«امید فضا»؛ روایت یک جسارت در صنعت فضایی ایران / ایران به زودی منظومه‌ای از ۲۰۰ ماهواره به فضا پرتاب می‌کند

امسال سه ماهواره ایرانی با موفقیت به فضا پرتاب شد. یکی از آنها نسخه ارتقایافته «کوثر» است که توسط یک شرکت دانش‌بنیان ساخته شده است. شرکت «امید فضا» با تکیه بر تجربه ۲۰ ساله در صنعت فضایی، از یک تیم کوچک آغاز شد و امروز با سه پرتاب فضایی، برنامه ساخت نسل‌های جدید ماهواره و هدف‌گذاری برای منظومه ۲۰۰تایی، به یکی از جدی‌ترین بازیگران بخش خصوصی فضا در ایران تبدیل شده است.

به گزارش خبرنگار علم و فناوری ایسکانیوز؛ شرکت خصوصی «امید فضا» در آذر ۱۳۹۸ با هدف ورود جدی بخش خصوصی به صنعت فضایی ایران تأسیس شد؛ شرکتی که از دل تجربه‌های ۲ دهه فعالیت حرفه‌ای بنیانگذارش در پروژه‌های فضایی کشور شکل گرفت. بنیانگذار و مدیرعامل شرکت، دکتر حسین شهرابی فراهانی، تحصیلات خود را در رشته‌های مهندسی هوافضا و مهندسی مکانیک در دانشگاه تهران و دانشگاه صنعتی امیرکبیر گذرانده و مدرک دکتری خود را از دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات دریافت کرده است. او پیش از تأسیس این شرکت، سال‌ها در صنعت فضایی کشور فعالیت داشته و تجربه مدیریت پروژه‌های فضایی را در کارنامه دارد.

ایده تأسیس «امید فضا» از جایی آغاز شد که شهرابی با رصد تحولات جهانی صنعت فضا دریافت مدل سنتی، دولتی و پرهزینه در حال جایگزینی با شرکت‌های دانش‌بنیان چابک و کم‌هزینه است؛ مدلی که در آن ماهواره‌های کوچک و استاندارد شده، هزینه توسعه و پرتاب را کاهش داده‌اند و امکان منظومه‌سازی را فراهم کرده‌اند. او پس از خروج از ساختار دولتی، تصمیم گرفت با تکیه بر تجربه فنی خود و جذب نیروهای جوان، یک شرکت خصوصی فضایی راه‌اندازی کند؛ حرکتی که در ابتدا با حداقل امکانات، بدون دفتر کار ثابت و با یک تیم کوچک آغاز شد.

این شرکت تاکنون سه ماهواره را به فضا پرتاب کرده است:

کوثر ۱ (سنجشی)،

هدهد ۱ (مخابراتی)،

و کوثر ۱/۵ (ترکیبی سنجشی–مخابراتی).

کوثر ۱ نخستین تجربه پرتاب این شرکت بود که هرچند به مرحله عملیاتی کامل تصویربرداری نرسید، اما بخش عمده مسیر فنی را طی کرد. پس از آن، نسخه ارتقا یافته «کوثر ۱/۵» ساخته و پرتاب شد که هم‌اکنون در مدار قرار دارد و در مرحله به‌دست‌گیری و تکمیل فرآیند عملیاتی‌سازی است.

امسال سه ماهواره ایرانی با موفقیت به فضا پرتاب شدند که یکی از آنها نسخه ارتقا یافته «کوثر» شرکت امید فضا بود. این پرتاب در ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ (۷ دی ۱۴۰۴) انجام شد و سه ماهواره شامل ظفر‑۲، پایا (Tolou‑3) و کوثر  ۱٫۵ از پایگاه فضایی وستوچنی روسیه با موشک سایوز‑۲.۱بی به مدار نزدیک زمین (LEO) منتقل شدند.

برنامه سال آینده شرکت شامل پرتاب ۲ ماهواره نسل جدید «کوثر ۱/۶» است که در مدار حدود ۵۰۰ کیلومتری زمین قرار خواهند گرفت. در کنار آن، پروژه پیشرفته‌تر «کوثر ۱/۷» نیز در دست طراحی است که نسبت به نسخه ۱/۶ دقت تصویربرداری تقریباً ۲ برابر خواهد داشت و توانایی انتقال مداری نیز برای آن پیش‌بینی شده است.

هدف نهایی «امید فضا» ایجاد یک منظومه ماهواره‌ای متشکل از ۲۰۰ ماهواره سنجشی و مخابراتی در مدار پایین زمین است؛ منظومه‌ای که بتواند پوشش تصویربرداری روزانه از سطح زمین و خدمات مخابراتی باند باریک برخط ارائه دهد.

در ادامه مصاحبه ما را با دکتر حسین شهرابی فراهانی، مدیرعامل این شرکت می‌خوانید:

چه شد که به فکر پرتاب ماهواره افتادید؟ ایده تاسیس شرکت امید فضا از کجا آمده است؟

حدود ۲۰ سال در شرکت صاایران و در حوزه فضا فعالیت کرده بودم و در سال‌های پایانی حضورم در صنعت، در گفت‌وگوهایی که با همکاران داشتم به این جمع‌بندی رسیدم که جهان در حال تجربه یک تغییر جدی در مدل توسعه فضایی است. صنعت فضا دیگر صرفاً در اختیار دولت‌ها نبود و شرکت‌های دانش‌بنیان و خصوصی به بازیگران اصلی تبدیل می‌شدند. برایم روشن بود که اگر ما هم به این سمت حرکت نکنیم، خیلی زود از رقابت عقب می‌مانیم و حتی دستاوردهای فعلی کشور هم ممکن است فرسوده شود.

