسب است، اما نمیتواند با ظرفیت عظیم کابلهای زیردریایی رقابت کند یا نیازهای مخابراتی یک شهر بزرگ یا صدها مرکز داده را برآورده سازد. کابلهای فیبر نوری حجم بسیار بیشتری از داده را با تأخیر کمتر منتقل میکنند؛ برای مثال، کابل ۲Africa توان انتقال تا ۲۱ ترابیت در ثانیه در هر مسیر را دارد. پس یافتن مسیر جایگزین کابل فیبر نوری کاری بسیار دشوار است.
تنگه هرمز؛ یک گلوگاه در دل گلوگاه
تنگه هرمز — آبراهی باریک که ایران را از شبهجزیره عربستان جدا میکند — مدتهاست در ژئوپلیتیک بهعنوان مهمترین گلوگاه انرژی جهان شناخته میشود. تقریباً ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت و حدود ۲۵ درصد از گاز طبیعی مایع جهان هر روز از این تنگه ۳۳ کیلومتری عبور میکند. اما یک لایه دوم از آسیبپذیری راهبردی وجود دارد که کمتر درباره آن صحبت میشود و در زیر همین آبها پنهان است.
تنگه هرمز نه تنها یک گلوگاه حیاتی انرژی است، بلکه بهطور فزایندهای در حال تبدیل شدن به یک گلوگاه دیجیتال است، به دلیل شبکههای متراکم کابلهای اینترنت زیرآبی که از داخل یا مجاورت آن عبور میکنند. اختلال در این کابلها اکنون بهعنوان یکی از ابزارهای شناختهشده جنگ ترکیبی (Hybrid Warfare) مطرح است.
با تشدید تنشهای ژئوپلیتیک ایران با ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای خلیج فارس از سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶ — شامل پیامدهای جنگ غزه، درگیریهای دریایی با سپاه پاسداران و تهدید به محاصره هرمز — موضوع قطع عمدی در کابلهای زیرآبی از سطح نظری به سطحی عملی و قابل اجرا رسیده است.
درگیری با ایران زیرساختهای فناوری را در معرض تهدیدهای جدید و حادی قرار داده است، اما به غیر از حملات پهپادی ایران به مراکز داده در بحرین و امارات، ایران میتواند باعث قطع کابلهای زیردریایی شود. این در حالی است که امارات متحده عربی، عربستان سعودی، قطر و دیگر کشورهای خلیج فارس سرمایهگذاری در هوش مصنوعی (AI) و خدمات فناوری اطلاعات را مسیری برای ایجاد نیروی کار ماهر و تنوعبخشی به اقتصادهای وابسته به نفت و گاز میدانند. پیش از آغاز جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، این کشورها در حال جذب سرمایه و ایجاد شراکتهای تجاری با شرکتهای فناوری آمریکایی بودند، خدمات دیجیتال پیشرفته ارائه میدادند و قهرمانان ملی فناوری مانند «هیومین»، جی۴۲ و کیوایآی را پرورش میدادند. با این حال، گسترش سودآور این سرمایهگذاریها مستلزم امنیت فیزیکی زیرساختها و همچنین امکان ارائه خدمات هوش مصنوعی و دیگر خدمات دیجیتال به مشتریان خارج از منطقه از طریق کابلهای فیبر نوری زیردریایی است. پس این امر نشان میدهد که تنگه هرمز چقدر برای اینترنت جهانی و بهویژه خاورمیانه مهم است.
در واقع، خلیج فارس، دریای عمان و آبهای اطراف تنگه هرمز میزبان برخی از مهمترین مسیرهای کابلهای زیرآبی جهان هستند که جریان داده جهانی را پشتیبانی میکنند. بهویژه در مسیر آسیا–اروپا این مسیر بزرگترین حجم ترافیک اینترنت بینقارهای در جهان را حمل میکند.
جدول زیر سامانههای اصلی کابل در منطقه تنگه هرمز نشان میدهد:

پس میتوان نتیجه گرفت که یک حمله هماهنگ حتی به سه تا چهار مورد از این کابلها در منطقه خلیج فارس میتواند اختلالی بیسابقه در دادههای جهانی ایجاد کند، آن هم در پرترافیکترین مسیر اینترنتی جهان.

اگر ایران کابلهای اینترنت را قطع کند چه میشود؟
پیامدهای فوری (۲۴ تا ۷۲ ساعت اول)
اگر ایران کابلهای اینترنت را قطع کند موجب قطع یا کندی اینترنت در جنوب آسیا، خاورمیانه، شرق آفریقا و بخشهایی از اروپا بهویژه در خدماتی میشود که به مسیرهای کابل آسیبدیده وابستهاند.