دوست داشتم جمعی از متخصصان این حوزه کنار هم قرار بگیرند و یک شرکت خصوصی فضایی راه‌اندازی کنند. افراد توانمند زیادی را می‌شناختم و بارها آنها را تشویق کردم که وارد این مسیر شوند، اما واقعیت این بود که جسارت پذیرش چنین ریسکی را در کمتر کسی می‌دیدم. آن زمان در شرکت صاایران مشغول به کار بودم و تمایل داشتم تجربه ۲ دهه فعالیت حرفه‌ای‌ام را در قالب یک حرکت جدید به کار بگیرم. مسیر پیش‌رو اما ساده نبود؛ یا باید ساختاری خصولتی شکل می‌گرفت که مطلوب ما نبود، یا باید یک شرکت کاملاً خصوصی تأسیس می‌شد که به معنای قطع حقوق ثابت و پذیرش ریسک کامل بود.

در مقطعی که با دکتر منطقی در معاونت علمی صحبت می‌کردم، توصیه‌شان این بود که در همان مجموعه بمانم و از دیگران حمایت کنم. تا زمانی که در آن سازمان بودم همین کار را انجام دادم، اما بعد از خروج از مجموعه، تصمیم گرفتم ایده تأسیس شرکت فضایی را جدی‌تر دنبال کنم.

مبنای اولیه برنامه‌ریزی کسب‌وکار ما، ایجاد یک منظومه مخابراتی بود و اساس آن هم جذب سرمایه‌گذار تعریف شده بود. حدود یک سال، به ‌همراه یکی از همکارانم در منزل کار می‌کردیم و تمرکز اصلی‌مان تهیه یک بیزینس‌پلن اقتصادی دقیق بود تا بتوانیم سرمایه‌گذاران را قانع کنیم. با افراد زیادی مذاکره کردیم، اما هرچه جلوتر می‌رفتیم، کار سخت‌تر می‌شد. صحبت از پرتاب تعداد زیادی ماهواره و هزینه‌های بالا بود و برای سرمایه‌گذاران، باورپذیری چنین پروژه‌ای دشوار به نظر می‌رسید. حتی در مقطعی حدود ۱۵ نفر از بستگان متمول را گرد هم آوردم تا مشارکت کنند، اما آن مسیر هم به نتیجه نرسید.

اوایل سال ۱۳۹۸، در حالی که همچنان به دنبال سرمایه‌گذار بودم، چند دانشجوی دانشگاه امیرکبیر که پیش‌تر مرا به انجمن علمی دعوت کرده بودند با من تماس گرفتند. آنها را در جریان برنامه‌هایم گذاشتم و ابتدا سه نفر و بعداً پنج نفرشان همکاری را آغاز کردند. به این ترتیب یک هسته اولیه و حداقلی شکل گرفت.

هم‌زمان، به چند شرکتی که در دوران حضورم در صاایران به‌عنوان پیمانکار با آنها همکاری داشتم پیشنهاد دادم به‌ صورت کنسرسیوم وارد کار شویم و به شکل مشترک یک ماهواره بسازیم. هدفم این بود که هم پروژه باورپذیرتر شود و هم سرمایه‌گذاری و ریسک بین چند مجموعه تقسیم شود. تابستان ۱۳۹۸ با سه شرکت دیگر کنسرسیومی تشکیل دادیم و ساخت ماهواره «کوثر ۱» را آغاز کردیم. در همان دوره، سازمان فضایی کشور نیز مناقصه‌هایی برگزار کرد تا بخش خصوصی را فعال‌تر کند و ما هم در آنها شرکت کردیم.

در تفاهم‌نامه‌ای که امضا کردیم قید شده بود اگر در مناقصه برنده شویم، سود آن صرف ساخت کوثر شود؛ هرچند بعداً تصمیم گرفتیم ۱۵ درصد آن را بین اعضا تقسیم کنیم. با این حال، خودم با توجه به تجربه‌ای که داشتم احتمال برنده شدن را چندان بالا نمی‌دانستم و تأکید کردم صرف‌نظر از نتیجه مناقصه، طراحی و ساخت ماهواره را آغاز کنیم و از هر منبع ممکن — سرمایه‌گذار، سود احتمالی یا حتی منابع شخصی — ادامه دهیم. در نهایت هم در هیچ ‌یک از مناقصه‌ها برنده نشدیم و سرمایه‌گذاری هم جذب نشد، اما کار طراحی را متوقف نکردیم.

برای سه شرکت دیگر، این همکاری فشار زیادی ایجاد نمی‌کرد؛ چون وظایف به ‌گونه‌ای تقسیم شده بود که در کنار فعالیت‌های جاری‌شان بخشی را به پروژه اختصاص می‌دادند. اما برای ما که شرکت نوپایی بودیم، مسیر دشوارتری بود. البته مزیت این همکاری آن بود که برخی قطعات موردنیاز از قبل در اختیار آنها بود و همچنین نیروی انسانی متخصص داشتند که در کنار پروژه‌های خودشان، روی طراحی کوثر هم کار می‌کردند.

در میانه راه، از میان چهار عضو کنسرسیوم، دو شرکت به‌دلیل انجام ندادن تعهداتشان کنار گذاشته شدند. هر بخشی که بدون متولی می‌ماند، تیم کوچک «امید فضا» مسئولیتش را بر عهده می‌گرفت.

در همین مقطع، ارتباط‌هایی با معاونت علمی ریاست‌جمهوری برقرار کردیم. آن زمان معاونت علمی به‌دنبال ایجاد شتاب‌دهنده‌هایی در حوزه فناوری‌های پیشرفته بود که هم سخت‌افزار و هم نرم‌افزار را پوشش دهند. ما پیشنهادی ارائه کردیم و خوشبختانه طرح‌مان پذیرفته شد. از محل تسهیلات شتاب‌دهی توانستیم فضای کاری اجاره کنیم و چند نیروی جدید جذب کنیم؛ اتفاقی که عملاً نقطه تثبیت و شکل‌گیری جدی شرکت «امید فضا» بود.

چرا در ابتدای مسیر سراغ ماهواره‌های مکعبی رفتید و چرا از ایده منظومه مخابراتی به ماهواره تصویربرداری رسیدید؟

وقتی روندهای جهانی صنعت فضا را بررسی می‌کردیم، به این نتیجه رسیدیم که این حوزه دیگر آن صنعت پیچیده، فوق‌گران و صرفاً دولتی گذشته نیست. در دنیا یک رویکرد ساده‌تر و کم‌هزینه‌تر شکل گرفته بود که استاندارد مشخصی هم داشت: ماهواره‌های مکعبی. این ایده ابتدا در دانشگاه‌ها مطرح شد، اما خیلی زود وارد صنعت شد و شرکت‌های خصوصی با استانداردهای ساده‌تر شروع به ساخت و پرتاب آنها کردند و نتایج قابل قبولی هم گرفتند.

البته موضوع صرفاً «مکعبی بودن» نبود؛ اصل ماجرا بازنگری در سختگیری‌های سنتی بود. مثلاً آژانس فضایی اروپا بسیاری از الزامات محافظه‌کارانه قدیمی را بازبینی کرده و بخش قابل توجهی از آنها را حذف کرده بود و نشان داده بود که می‌توان با رویکردی ساده‌تر هم به نتیجه رسید. این نگاه برای ما الهام‌بخش بود.

از طرفی ما یک شرکت نوپا با منابع محدود بودیم و عملاً امکان ورود به پروژه‌های بزرگ و پرهزینه را نداشتیم. بنابراین ماهواره مکعبی را به ‌عنوان الگو انتخاب کردیم. با توجه به اینکه شرکت‌های عضو کنسرسیوم‌مان پیش‌تر پیمانکار صاایران بودند، تلاش کردیم تا حد امکان از قطعات و توان موجود آنها استفاده کنیم و همه‌چیز را از صفر نسازیم. در نهایت ماهواره‌ای شکل گرفت که از نظر ابعاد کمی بزرگ‌تر از نمونه‌های رایج بود، اما استانداردهای ماهواره‌های مکعبی را داشت.

حدود ۲ سال بعد، قطعات اصلی ماهواره آماده شده بود و تجهیزات آزمون را هم خودمان طراحی و ساخته بودیم. از مسئولان و فعالان حوزه دعوت کردیم تا از نزدیک کار را ببینند. بسیاری از آنها شگفت‌زده بودند، چون می‌دیدند یک شرکت خصوصی توانسته به سطحی از توانمندی برسد که پیش‌تر در انحصار مجموعه‌های دولتی تصور می‌شد.

در ابتدا از نظر کسب‌وکاری، تمرکز ما روی ماهواره مخابراتی بود، چون مدل درآمدی آن جذاب‌تر و پایدارتر به نظر می‌رسید. اما اجرای یک پروژه مخابراتی نیازمند ساخت و پرتاب همزمان چند ماهواره در مدار پایین زمین بود و بدون سرمایه‌گذار این کار ممکن نبود. وقتی نتوانستیم سرمایه جذب کنیم، راهبرد را تغییر دادیم و به سراغ ماهواره تصویربرداری رفتیم؛ چون برای آغاز کار، پرتاب یک ماهواره هم می‌توانست ما را وارد بازار کند.

چرا به سراغ مشتریان خارجی رفتید؟

ما از ابتدا این نگرانی را داشتیم که اگر بخواهیم مستقیماً وارد بازار داخلی شویم، درگیر رقابت‌های ناخواسته شویم. احساس می‌کردیم برخی مجموعه‌های دولتی تمایل ندارند بخش خصوصی در صنعت ماهواره به رقیب جدی تبدیل شود. این یک واقعیت ساختاری بود؛ در بسیاری از صنایع، بازیگران دولتی به‌راحتی پذیرای رقیب خصوصی نیستند.

به همین دلیل تصمیم گرفتیم ابتدا بازار خارجی را بررسی کنیم. با پیشنهاد یکی از دوستان در وزارت خارجه، وارد مذاکره با چند کشور آفریقایی شدیم. این مذاکرات از نظر فنی برای ما بسیار ارزشمند بود، حتی اگر به قرارداد منتهی نشد. در همین گفت‌وگوها بود که مأموریت ماهواره کوثر دقیق‌تر تعریف شد.

کشورهای طرف مذاکره عمدتاً برای پایش مزارع کشاورزی به تصاویر ماهواره‌ای نیاز داشتند. از دل همین نیازها بود که به عددی در حدود ۳٫۴۵ متر برای رزولوشن رسیدیم. ترکیب دوربین‌ها و طراحی اپتیکی ماهواره نیز بر همین اساس شکل گرفت. در واقع می‌توان گفت بخش مهمی از مشخصات فنی کوثر، محصول مذاکرات بازار بود، نه صرفاً یک تصمیم آزمایشگاهی.

در نهایت، این مذاکرات به نتیجه نرسید، اما تجربه مهمی برای ما بود. پس از آن دوباره به سراغ بازار داخلی رفتیم. به سازمان فضایی کشور و چند نهاد دیگر نامه زدیم و توانمندی‌هایمان را به‌صورت مستند ارائه کردیم. این فرآیند بیش از دو سال طول کشید.

در ابتدا اعلام شد که امکان عقد قرارداد حمایتی وجود ندارد و فقط می‌توان قرارداد «خرید خدمت» بست. از نگاه آنها، چون این اولین کار ما بود و ریسک بالایی داشت و جنبه تحقیقاتی پررنگی داشت، منطقی‌تر این بود که قرارداد تحقیقاتی منعقد شود. اما ما به‌دنبال قرارداد خرید خدمت بودیم؛ یعنی تحویل تصویر در مدار مشخص.

در سال ۱۴۰۱ که سال «دانش‌بنیان» نام‌گذاری شد، نامه‌ای مفصل تهیه کردیم و تمام اقدامات، مکاتبات و پاسخ‌های مثبت و منفی را در قالب جدول مستندسازی کردیم و برای دفتر مقام معظم رهبری ارسال کردیم. روی آن نامه دستور بررسی برای چند نهاد از جمله معاونت علمی صادر شد و همین موضوع باعث شد پرونده ما جدی‌تر پیگیری شود.