تغییر مسیر خودکار ترافیک توسط ارائهدهندگان اینترنت باعث انتقال دادهها به کابلهای جایگزین میشود، اما این فرآیند چند ساعت زمان میبرد و به طور قابل توجهی تاخیر و از دست رفتن بستههای داده را افزایش میدهد.
کیفیت تماسهای تصویری، برنامههای ابری، استریم آنلاین (OTT) و تماسهای اینترنتی (VoIP) بهشدت افت میکند.
بورسها و سیستمهای معاملات الگوریتمی که به ارتباطات فیبر نوری با تأخیر پایین وابستهاند، دچار اختلالهای میلیثانیهای میشوند که میتواند پیامدهای مالی بزرگی داشته باشد.
مراکز داده در امارات، هند و اروپا که ترافیک چندمنطقهای را مدیریت میکنند، با ازدحام و فشار شدید مواجه خواهند شد.
پیامدهای میانمدت (۱ هفته تا ۳ ماه)
اختلال در خدمات ابری: سرویسهایی مانند خدمات وب آمازون، گوگل کلاد و مایکروسافت آژور به کابلهای نزدیک خلیج فارس وابستهاند؛ در نتیجه، مراکز ابری در هند ممکن است تا حدی از شبکه جهانی جدا شوند.
تأخیر در تراکنشهای مالی: سامانههایی مانند سوئیفت، تسویههای بانکی بینالمللی و پرداختهای فرامرزی کند میشوند و تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار میدهند.
نوسان بازارهای مالی: سهام شرکتهای فناوری، مخابرات و ارائهدهندگان خدمات ابری با افت شدید مواجه میشود، در حالی که قیمت نفت بهدلیل «شوک دوگانه هرمز» افزایش مییابد.
شرکتهای فناوری اطلاعات که به دسترسی لحظهای به دادهها در سطح بینقارهای وابستهاند، با کاهش بهرهوری روبهرو میشوند.
ظرفیت پشتیبان ماهوارهای (مانند استارلینک و VSAT) اشباع میشود — اینترنت ماهوارهای قادر نیست بار عظیم کابلهای جهانی را جبران کند (پهنای باند پایینتر و تأخیر بالاتر، بهویژه برای سیستمهای مالی).
پیامدهای بلندمدت (۳ ماه تا ۵ سال)
در این صورت، تسریع در تنوعبخشی مسیرهای کابل جهانی — سرمایهگذاری در مسیرهای جدید مانند دماغه امید نیک، مسیرهای قطبی (Arctic) و گزینههای اقیانوس آرام افزایش مییابد.
تشدید رقابت ژئوپلیتیکی در حوزه فناوری — آمریکا، چین، هند و اتحادیه اروپا سرمایهگذاری در زیرساخت کابلهای دولتی را افزایش خواهند داد.
افزایش تقاضا برای ماهوارههای مدار پایین زمین (LEO) مانند استارلینک، وانوب و پروژه کویپر آمازون به عنوان پشتیبان راهبردی.
افزایش فشارهای حقوقی بینالمللی برای شناسایی کابلهای زیرآبی بهعنوان زیرساخت حیاتی جهانی تحت چارچوبهای حقوقی مانند UNCLOS و سازمان ملل.
افزایش شدید هزینههای بیمه برای اپراتورهای کابل و شرکتهای مخابراتی که در منطقه خلیج فارس فعالیت دارند.
تأثیر جهانی: چه کسانی بیشترین ضربه را میخورند؟
در صورت اختلال در کابلهای اینترنتی منطقه هرمز، میزان تأثیر بر مناطق مختلف جهان متفاوت، اما گسترده خواهد بود.
هند از جمله آسیبپذیرترین کشورهاست، زیرا بیش از ۷۰ درصد پهنای باند بینالمللی آن از طریق کابلهایی تأمین میشود که از خلیج فارس عبور میکنند؛ بنابراین هرگونه اختلال میتواند بهسرعت ارتباطات این کشور را دچار بحران کند.
کشورهای خلیج فارس مانند امارات، قطر و عربستان نیز در سطحی بحرانی قرار دارند، زیرا علاوه بر میزبانی ایستگاههای فرود کابل، اقتصاد دیجیتال آنها بهشدت به این زیرساختها وابسته است.
در شرق آفریقا نیز وضعیت بحرانی میشود، چراکه بخش عمده اتصال این منطقه به اینترنت جهانی از مسیر دریای سرخ و خلیج فارس تأمین میشود و جایگزینهای محدودی دارد.
در مقابل، جنوبشرق آسیا با سطح تأثیر بالا، اما نه بحرانی مواجه است. این منطقه به کابلهای SEA-ME-WE وابسته است، اما وجود مسیرهای جایگزین از طریق اقیانوس آرام تا حدی فشار را کاهش میدهد.