در دولت جدید و با پیگیری‌های انجام‌شده، نهایتاً توانستیم با سازمان فضایی قرارداد امضا کنیم. این قرارداد ویژگی خاصی داشت و بعدها به‌ عنوان یکی از پرریسک‌ترین قراردادهای فضایی کشور شناخته شد. ما متعهد شدیم ماهواره را سالم در مدار مشخص قرار دهیم و تصویر با رزولوشن تعیین‌ شده تحویل دهیم. اگر رزولوشن کمتر از مقدار توافق‌ شده بود، به ازای هر نیم متر کاهش، درصدی از مبلغ قرارداد کم می‌شد و حتی ممکن بود کل مبلغ به صفر برسد. بابت پیش‌پرداخت هم ضمانت‌نامه ارائه دادیم.

در واقع مسئولیت موفقیت پرتابگر هم عملاً بر عهده ما بود. اگر پرتاب شکست می‌خورد، چون تعهد ما «تحویل خدمت در مدار» بود، باز هم ما مسئول محسوب می‌شدیم. این مدل قرارداد حتی در پروژه‌های دولتی هم سابقه نداشت.

با وجود چنین شرایط سختی، چطور با اطمینان قرارداد را امضا کردید؟

اعتماد به نفس من ریشه در سال‌ها تجربه مستقیم در طراحی و ساخت ماهواره داشت. پیش از تأسیس شرکت، در پروژه‌های مختلف فضایی حضور داشتم و از نزدیک با پیچیدگی‌ها، ریسک‌ها و نقاط شکست این صنعت آشنا بودم. می‌دانستم این مسیر ساده نیست، اما از نظر فنی شدنی است. همین تجربه باعث می‌شد وقتی به توان تیم نگاه می‌کنم، با وجود همه محدودیت‌ها، باور داشته باشم که می‌توانیم کار را به سرانجام برسانیم. در کنار آن، همیشه توکلم به خدا بود و این ترکیبِ تجربه و باور، به من آرامش تصمیم‌گیری می‌داد.

واقعیت این است که در آن مقطع حتی برخی همکارانی که پیش‌تر با ما کار کرده بودند، چندان مطمئن نبودند که بتوانیم تا مرحله پرتاب پیش برویم. تردید طبیعی بود؛ یک شرکت خصوصی نوپا، با منابع محدود، قرار بود ماهواره‌ای بسازد که نه‌تنها به مدار برسد، بلکه طبق قرارداد، تصویر با مشخصات دقیق تحویل دهد. اما ما تصمیم گرفته بودیم وارد این مسیر شویم و تا انتها بایستیم.

با توجه به شرایط سخت قرارداد، یک نکته برایمان کاملاً روشن بود: حق نداشتیم ریسک پرتابگر را دست‌کم بگیریم. تعهد ما صرفاً «ساخت ماهواره» نبود؛ ما متعهد شده بودیم خدمت را در مدار تحویل دهیم، یعنی تصویر با رزولوشن مشخص ارائه کنیم. بنابراین اگر پرتابگر دچار شکست می‌شد و ماهواره به مدار نمی‌رسید، از نظر قراردادی همچنان ما مسئول بودیم. به همین دلیل به این جمع‌بندی رسیدیم که انتخاب پرتابگر باید با بالاترین سطح اطمینان فنی ممکن انجام شود و نمی‌توان صرفاً به گزینه‌ای با فناوری پایین یا سابقه نامطمئن اتکا کرد.

در واقع، قرارداد ما اولین نمونه‌ای بود که مسئولیت موفقیت پرتاب نیز عملاً بر عهده شرکت سازنده ماهواره قرار می‌گرفت. حتی در قراردادهای متعارف شرکت‌های دولتی چنین مدلی وجود نداشت. معمولاً قراردادها مبتنی بر «تحویل ماهواره» هستند و مسئولیت پرتاب بر عهده کارفرما یا سازمان فضایی است. اما در قرارداد ما، مرزی میان این ۲ وجود نداشت؛ ما باید نتیجه نهایی را تحویل می‌دادیم. به بیان ساده، وضعیت ما صفر و یک بود؛ یا خدمت کامل تحویل می‌شد یا عملاً دستاورد مالی قرارداد از بین می‌رفت.

پرتاب سال گذشته ماهواره «کوثر ۱» هرچند به مرحله نهایی تصویربرداری منجر نشد، اما از نظر فنی یک جهش بزرگ برای ما بود. اگر بخواهم دقیق بگویم، حدود ۷۰ درصد مسیر را جلو بردیم. زیرسیستم‌ها در مدار فعال شدند، بسیاری از عملکردها تأیید شد و تجربه عملیاتی بسیار ارزشمندی به دست آوردیم. آن ۳۰ درصد پایانی که مربوط به دستیابی کامل به مأموریت تصویربرداری بود، تحقق پیدا نکرد، اما تجربه‌ای که از همان پرتاب به دست آمد، سرمایه‌ای بود که با هیچ شبیه‌سازی زمینی قابل جایگزین نبود.

به همین دلیل تصمیم گرفتیم منتظر قرارداد جدید نمانیم. بدون آنکه تعهد قبلی پایان یافته باشد، و با همان مسئولیت قبلی، بلافاصله کار روی نسخه ارتقایافته «کوثر ۱/۵» را آغاز کردیم. هدف این بود که بر مبنای تجربه عملی کوثر ۱، نقاط ضعف را برطرف کنیم و مأموریت را کامل کنیم. برای ما این پروژه صرفاً یک قرارداد نبود؛ مسیری بود که باید تا رسیدن به نتیجه نهایی ادامه پیدا می‌کرد.

با چالش پرتابگر چطور مواجه شدید و راهکارتان چه بود؟

از همان ابتدا می‌دانستیم که اگر قرار است طبق قراردادی که امضا کرده‌ایم مسئولیت تحویل خدمت در مدار را بپذیریم، مسئله پرتابگر برای ما یک موضوع حاشیه‌ای نیست، بلکه قلب ریسک پروژه است. به همین دلیل تصمیم گرفتیم تا جای ممکن به سراغ یک قرارداد بین‌المللی برویم. این تصمیم ۲ دلیل داشت: نخست افزایش ضریب اطمینان فنی و دوم این باور که بازار یک شرکت فضایی الزاماً نباید محدود به داخل کشور باشد.

البته این مسیر در شرایطی طی شد که کشور تحت تحریم بود و موضوع هم پرتاب ماهواره بود؛ یعنی پروژه‌ای که نمی‌توان آن را با پنهان‌کاری پیش برد. برخلاف برخی حوزه‌ها که شاید بتوان با واسطه یا روش‌های غیرمستقیم کار کرد، پرتاب ماهواره یک رویداد علنی و ثبت‌ شده است و امکان دور زدن تحریم به شکل مخفیانه عملاً وجود ندارد. بنابراین از ابتدا تصمیم گرفتیم مسیر را شفاف، رسمی و بین‌المللی جلو ببریم.

با وجود همه محدودیت‌ها، موفق شدیم برای نخستین‌بار در کشور، به‌ عنوان یک شرکت خصوصی، با یک پرتابگر خارجی قرارداد ببندیم و ماهواره‌ای را که خودمان ساخته بودیم، با مسئولیت خودمان به فضا بفرستیم. تا پیش از آن، یا کل فرآیند — از طراحی و ساخت تا پرتاب — توسط یک شرکت خارجی انجام می‌شد، یا همه مراحل در داخل کشور پیش می‌رفت. اما اینکه یک شرکت ایرانی ماهواره را بسازد و خودش به‌ صورت مستقیم و قراردادی با پرتابگر خارجی همکاری کند، سابقه نداشت. ما در واقع این تابو را شکستیم و نشان دادیم که یک شرکت خصوصی ایرانی می‌تواند با تشخیص و مسئولیت خود، وارد همکاری بین‌المللی در سطح پرتاب شود.

سال گذشته توانستیم ماهواره «کوثر ۱» را با پرتابگر «سایوز» به فضا بفرستیم. سایوز خانواده‌ای از موشک‌های ماهواره‌بر روسی است که از دهه ۱۹۶۰ تاکنون فعال بوده و با بیش از هزار و ۹۰۰ پرواز، یکی از پرکاربردترین پرتابگرهای تاریخ به شمار می‌رود. برای کوثر ۱/۵ و مأموریت‌های بعدی نیز از همین خانواده پرتابگر استفاده کردیم، زیرا سابقه عملیاتی و قابلیت اطمینان آن برای ما اهمیت اساسی داشت.

یادم هست در نخستین نمایشگاهی که شرکت کردیم و مقام معظم رهبری از آن بازدید داشتند، وزیر ارتباطات وقت به من توصیه کرد که اشاره نکنم قصد داریم ماهواره‌مان را با پرتابگر خارجی پرتاب کنیم. اما من عمداً این موضوع را در گزارش مطرح کردم. نگاه ما این بود که این اقدام یک عقب‌گرد نیست، بلکه یک پیشرفت ساختاری است؛ یعنی تفکیک مسئولیت ساخت ماهواره از پرتاب و افزایش احتمال موفقیت هر دو بخش. واکنش ایشان هم کاملاً مثبت و همراه با استقبال بود.

اگر به سابقه ۲۰ ساله صنعت فضایی کشور نگاه کنیم، در بسیاری از موارد عملکرد نهایی مأموریت‌ها وابسته به موفقیت همزمان ماهواره و پرتابگر بوده است. در برخی دوره‌ها، از هر پنج پرتاب شاید یک مأموریت به نتیجه کامل می‌رسید. این وضعیت باعث می‌شد توسعه فناوری ماهواره عملاً با یک‌پنجم سرعت ممکن پیش برود. ما تلاش کردیم این ۲ مؤلفه را از هم تفکیک کنیم تا ضعف یکی، کل زنجیره را متوقف نکند.

ماهواره کوثر ۱/۵ اکنون در چه وضعیتی قرار دارد؟

براساس آخرین داده‌هایی که داریم، روند اجرای فهرست کنترل (چک‌لیست عملیاتی) کوثر ۱/۵ از ۵۷ درصد عبور کرده است و در مرحله «به‌دست‌گیری» ماهواره قرار داریم. این مرحله زمان مشخص و قطعی ندارد؛ گاهی ممکن است چند هفته طول بکشد و در برخی مأموریت‌ها حتی ۶ ماه زمان می‌برد. در این فاز، داده‌های سلامت (تله‌متری) به‌ صورت پیوسته به زمین مخابره می‌شود و تیم زمینی به‌تدریج زیرسیستم‌ها را فعال، ارزیابی و کالیبره می‌کند.

برای ملموس‌تر شدن موضوع می‌توان به تجربه ماهواره «خیام» اشاره کرد؛ ماهواره‌ای سنجش‌ از دور که به سفارش سازمان فضایی ایران توسط یک شرکت روسی ساخته و با سایوز از پایگاه بایکونور پرتاب شد. مرحله به‌دست‌گیری خیام حدود ۶ ماه طول کشید و حتی در این مدت چند بار نرم‌افزار کنترل وضعیت آن از زمین به‌روزرسانی و به‌طور اساسی اصلاح شد. بسیاری از حسگرها باید در محیط واقعی فضا کالیبره شوند و گاهی لازم است تنظیمات کنترلی تغییر کند. حتی ممکن است قطعه‌ای از کار بیفتد و از قطعه یدکی تعبیه‌شده در داخل ماهواره استفاده شود.

در مورد کوثر ۱/۵، خوشبختانه ماهواره سالم در مدار در حال گردش است و ارتباط مخابراتی برقرار است. هنوز تصویری مخابره نشده، زیرا در حال تکمیل فرآیند جهت‌دهی دقیق ماهواره به سمت زمین هستیم. جهت‌دهی انجام شده، اما هنوز به دقت مورد نظر نرسیده‌ایم. به محض رسیدن به دقت پایدار، فرآیند تصویربرداری آغاز خواهد شد.