اروپای غربی نیز با وجود برخورداری از زیرساختهای پیشرفته، بهدلیل وابستگی شدید به مسیرهای دادهای آسیا–اروپا، در صورت اختلال در این مسیرها با تأثیر قابل توجهی مواجه خواهد شد.
ایالات متحده تأثیر متوسطی را تجربه خواهد کرد، زیرا وابستگی مستقیم کمتری به این مسیرها دارد و میتواند بخشی از ترافیک را از طریق کابلهای اقیانوس آرام جبران کند.
چین نیز در سطحی مشابه قرار دارد؛ این کشور علاوه بر مسیرهای متعدد در اقیانوس آرام، از پروژههای جایگزین مانند طرح «کمربند و جاده» برای تنوعبخشی به مسیرهای ارتباطی خود بهره میبرد.
در نهایت، بازارهای مالی جهانی از جمله حساسترین بخشها هستند و در سطحی بحرانی قرار میگیرند، زیرا سیستمهایی مانند معاملات پرسرعت، شبکه سوئیفت و بازار ارز به ارتباطات بسیار سریع وابستهاند و حتی اختلالهای میلیثانیهای میتواند پیامدهای مالی گستردهای ایجاد کند.
سناریوی «شوک دوگانه»
اختلال عمدی در این منطقه یک شوک دوگانه ایجاد خواهد کرد:
افزایش شدید قیمت نفت (بحران انرژی)
اختلال در زیرساخت اینترنت (بحران دیجیتال)
این سناریو یکی از بدترین حالتها برای ثبات اقتصاد جهانی محسوب میشود و به عنوان یک ابزار نامتقارن بسیار قدرتمند شناخته میشود.
تأثیر اقتصادی: زمانی که بحران دیجیتال و انرژی به هم میرسند
پیامدهای اقتصادی اختلال در کابلهای اینترنتی هرمز را نمیتوان جدا از شوک همزمان انرژی تحلیل کرد.
افزایش قیمت نفت (نفت برنت احتمالاً در محدوده ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلار در هر بشکه) در کنار اختلال اینترنت، شوکهای همزمان تورمی و رکودی در بازارهای جهانی ایجاد میکند.
سهام شرکتهای فناوری بزرگ (مانند اپل، متا، گوگل و مایکروسافت) بهشدت کاهش مییابد، زیرا مدلهای درآمدی آنها به زیرساخت اینترنت جهانی وابسته است.
شرکتهای مخابراتی که در حوزه کابلهای زیردریایی فعالیت دارند (مانند سافتبانک، تاتا کامیونیکیشنز و BSNL) با بحرانهای عملیاتی و نظارتی مواجه میشوند.
شرکتهای بیمه که این زیرساختها را پوشش میدهند نیز با ریسکهای مالی سنگین روبهرو خواهند شد.
مدلهای تاریخی نشان میدهد که قطع کامل کابلهای آسیا–اروپا برای مدت ۳۰ روز میتواند روزانه بین ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلار به اقتصاد جهانی خسارت وارد کند؛ این خسارت ناشی از کاهش بهرهوری، تأخیر در تراکنشها و ناکارآمدیهای گسترده است.
کشورهای در حال توسعه که وابستگی بیشتری به این مسیرها دارند — مانند هند، پاکستان، بنگلادش، کنیا و اتیوپی — آسیبهای اقتصادی بلندمدتتری را تجربه خواهند کرد.
بعد نظامی و امنیت سایبری
هدف قرار دادن کابلهای زیردریایی یکی از ابزارهای کلاسیک جنگ ترکیبی است؛ اقداماتی که پایینتر از سطح جنگ مستقیم قرار میگیرند اما میتوانند خسارات راهبردی نامتناسبی ایجاد کنند.
نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از نظر فنی توانایی انجام چنین عملیاتی را دارد — از جمله استفاده از زیردریاییها، وسایل هدایتپذیر از راه دور و غواصان نظامی برای قطع یا آسیبزدن به کابلها در خلیج فارس.
اختلال فیزیکی در کابلها، پنجرههایی از آسیبپذیری سایبری ایجاد میکند. تغییر مسیر ترافیک به مسیرهای جایگزین که امنیت کمتری دارند، امکان شنود یا دستکاری دادهها را افزایش میدهد.
بازیگران دولتی میتوانند از این شرایط برای جاسوسی، تزریق بدافزار یا اختلال در سیستمهای مالی استفاده کنند.
همچنین حمله به زیرساختهای حیاتی مانند شبکه برق، سیستمهای آب و بیمارستانها در چنین شرایطی آسانتر میشود، زیرا سیستمهای کنترلی (SCADA) دسترسی پایدار خود را از دست میدهند.
انتهای پیام/
نظر شما