در پرتاب کوثر ۱/۵ چه نگرانی‌هایی داشتید؟

اولین نگرانی ما در پروژه کوثر ۱/۵ مربوط به مرحله جدایش ماهواره از پرتابگر بود. محفظه‌ای که ماهواره را نگه می‌داشت و به‌عنوان واسط بین ماهواره و پرتابگر عمل می‌کرد، طراحی و ساخته خودمان بود و از همان ابتدا نگرانی اصلی این بود که این قطعه نتواند عملکرد صحیحی داشته باشد. خوشبختانه بر اساس داده‌های تله‌متری که از ماهواره به زمین مخابره شد، مشخص شد این مرحله کاملاً درست انجام شده و جدایش بدون مشکل صورت گرفته است.

نگرانی بعدی ما باز شدن آنتن‌ها بود. مکانیزم باز شدن آنتن‌ها کاملاً توسط تیم ما طراحی شده بود و روی ماهواره چندین آنتن تعبیه شده بود، به‌طوری که اگر حتی یکی از آنها باز نمی‌شد، ارتباط مخابراتی با زمین دچار اختلال می‌شد. خدا را شکر، تمام آنتن‌ها به‌درستی باز شدند و هم‌اکنون ارتباط پایدار و دقیق میان آنتن‌های ماهواره و گیرنده‌های زمینی برقرار است.

در پرتاب اخیر، این مرحله تنها یک ساعت طول کشید و در همین مدت کوتاه توانستیم وضعیت سلامت ماهواره را ارزیابی کنیم. در عرض یک هفته، داده‌های جمع‌آوری‌شده بیش از تمام اطلاعاتی بود که از پرتاب قبلی دریافت کرده بودیم.

نگرانی بعدی مربوط به چرخش‌های ناگهانی یا ناپایداری‌های دینامیکی ماهواره بود، اما با توجه به عملکرد صحیح سیستم کنترل وضعیت، این نگرانی نیز برطرف شد و ماهواره کاملاً تحت کنترل است.

در حال حاضر، با توجه به برقراری ارتباط درست با ماهواره، هم داده از آن دریافت می‌کنیم و هم فرمان‌های کنترلی برای آن ارسال می‌کنیم. با این حال، ماهواره هنوز در فرآیند جهت‌دهی دقیق به سمت زمین قرار دارد. جهت‌دهی اولیه انجام شده است، اما هنوز خطاهایی وجود دارد و به دقت نهایی مطلوب نرسیده‌ایم. هر زمان که این دقت به سطح مورد نظر برسد، می‌توانیم عملیات تصویربرداری و ارسال تصاویر توسط ماهواره را آغاز کنیم.

در مقایسه با سایر سازنده‌های ماهواره در ایران، حتی پروژه‌های دولتی نیز در مواردی قراردادهای خارجی داشتند، هرچند این قراردادها توسط سازمان فضایی کشور منعقد شده بود.

منظومه‌سازی چه تفاوتی با یک ماهواره تکی دارد؟

منظومه‌سازی مسئله‌ای است که سال‌ها پیش در صنعت فضایی مدرن مطرح شد و اهمیت آن در ارائه خدمات گسترده مخابراتی و تصویربرداری کاملاً مشخص بود. در گذشته، تقریباً تمام منظومه‌سازی‌ها در ۲ حالت انجام می‌شد: یا برای خدمات ناوبری مانند GPS در ایالات متحده یا سیستم بایدو در چین، یا در مدار ژئو (Geostationary) در فاصله حدود ۳۶ هزار کیلومتری سطح زمین، با استفاده از سه ماهواره که هر کدام تقریباً یک سوم سطح کره زمین را پوشش می‌دادند. هنگامی که این سه ماهواره در مدار ژئو مستقر می‌شدند، کل کره زمین تحت پوشش مخابراتی قرار می‌گرفت و امکان انتقال تصویر و داده به‌صورت بلادرنگ (real time) فراهم می‌شد.

اما اگر ماهواره‌ای در ارتفاعی پایین‌تر از مدار ژئو، مثلاً در حدود هزار کیلومتری سطح زمین، قرار گیرد، دیگر نمی‌تواند یک سوم زمین را پوشش دهد و فقط بخش کوچکی با شعاع حدود ۵۰۰ کیلومتر از سطح زمین در دید آن قرار می‌گیرد. بنابراین، اگر بخواهیم در این مدار پایین‌تر منظومه‌سازی انجام دهیم، به جای سه ماهواره باید هزاران ماهواره را به‌ صورت همزمان پرتاب کنیم تا زنجیره پوشش کامل ایجاد شود. این همان چیزی است که به آن منظومه‌سازی مدرن گفته می‌شود.

سؤال مهم این است که چرا در گذشته چنین منظومه‌سازی مدرنی انجام نمی‌شد؟ پاسخ ساده است: هزینه ساخت و پرتاب ماهواره‌ها در گذشته آنقدر بالا بود که ارسال هزار ماهواره از نظر اقتصادی غیرممکن بود. اما در چند سال اخیر، با ظهور شرکت‌های دانش‌بنیان و کاهش چشمگیر هزینه‌ها، امکان ساخت و پرتاب ماهواره‌های کوچک و ارزان فراهم شد و این ایده عملیاتی شد.

امروزه بسیاری از استارتاپ‌های فضایی بر این باورند که ماهواره با قیمت پایین دیگر به معنای ماهواره کم‌ارزش نیست و می‌توان با تولید انبوه ماهواره‌های ارزان، پوشش گسترده و خدمات متنوع فضایی ارائه داد.

منظومه ماهواره‌ای که قرار است سال آینده پرتاب کنید، متشکل از چند ماهواره است و در چه مداری قرار خواهند گرفت؟ برای پرتاب آنها از چه پرتابگری استفاده خواهید کرد؟

احتمالاً در سال آینده 2 ماهواره از سری کوثر ۱/۶ ساخته خواهند شد که هر دوی آنها در مدار ۵۰۰ کیلومتری زمین قرار می‌گیرند. برای پرتاب این ماهواره‌ها، هم‌اکنون مذاکره با پرتابگر ایرانی در جریان است و هدف این است که پرتاب با قابلیت اطمینان قابل قبول انجام شود. در صورتی که پرتابگر ایرانی آماده نباشد، گزینه‌های دیگری از جمله سایوز روسی و چندین پرتابگر بین‌المللی دیگر نیز در دست بررسی هستند.

این مذاکرات به دلیل نیاز به پرتاب ۲۰۰ ماهواره در طول یک سال اهمیت ویژه‌ای دارد، چراکه این تعداد ماهواره در چهار صفحه مداری مستقر خواهند شد و برای هر صفحه مداری حداقل یک پرتاب لازم است. در ساده‌ترین حالت، برای قرار دادن تمام این ۲۰۰ ماهواره، ۱۴ پرتاب نیاز خواهد بود.
با توجه به محدودیت‌های عملیاتی سایوز، که در حالت عادی تنها 2 تا سه پرتاب در سال انجام می‌دهد، برنامه‌ریزی برای انجام ۱۴ پرتاب در یک سال مستلزم استفاده از ترکیبی از پرتابگرهای ایرانی، سایوز و پرتابگرهای بین‌المللی دیگر است تا اهداف استقرار ماهواره‌ها در مدار به موقع محقق شود.

به نظر شما ایران در صنعت فضایی در چه رده‌ای قرار دارد؟

در کشورهای پیشرفته‌ای چون جمله آمریکا، چین، روسیه و هند باز هم آمریکا پیشرو است و این کشورها تا چند سال اخیر به شکل سنتی و دولتی در صنایع فضایی فعالیت می‌کردند. با این حال، می‌توانم بگویم که ایران در این صنعت نه خیلی دیر جنبیده و نه خیلی زود اقدام کرده است.

با وجود تمام مشکلاتی مانند تحریم‌ها و مسائل اقتصادی که هم‌اکنون گریبانگیر شرکت‌هاست، آن حس و امیدی که باعث می‌شود شما کارتان را همچنان ادامه دهید، چیست؟

آمار من نشان می‌دهد که از هر ۱۰ استارتاپی که شروع به فعالیت می‌کنند، ۹ تای آنها با شکست مواجه می‌شوند. ولی من اعتقاد دارم که در دنیای نوآوری و استارتاپی، اگر کسی به خداوند توکل کند، از هر ۱۰ استارتاپ، ۹ تای آن موفق خواهند بود. تنها یک مورد شکست هم به این دلیل است که خداوند می‌خواهد حواس انسان جمع باشد و غرور بر او غلبه نکند. البته منظور من این نیست که چشممان را بر واقعیت‌ها ببندیم.

از زمانی که کارم را در صنعت فضا شروع کردم، ابتدا مدیر پروژه بودم و از زمانی که شرکت را تأسیس کردم، منابع مطالعاتی مختلفی درباره مدیریت داشتم. براساس مطالعاتم، یک مدیر پروژه باید سه ویژگی اساسی داشته باشد: مدیریت فنی، رهبری و اشراف بر بازار. برای من شخصاً اشراف به بازار، به‌ویژه بازار بین‌المللی، دشوارتر بود. در نگاه اول، بسیاری از دوستان تحریم‌ها و مسائل اقتصادی را به عنوان موانع اصلی گوشزد کردند. ولی من از همان ابتدا تصمیم گرفتم که به هیچ مانعی فکر نکنم و تنها تمرکز بر این بود که باید بین‌المللی کار کنیم و به دنبال راهکار باشیم.

در مراحل مختلف، موانع یکی پس از دیگری از مسیرمان کنار رفتند. به طور مثال، زمانی که می‌خواستیم از پرتابگر سایوز برای پرتاب ماهواره خود استفاده کنیم، این پرتابگر در شرف پرتاب ماهواره‌های منظومه «وان-وب» بود. این منظومه، اولین مگامنظومه مخابراتی پیش از استارلینک بود. اینکه بتوانیم ماهواره خودمان را با این پرتابگر ارسال کنیم، در ابتدا بسیار دور از ذهن بود، اما با توکل به خداوند توانستیم این مانع را پشت سر بگذاریم.

همچنین، همه ما تلخی دوران شیوع کرونا را تجربه کردیم، ولی همین موضوع باعث شد که به دلیل دورکاری بسیاری از کارکنان، تیم ما انسجام بیشتری پیدا کند. به طور کلی، شرایط بسیاری از اوقات به گونه‌ای بود که به نظر می‌رسید به مو می‌رسد، ولی پاره نمی‌شد و در هر مرحله، خداوند مسیرهایی را برایمان باز می‌کرد که حتی به ذهن خودمان هم خطور نمی‌کرد.

با توجه به اینکه کار کردن در ایران و به‌ویژه در حوزه صنعت فضا بسیار دشوار است و در مقابل، تسهیلات ویژه‌ای در خارج از کشور برای این کارها در نظر گرفته می‌شود، اگر به شما پیشنهاد کار در خارج از کشور بشود، دوست دارید که بروید؟

با توجه به اینکه کار کردن در ایران و به‌ویژه در حوزه صنعت فضا بسیار دشوار است و در مقابل، تسهیلات ویژه‌ای در خارج از کشور برای این کارها در نظر گرفته می‌شود، اگر به شما پیشنهاد کار در خارج از کشور بشود، دوست دارید که بروید؟

در مقاطع مختلف پیشنهادهایی از کشورهای دیگر مثل سوئیس و انگلیس ارائه شد. شرایط بسیار جذابی هم داشت؛ طوری که برایم شرکت می‌زدند و حتی پاسپورت غیر ایرانی به من می‌دادند و مشکل تحریمی دیگر وجود نداشت. ولی به شخصه با یک حساب سرانگشتی به این نتیجه رسیدم که ادامه فعالیت در ایران موفق‌تر خواهد بود. از نظر کسب‌وکاری، به این جمع‌بندی رسیدم که باید بمانم و اصلاً بحث ایثار و فداکاری مطرح نبود.

من متوجه شدم که اگر به خارج از کشور بروم، تسهیلات و امکانات بهتر از ایران در اختیارم خواهد بود، ولی مشکلاتی نیز وجود خواهد داشت. اول اینکه هر کشوری به غیر از آمریکا همان مشکلاتی را سد راه ما می‌گذارد که در ایران داریم و دوم اینکه اگر به کشور دیگری می‌رفتم، از شرکت‌های آن کشور عقب‌تر بودم و توان رقابت با آن‌ها را نداشتم.

در حال حاضر هدف تجاری من به گونه‌ای است که اگر بخواهم در کشور دیگری فعالیت داشته باشم، یکی از کشورهای عضو «بریکس» را انتخاب می‌کردم؛ شامل برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی. در میان آنها، روسیه، هند و چین جزو پرجمعیت‌ترین کشورها هستند و مساحت بسیاری دارند و جزو رده‌بالای صنعت فضایی دنیا به شمار می‌روند. این کشورها بزرگ‌ترین بازار برای صنعت فضا محسوب می‌شوند و مشکلی هم با کشورمان ندارند.

به نظر شما کارآفرینی و صنعت با چه چالش‌هایی در ایران مواجهند؟

نسبت دانشگاه‌های کشورمان به تعداد دانشجویان‌مان رتبه یک دنیاست. من به عنوان یک کارآفرین اگر بخواهم تحلیل اجتماعی انجام دهم، می‌گویم تولید نیروی انسانی را یک صنعت در نظر بگیریم و صنعت هم یک صنعت. ما در صنعت نیروی انسانی رتبه یک دنیا را داریم، ولی صنعت واقعی‌مان جایگاه خوبی ندارد و مشکل اصلی دولتی بودن صنایع است.

این دو صنعت در کشورمان هم‌سرعت نیستند؛ یعنی دانشجویان پس از فارغ‌التحصیلی نمی‌توانند بلافاصله وارد صنعت شوند. قطع یقین دولتی بودن در همه جای دنیا، حتی در آمریکا، بدترین نوع صنعت است. مثلا اسپیس‌ایکس و ناسا را با هم مقایسه کنیم. مدیران ناسا معتقدند که از صنعت فضایی دنیا جا مانده‌اند، ولی شرکت خصوصی اسپیس‌ایکس با سرعت بسیار زیادی در حال توسعه و پیشرفت است.

طبیعی است که فارغ‌التحصیلان و صنعتگران ما نمی‌توانند وارد بازار کار شوند و بسیاری از آن‌ها مهاجرت می‌کنند. بیشترین قشر مهاجر کشور تحصیل‌کردگان هستند. به نظر من بهترین کشور برای مهاجرت، آمریکا است، زیرا خصوصی‌ترین صنعت دنیا را دارد. به همین دلیل برای یک کارآفرین سقف آرزو وجود ندارد و خود کارآفرین تعیین می‌کند سقف پروازش کجاست. اما زمانی که صنعت دولتی می‌شود، برای کارآفرین سقف و موانع متعددی ایجاد می‌شود.

برای یک کارآفرین، کل عرصه دنیا زمین بازی اوست و خودش تصمیم می‌گیرد که کسب‌وکارش را از کجا آغاز کند.

با وجود پیشنهادهای خارجی، چرا تصمیم گرفتید در ایران بمانید؟

در مقاطعی از کشورهایی مانند سوئیس و انگلیس پیشنهادهایی دریافت کردم؛ پیشنهادهایی که شامل راه‌اندازی شرکت، اعطای امکانات گسترده و حتی حل مسئله تابعیت و تحریم می‌شد. اما با یک تحلیل کسب‌وکاری به این نتیجه رسیدم که ماندن و ساختن در همین چارچوب، از نظر راهبردی برایم موفق‌تر خواهد بود.

ایران از نظر تربیت نیروی انسانی جایگاه بالایی دارد، اما صنعت واقعی هم‌سرعت با آن رشد نکرده است. این فاصله باعث مهاجرت گسترده نیروهای متخصص می‌شود. به باور من، صنعت دولتی — در هر کشوری — کندتر و محدودکننده‌تر از صنعت خصوصی است. مقایسه سرعت رشد شرکت‌های خصوصی فضایی با نهادهای سنتی، این تفاوت را نشان می‌دهد.

برای یک کارآفرین، کل دنیا می‌تواند زمین بازی باشد، اما باید دید در کجا مزیت رقابتی و فرصت واقعی وجود دارد. اگر قرار باشد خارج از کشور فعالیت کنم، بازارهایی را ترجیح می‌دهم که هم اشباع نشده‌اند و هم در حوزه فضا ظرفیت رشد دارند؛ کشورهایی با بازار وسیع و نیاز واقعی.

توصیه شما به کارآفرینان جوان چیست؟

باور ندارم که مشکلات کشور توجیهی برای اقدام نکردن باشد. فضای کارآفرینی، فضای رقابت و حتی نبرد است؛ کسی برای شما فرش قرمز پهن نکرده است. وقتی داوطلبان استخدام به شرکت ما می‌آیند، کمتر از آنها سؤال فنی می‌پرسم و بیشتر می‌گویم خودتان را برای یک جنگ تمام‌عیار آماده کنید.

کارآفرین باید مشکل را دقیق بشناسد، راهکار ارائه دهد و خودش فرصت بسازد. در مسیر ما بارها شرایط به نقطه‌ای رسیده که به تعبیر عامیانه «به مو بند بوده»، اما هر بار راهی باز شده که حتی تصورش را هم نمی‌کردیم. استمرار، نگاه بین‌المللی و باور به امکان‌پذیر بودن، سه مؤلفه‌ای بوده که ما را جلو برده است.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1296967

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =